Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
 
نوشته شده توسط : LONDON EYE

شبکه من و تو در اقدام تازه ای به تبلیغ آلبوم شاهین نجفی، خواننده هتاک پرداخت.

شبکه من وتو که پس از توهین شاهین نجفی، خواننده هتاک به امام دهم شیعیان از او حمایت کرد، بار دیگر در جهت حمایت از این خواننده  هتاک در اقدام تازه ای دست به تبلیغ  آلبوم جدید او زد.

این شبکه در یکی از برنامه های خود بخش ویژه ای را به آلبوم جدید شاهین نجفی اختصاص داده و به تفصیل، یک به یک آهنگ های این آلبوم را بررسی نمود.

شبکه من وتو که شعار مخاطب محوری را سرلوحه کار خود قرار داده در طول دوران فعالیت خود ثابت کرده است که برای اعتقادات و نظرات مخاطب خود هیچ ارزشی قائل نبوده و تنها در برنامه های خود سیاست های دولت انگلیس را دنبال می کند .



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، من و تو، گوگوش، بی بی سی، بهائیت
:: برچسب‌ها: شاهین نجفی, شبکه من و تو, آلبوم شاهین نجفی, manoto1, انگلیس
تاریخ انتشار : یکشنبه یازدهم فروردین 1392 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

در مستند «از تهران تا قاهره» نیز مخاطب شاهد یک تدوین و چیدمان حساب شده از عناصری است که قرار است در پایان حس و حالی عاطفی در مخاطب نسبت به محمد رضا پهلوی و فرح دیبا ایجاد کند.

«پیروزی انقلاب اسلامی» رویدادی است که هر سال در قالب مراسم های مختلف در کشورمان جشن گرفته می شود اما از چند سال قبل شبکه های ماهواره ای هم به سراغ این مناسبت رفته و با برنامه ریزی نسبتا مفصلی، با سبک و سیاق ویژه خود یاد و خاطره این ایام را زنده نگه می دارند!

با بررسی مستند «از تهران تا قاهره»، برخی تناقض ها و تحریف های تاریخی موجود در این اثر بررسی شده است. این مستند شب 22 بهمن ماه از شبکه من و تو باز پخش شد.


از تهران تا قاهره

از تهران تا قاهره با عشق!

«فیلم یک بار در سر صحنه ساخته می شود و یکبار در هنگام تدوین». تقریبا همه علاقمندان به سینما این جمله معروف را شنیده اند و به واسطه آن از اعجاز و قدرت هنر تدوین با خبر هستند.

تدوین یا مونتاژ صرفا آن چیزی که بر روی میز مونتاژ یا رایانه صورت می گیرد نیست بلکه هرنوع چیدمان و قرار گرفتن عناصر مختلف در کنار یکدیگر را می توان با عبارت «مونتاژ» و در صورت رعایت خلاقیت با عبارت «تدوین» مورد خطاب قرار داد.

در مستند «از تهران تا قاهره» نیز مخاطب شاهد یک تدوین و چیدمان حساب شده از عناصری است که قرار است در پایان حس و حالی عاطفی در مخاطب نسبت به محمد رضا پهلوی و فرح دیبا ایجاد کند تا بدین واسطه احساس تردید نسبت به انقلاب اسلامی و اهداف آن را در مخاطب برانگیزاند.

در عرصه رسانه ای عنواني تحت نام «استفاده از عاطفه گیرندگان پیام» با نام علمی «To Play on the Emotions of the Audience» وجود دارد. در این تکنیک، تعابیری درخصوص سوژه مورد استفاده قرار می گیرد که به کارگیری آنان احساس عاطفی مخاطبان را به طور ساختگی تحریف و تهییج می کند. کلماتی نظیر: ظلم به زنان، فشار بر کودکان، شکنجه، بازجویی، توطئه، خفقان، نسل سوزی، دولت ستیزی، قانون ستیزی و .... مصالح مناسبی برای برانگیخته کردن احساسات مخاطب است. همچنین استفاده از زنان به عنوان عناصر زجر کشیده می تواند در مسیر ایجاد هیجان بسیار موثر و پُرنفوذ باشد.

رسانه ها همواره از عاطفه غریزی گیرندگان پیام استفاده می کنند. گیرندگان پیام در مقابل مسائل مشترک با هم دارای همبستگی های عاطفی هستند و بر همین اساس «فرح پهلوی» به عنوان سوژه اصلی این مستند انتخاب می شود.


مستند «از تهران تا قاهره» از نگاه فرح پهلوی، آخرین روزهای حکومت محمد رضا شاه تا پس از مرگ وی را پوشش می دهد. هر انسانی در زمان مرگ در وضعیت رقت آوری قرار می گیرد. نمونه دم دستی آن متجاوزان به عُنف هستند که دیدن آنها در جلسه دادگاه و پای چوبه دار، احساسات هر انسانی را تحریک مي کند. حس و حال ترحم نسبت به آدم ها، با دیدن افرادی که در مقطع پیری هستند نیز شکل می گیرد و این دو عنصر به خوبی در این مستند به کار گرفته شده است.

فرح زنی تحصیل کرده است که پس از ازدواج با محمد رضا شاه سرنوشت متفاوتی پیدا می کند و در بحبوبه انقلاب از ایران خارج می شود و حالا در پاریس زندگی می کند. او در طول سال های گذشته دو فرزندش را در غربت از دست داده و بدیهی است چنین موقعیت رقت آوری، حس دلسوزی در مخاطب را ایجاد کند.

ضمن آنکه در طول پخش این مستند، فرح بر روی یک صندلی و در اتاقی کوچک نشسته و در خصوص تصاویری که از تلویزیون مشاهده می کند توضیح می دهد. چنین موقعیتی می تواند تعبیری از زندان باشد و حتی اگر «صدام حسین» نیز در چنین موقعیتی قرار گیرد، دل مخاطب برایش به رحم می آید و احساساتش تحریک می شود.

«پاره حقیقت گویی» با نام علمی «The Release Facts partially» نیز تکنیک دیگری است که در این مستند به کار برده شده است. گاهی حادثه، خبر یا سخنی مطرح می شود که از نظر منبع، محتوای پیام، مجموعه ای به هم پیوسته و مرتب است که اگر بخشی از آن نقل و بخشی نقل نشود، جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد.

فرح پهلوی در مستند «از تهران تا قاهره» با تماشای تصاویر راهپیمایی های مردم در پیش از انقلاب عنوان می کند این تصاویر را برای اولین بار است که می بیند! در جای دیگر با تماشای دستان خونی یک راهپیمایی کننده می گوید اینها خون گوسفند را روی دست می ریختند و به دیوارها می زدند!!

انکار حقیقت در این مستند که قاعدتا باید پایبند به حقیقت باشد، تا آن اندازه است که تنها کم مانده فرح دولت پهلوی را یکی از دولت های آزاد دنیا در دهه 70 میلادی معرفی کند!

 مخاطبی که از تاریخ آن دوران و ظلم و ستم های حکومت بر مردم خبر دارد، هر لحظه منتظر است تا فرح زبان باز کرده و بگوید که «زندان اوین» نه محل حبس و نگهداری زندانی های سیاسی بلکه فضایی در شمال تهران بود که فیلم سازن ژانر پلیسی برای ساخت آثار خود از آن استفاده می کردند!

 یا در جایی دیگر توضیح دهد که «زندان قصر» نیز سازه ای معماری بود که قرار بود تبدیل به موزه شود و این اتفاق در نهایت در سال 91 رخ داد! شاید اگر سازنده مستند از فرح درباره «کمیته مشترک ضدخرابکاری» نیز که بسیاری از انقلابیون در آن شکنجه شدند سوال می کرد، او این مکان را به عنوان «باشگاه ایده پردازان و داستان نویسان» معرفی می کرد که حاصل این ایده پردازی ها به خلق آثار نمایشی در سال های پس از انقلاب منجر شد!

این مستند در ادامه تطهیر خاندان پهلوی، یکی از ابهام های مهم درخصوص آنها را مطرح و پاسخ دلخواه خود را به آن می دهد. در بخشی از این مستند فرح مدعی می شود هنگام خروج از ایران فقط یک آلبوم از عکس های خانوادگی اش را برده و حتی جواهراتش را نیز برنداشته است! از مبلغ مختصری هم که بعد از مرگ محمد رضا شاه میان فرح و فرزندان او توزیع شد، بخش عمده ای در اثر کلاهبرداری از بین رفته و آنطور که فرح می گوید، اگر کمک دوستانش نبود نمی توانست زندگی خود را ادامه بدهد!

اوج تحریک احساسات مخاطب در این مستند تا به آنجا پیش می رود که بیننده هر لحظه انتظار دارد یک شماره حساب برای کمک به فرح پهلوی زیرنویس شود تا ملکه ایران خدای نکرده در خارج از ایران مجبور به تحمل گرسنگی نشود!

در میان اسناد منتشر شده درخصوص دولت پهلوی کتاب «از سید ضیاء تا بختیار» نوشته «مسعود بهنود» یکی از آثاری است که به واسطه بی طرفی نویسنده، مورد استناد گروه های مختلف قرار گرفته است.

طبق آنچه در صفحه 876 کتاب نوشته شده است، از چند روز قبل از 26 دی ـ خروج شاه از ایران ـ از طریق هواپیماهای نظامی سگ ها، اسب ها و اشیای مورد علاقه شاه و چمدان های فرح به مصر حمل شده بود و در روز 26 دی، فرح هنگام خروج از کشور گروهی از ندیمه ها، پیشخدمت ها و دوستانش را نیز سوار بر هواپیما کرد و حتی «لوسی» و «آریان» دو سگ غول پیکر شاه هم که شب ها پشت در اتاق او می خوابیدند نیز به همراه نگهبانشان سوار بر این هواپیما شده و از ایران خارج شدند!

البته حرکت های منفعلانه این شبکه های تلویزیونی برای ارائه تصویری غیرواقعی از تاریخ کشورمان همواره بُرد محدودی دارد. حضور گسترده مردم در راهپیمایی 22 بهمن امسال نیز نشانه مشخصی از میزان تاثیر فعالیت های این شبکه ها است.

 اگر چنین حرکت هایی موثر بود باید در ایران نیز مانند دیگر کشورهای جهان، در چنین ایامی به جای یک راهپیمایی گسترده شاهد رژه ای تشریفاتی یا یک جشن کوچک بودیم اما در 22 بهمن امسال شاهد حضور گسترده مردمی که لحظه لحظه به شکل هنرمندانه ای از سوی شبکه های تلویزیونی پوشش داده شد و لحظات شیرین آن ثبت گردید، دلیلی بر این مدعا است.

اما صدا و سیما بدون نیاز به پاسخ به تولیدات این شبکه ها، صرفا با هدف صیانت از چهارچوب ها و اهداف انقلابی می تواند با تولید برنامه به چنین شبهاتی پاسخ دهد تا ناگهان در سال های آینده از سوی این شبکه ها و در قالب یک مستند جعلی، ایران به عنوان آغاز گر جنگ با عراق معرفی نشود!



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، من و تو، پانته آ مدیری، گوگوش، بی بی سی، بهائیت
:: برچسب‌ها: فرح, شبکه من و تو, مستند از تهران تا قاهره, manoto1, پهلوی
تاریخ انتشار : یکشنبه یازدهم فروردین 1392 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

آنچه باعث شده تا این حد بازار سوال ها و شایعات درباره این شبکه را گرم کند هزینه های ماهانه تلویزیون من و تو است. منابع مالی شبکه من و تو از کجا تامین می گردد؟ این سوال افراد زیادی است اما تا کنون هیچ گاه از این شبکه شنیده نشده که پاسخ این سوال را داده باشد!

شاید مسئولان این شبکه لذت می برند که مردم ندانند منبع مالیشان کیست! چرا که در عید نوروز ۱۳۹۱ هم یک بار به این مساله در تلویزیون اشاره شد اما از کنار آن به آسانی گذشتند!


گفته ها و حتی شایعات زیادی نیز در این مورد در رسانه های رسمی و یا در فضای غیر رسمی انتشار یافته است؛ از اینکه بگویند یک شرکت نفتی در انگلستان هزینه های این شبکه را می پردازد تا اینکه عده ای می گویند دولت انگلیس و یا حتی دولت امریکا پشت این شبکه است.

هزینه های ماهانه شبکه من و تو چقدر است؟

برخی از مجریان و کارکنان این شبکه نیز پیش از این در بی بی سی فارسی فعالیت داشته اند؛ شاید این مساله نیز به تردیدها می افزاید.

اما باید یک مساله کلی را بدانید که هر کشوری بر اساس یک سری مطالعات متوجه می شود که اگر برای کشور دیگری چنین هزینه هایی کند، در نهایت چندین برابر نفعش در جیب خودش خواهد رفت!

اما آنچه باعث شده تا این حد بازار سوال ها و شایعات را درباره این شبکه گرم کند، هزینه های ماهانه تلویزیون من و تو است.

قيمت اجاره فضا در ماهواره "هات‌ برد" بابت هر مگابيت حدود ۱۳ هزار يورو در ماه است. شبکه من و تو با پهنای باند ۴ مگابیت فقط ماهانه 52۰۰۰ یورو که حدودا مساوی است با ۲۶۰ میلیون تومان، فقط و فقط هزینه روی ایر بودن بر روی هاتبرد را می پردازد!

علاوه بر آن از دو ماهواره عرب ست و یوتلست هم پخش می شود که سر جمع حدود ۱۴۰ میلیون تومان هزینه خواهد داشت!

یعنی این شبکه ماهیانه چیزی حدود ۴۰۰ میلیون تومان فقط و فقط برای اجاره کانال خود روی ماهواره ها می پردازد؛ و البته حدود ۵ میلیارد تومان، سالیانه. این مبلغ حتی جدای از دستمزد کارکنان، برنامه های خریداری شده، دوبله، دکور، مصاحبه ها و تهیه برنامه های تلویزیونی می باشد.

همین مبلغ هنگفت کافی است تا به تردیدها و شایعات در مورد منابع مالی شبکه من و تو دامن بزند.



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، من و تو، پانته آ مدیری، گوگوش، بی بی سی
:: برچسب‌ها: هزینه ماهیانه شبکه من و تو, منابع مالی شبکه من و تو, manoto1, انگلیس, آمریکا
تاریخ انتشار : یکشنبه یازدهم فروردین 1392 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

شبکه من و توشبکه ای که ماهیت بهایی اش بر همگان روشن بوده و کارشناسان به عنوان بخش فرهنگی بی بی سی از آن یاد می کنند گاه گاهی در برنامه های خود در ارتباط با مسائل دینی مباحثی را مطرح می کند.

این شبکه اخیرا دربرنامه های خود به مناسبت های مختلف به تبلیغ و ترویج دین زرتشت پرداخته و از کارشناسان مربوط به این دین در برنامه های خود دعوت نموده تا در ارتباط با آئین و سنت های این دین صحبت کنند.


شبکه من و تو برای ترویج دین زرتشت به دعوت کردن کارشناسان اکتفا نکرده و برای این آئین مستنداتی را نیز تهیه نموده و از این دین به عنوان دین رحمت یاد می کند.

مساله اینجاست که این شبکه بهایی چرا باید از دین زرتشت دفاع نماید و حتی به تبلیغ این دین بپردازد؟!در صورتی که بیشتر  مخاطبین این شبکه مسلمان هستند.

در پاسخ باید بگویم که این مساله ریشه در اعتقادات مدیران این شبکه دارد و در تحقیقی کوتاه به این مساله می رسیم که علت ارادات بهائیان به دین زرتشت این است که آنها معتقدند که پیامبر دین زرتشت بشارت به پیامبرشان داده است و برای اثبات حقانیت خود از کتب این دین استفاده می کنند.

زرتشتیان در جواب به این سوال که هر پیامبری، گواهی و وعده پیامبر پیشین را دارد و کدامیک از پیامبران الهی به پیدایش پیامبرنمای شما وعده داده است؟!می گویند: در کتاب دینکرد (از كتب معروف زرتشتیان) صفحه 185 آمده است:" چون هزار و دویست و اند سال از تازی آئین بگذرد، هوشیدر ماه به پیغمبری برانگیخته شود."

همانطور كه معلوم است؛ مقصود از آئین تازی، دیانت مقدس اسلام است و ظهور باب، 1260 سال پس از هجرت پیغمبر واقع شده است. ضمنا "هوشیدر" به معنای "در هوش" است كه در واقع معادل عربی آن "باب ِ علم " می باشد.

و در کتاب دبستان المذاهب(از دیگر كتب زرتشتیان) روایت کنند که حضرت زردشت فرمود: "پس از غلبه تازیان و پریشانی بهدینان ، خداوند در ایران بزرگی را از نژاد کیان بر انگیزد تا جهان را از خاور تا باختر به یزدان پرستی گرد آورد."مقصود از غلبه تازیان، حمله اعراب به ایران و تسلط ایشان بر این سرزمین است "بزرگی از نژاد كیان" به تعبیر بهائیان، بهاء است كه نسبت خانوادگی ایشان به پادشاهان ساسانی می رسد.

در مقابل باید به این مساله بپردازیم همانطور که بهائیان ارادت خاصی به زرتشت دارند، پیامبر خاتم را دشمن خود می دانند.

 دلیل این مدعی سیاست های مدیران شبکه من و تو که بیش از این بهایی بودن آنها آشکار گردیده می باشد.

شاهد این مطلب هم اینکه چند روز پیش تداخل تاریخی میان میلاد پیامبر خاتم و جشن سده (از جشن های سنتی زرتشتیان) پیش آمد اما راهبردی که شبکه من و تو در این ایام انتخاب کرد نه فقط حمایت بلکه ترویج آئین زرتشت بوده است به طوری که موضوع چند برنامه خود را همین مساله قرار داده و ویژه برنامه ای در این خصوص تهیه و پخش کرد.

این در حالی است که این شبکه همواره مدعی است بر اساس میل و نظر بینندگان برنامه اجرا می کند و  اکثر مخاطبین این شبکه فارس زبان و مسلمان هستند و این شبکه با بی اعتنایی به مخاطبینش حتی نامی از پیامبر گرامی اسلام به میان نیاورد.



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، من و تو، گوگوش، بهائیت
:: برچسب‌ها: شبکه من و تو, manoto1, زرتشت, بهائیت, بی بی سی
تاریخ انتشار : یکشنبه یازدهم فروردین 1392 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

پانته آمدیری سردبیر بخش خبری شبکه من و تو که جسته و گریخته در برنامه های دیگر شبکه نیز دستی بر آتش دارد و از تهیه کنندگان شبکه من و تو محسوب می شود در اقدامی صهیونیستی با شبکه بی بی سی ...

پانته آمدیری سردبیر بخش خبری شبکه من و تو که جسته و گریخته در برنامه های دیگر شبکه نیز دستی بر آتش دارد و از تهیه کنندگان شبکه من و تو محسوب می شود در اقدامی صهیونیستی با شبکه بی بی سی برای ساخت مستند هلوکاست که در حمایت از توهم سوزانده شدن یهودیان توسط مردم بی دفاع فلسطین تولید شده بود همکاری کرده و دوبله این مستند را به عهده گرفت.

پانته آمدیری متولد 1350 استان کرمانشاه محله فیض آباد است. محلهٔ فیض‌آباد یکی از قدیمی ترین محله های کرمانشاه است  و در نزدیکی یکی از پنج دروازه ورودی به شهر قرار داشته که در میان کرمانشاهیان به دروازهٔ یهودی‌ها معروف بوده ‌است. طایفه مدیری ها از طوایف یهودی در کرمانشاه به حساب می آید و پانته آ نیز یک یهودی زاده است.

پدر پانته آ مدیری یکی از بزرگان یهود در کرمانشاه بود. هر ماه بزرگان شهر در خانه آنها جمع می شدند و در مورد فعالیت های قومی و مذهبی در کرمانشاه و حتی استان های دیگر بحث می کردند. در آخر نیز هر شخص به فراخور مسئولیتی که داشت هزینه ای در راستای تقویت قوم یهود در ایران پرداخت می کرد. هزینه های جمع شده در صندوقی که مدیریت آن را محسن مدیری (پدر پانته آ) بر عهده داشت قرار داده می شد تا طبق زمان بندی و اولویت های قوم، خرج و مصرف شود. هزینه های موجود به اضافه کمک هایی که ساواک و ارگان های دیگر به این صندوق می کردند همه و همه در دست پدر پانته آ مدیری بود. نام گروه و جلسه فوقYFK   (مخفف یهودیان فعال کرمانشاه) است. این گروه هم اکنون در شهرستان کرند است ولی از لحاظ  کمیت افراد گروه بسیار کمتر شده و به تبع آن نیز فعالیت ها دیگر حالت سابق را ندارد. علت اصلی کم رنگ شدن فعالیت گروه YFK  (یهودیان فعال کرمانشاه) مهاجرت اکثر این یهودیان در سال های بعد از انقلاب به اسرائیل است. هدف سران صهیونیستی از این مهاجرت تشکیل دولت یهود در سرزمین موعود یهودیان، یعنی همان فلسطین اشغالی است. بعدها محسن مدیری به دلایل مختلف از رهبری گروه YFK   کنار گذاشته شد.

پانته آ مدیری هم اینک نیز در برنامه خبری شبکه من وتو و بخش تونل زمان برنامه به ظاهر اجتماعی من و تو پلاس خبر هایی را در حمایت از اقدامات غیر انسانی صهیونیست ها بر علیه مردم بی دفاع فلسطین نقل می کند و اصالت خود را که یک یهودی زاده است حفظ کرده است.

انگلیس که خود بزرگ شده  صهیونیست است هیچگاه به ارباب خود پشت نکرده و تمام امکانات خود از جمله شبکه های فارسی زبان وابسته، مانند من و تو و بی بی سی را برای اهداف صهیونیست ها و سیاست های آنان به خط کرده و برای این امر از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند حال آنکه عوامل شبکه نیز خود یهودی زاده و صهیونیست یاشند.



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، من و تو، پانته آ مدیری، بهائیت
:: برچسب‌ها: manoto1, شبکه من و تو, پانته آ مدیری, هلوکاست, تونل زمان
تاریخ انتشار : پنجشنبه هشتم فروردین 1392 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

شبکه من و تو با اعتراف به دستکاری در نظرسنجی، آرای مخاطبینش را در یک چشم به هم زدن وارونه کرد.

"از ابتدای هر هفته، نظر سنجی در سایت شبکه قرار می دهیم تا در موضوعات مختلف نظرات مخاطبین را به دست آورده و در ابتدای هفته آینده در همین برنامه آن را بررسی و اعلام می کنیم."

متن فوق اظهارات مجری برنامه اتاق خبر شبکه من و تو، در تاریخ سوم اسفندماه می باشد. بنا بر وعده ی این شبکه در تاریخ 5 اسفند ماه نظر سنجی ای مبنی بر شرکت در انتخابات ریاست جمهوری آینده در سایت گذاشته شد که "آیا شما قصد شرکت در انتخابات آینده ریاست جمهوری را دارید؟"

رخداد خبر سازی که پیرو این نظر سنجی فضای سایبری را به خود در گیر کرد، انقلابی بود که در کمتر از یک چشم به هم زدن در  آراء مخاطبین صورت گرفت.


سایت بالاترین در این باره می نویسد: "از عجایب این نظر سنجی، تغییر صد و هشتاد درجه ای آراء شرکت کنندگان در کمتر از یک چشم به هم زدن می باشد. آرائی که در ظرف شش روز، به حد 61.9% موافق شرکت در انتخابات و 32.1% مخالف شرکت در انتخابات و 6% رای ممتنع، رسیده بود، به صورت معجزه آسایی در ظرف یک دقیقه در تاریخ 1391/12/10 به این صورت تغییر کرد:

36.9% موافق شرکت در انتخابات

59.5% مخالف شرکت در انتخابات

3.6% ممتنع


این در حالی ست که ظرف این شش روز به صورت روزانه ده درصد به آراء موافقین (رنگ آبی در تصویر) اضافه می شد."

بالاترین با اشاره به نحوه محاسبه رأی در شبکه من و تو می افزاید: "از دیگر مستندات دموکراسی به سبک من و تو، آراء کیفی بود. به نحوی که هر 8 عدد رای مخالف شرکت در انتخابات، 0.1% به میزان آراء مخالفین اضافه می شد در حالی که هر 0.1% آراء موافق نیازمند 80 عدد رای می باشد."

شبکه من و تو پس از این اتفاق در اقدامی انفعالی در برنامه "جواب" به تاریخ شنبه 12/12/91 گفت: "متوجه شدیم بعد از چند ساعت از گذاشتن نظر سنجی از یک کامپیوتر تعداد زیادی رای داده شده، لذا نتیجه نظر سنجی را به رقم واقعی تغییر دادیم. "

در این بین پس از دستکاری آشکار شبکه من و تو در نظر سنجی، سوالاتی در ذهن مخاطبین پیش آمده است:

1- ادعای این شبکه مبنی بر شرکت گسترده از یک کامپیوتر در نظر سنجی امری است غیر طبیعی و  نیازمند سند است! لذا  این شبکه می بایست ادعای فوق را ثابت کند.

2- اعتراف صریح شبکه مبنی بر دستکاری در نظر سنجی، آیا این سوال را  به ذهن هر بیننده ایجاد نمی کند که تمامی نظر سنجی های پیشین سایت دستکاری شده اند و در نظرسنجی های آینده نیز احتمال دستکاری آن وجود دارد؟

3- افشاگری گسترده در فضای سایبری، شبکه من و تو را وادار کرد تا ضمن اعتراف به تقلب در نظر سنجی، به واکنشی انفعالی، دست زده و تعداد بسیار زیادی از آراء موافقین حضور در انتخابات را منتسب به یک کامپیوتر نامعلوم کند!

این در حالی است که تمام مخاطبینی که طی هفته گذشته در نظر سنجی سایت شرکت کرده اند، پیشرفت تدریجی آراء موافقین برای ایشان مشهود بوده است، اما در روزهای پایانی نظرسنجی در کم تر از چند دقیقه یا بنابر گفته ی عوامل شبکه من و تو طی چند ساعت آراء بر می گردد.

بر مخاطبین این شبکه پوشیده نیست پیشرفت تدریجی آراء موافقین حضور در انتخابات حکایت از این دارد که کامپیوتر مذکور، جز در خدمت پیشرفت آراء مخالفین نبوده است، چرا که تغییر چند دقیقه ای آراء متعلق به عدم شرکت در انتخابات بوده است نه موافقین شرکت.

اینجا همان بزنگاه ماجراست که شبکه من و تو طی اقدامی ناشیانه و از سر دستپاچگی تقلب خودکرده را به گردن کامپیوتری می اندازد که تعداد زیادی رای را به موافقین شرکت در انتخابات داده است.

4- اگر ادعای شبکه درست باشد که در عرض چند ساعت متوجه وجود کامپیوتری شده اند که تعداد زیادی رای را به موافقت شرکت در انتخابات داده است، این سوال مطرح است که چرا همان روز اول نتایج را دستکاری و به تعبیر خودشان به رقم واقعی نرسانده اند.

آنچه پرواضح است تقلب این شبکه در روز پایانی نظرسنجی است دقیقا زمانی که برخلاف میل باطنی شان میزان موافقین شرکت در انتخابات دو برابر مخالفین بوده است.

نکته مهم:

بی شک یادمان نرفته است میدان داری شبکه های ماهواره ای را در حمایت از کمیته صیانت آرا، اکنون سوال این است ؛ وقتی خود شبکه من و تو برگزارکننده نظرسنجی ای است که خود ناظر آن است و اینگونه در آراء (حتی آراء مخالفین) دست کاری کرده و به نوعی نتیجه را مهندسی می کند و نمی تواند از رأی و اندیشه مردم محافظت کرده و امانت داری کند، آیا حق این را دارد که ادعای ایجاد کمیته صیانت از آرا را نسبت به هر انتخاباتی در هر زمینه ای داشته باشد و یا حتی اساسا شأن قضاوت در خصوص صلاحیت دیگران را دارد؟

نکته دیگری که نباید از ذهن دور بماند دلیل اصلاح است. مجری در این ویدئو مدعی می شود که به دلیل مقایسه نظرسنجی سایت با نظرسنجی صفحه اتاق خبر متوجه اشتباه در نتیجه نظرسنجی شده اند، از کجا می شود فهمید که همه کسانی که در نظرسنجی صفحه اتاق خبر رأی داده اند، در این نظرسنجی هم شرکت کرده اند یا برعکس؟! به نظر می رسد ایدئولوژی شبکه من و تو مشکل دارد. اگر قیاس دلیل این شبکه است پس بی شک می توان این سوال را پرسید که چه تضمینی هست که در سایر برنامه های این شبکه مثل آکادمی موسیقی گوگوش و ... نتایج بر اساس قیاس نباشد؟

در پایان خاطر نشان می سازد، فارغ از اهانت شبکه به شعور مخاطبین، بر فرض که مخاطبین بپذیرند کامپیوتری وجود داشته و آراء شرکت کنندگان در انتخابات را مدیریت کرده است، اولین سوالی که به ذهن می رسد این است که از یک طرف نظر سنجی ای که با یک کامپیوتر تغییر می کند چگونه قابل اعتماد است؟

از طرف دیگر، از فرضیه ی سست و آسیب پذیر بودن فضای سایبری شبکه که بگذریم، خود شبکه معترف به دستکاری در آراء می باشد، بنابراین در هر دو صورت، هیچ کدام از نظر سنجی های شبکه قابل اعتماد نیست!

 

 



:: موضوعات مرتبط: manoto، بازیگران ترکیه، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، من و تو، آکادمی گوگوش
:: برچسب‌ها: manoto1, شبکه من و تو, هومن خلعتبری, آکادمی گوگوش, رها اعتمادی
تاریخ انتشار : پنجشنبه هشتم فروردین 1392 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

چندی پیش من و تو که اکنون آغاز مسافرت های نوروزی ایرانیان را بهانه اتمام برنامه خود می کند، در یکی از همین دست برنامه ها با تیره و تار توصیف کردن اوضاع اقتصادی مردم می گوید...

مجری یکی از برنامه های شبکه انگلیسی من و تو، مسافرت های نوروزی زیاد ایرانیان را علت زودتر تمام شدن این برنامه دانست و در پاسخ به بیننده ای گفت: «ما هم خیلی خوشحال می شویم که برنامه طولانی تر شود و شما روزهای بیشتری سرگرم شوید، اما نزدیک شدن به تعطیلات عید و تجربه سال های گذشته ما - که در آن ایام "همه" می خواهند به مسافرت بروند و برای همین دیگر فینال برنامه را نمی دیدند- ما را بر آن داشت تا طوری طراحی کنیم که برنامه قبل از عید تمام شود و شما با خیال راحت، بروید مسافرت


گفتنی است چندی پیش من و تو که اکنون آغاز مسافرت های نوروزی فراوان ایرانیان را بهانه اتمام برنامه خود می کند، در یکی از همین دست برنامه ها اوضاع اقتصادی مردم را تیره و تار توصیف کرده و گفته بود: «امسال ایرانی ها برای انجام سفر به خصوص سفرهای نوروزی دچار مشکل شده اند. میزان مسافرت ها بسیار کم شده و در نتیجه تورهای مسافرتی و آژانس های هواپیمایی رونق ندارند و حتی خیلی هایشان تعطیل شده اند

شایان ذکر است شبکه انگلیسی من و تو1، مدام در برنامه های خود در رابطه با مسائل روز ایران، سیاه نمایی می کند و جالب اینکه با گذشت چند روز و دقیقا مطابق با روایت معروف: "دروغگو کم حافظه است" به صورت ناخودآگاه مطلب گذشته خود را رد می کند.



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، من و تو، پانته آ مدیری، آکادمی گوگوش، بهائیت
:: برچسب‌ها: manoto1, شبکه من و تو, هومن خلعتبری, آکادمی گوگوش, رها اعتمادی
تاریخ انتشار : پنجشنبه هشتم فروردین 1392 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

از اتفاق پر سرو صدای نظر سازیِ یک شمارۀ پیشین من و تو هنوز یک هفته نگذشته، نظرسازی دوم این شبکه انگلیسی وارد میدان معرکه شد.

سایت بالاترین نتایج آخرین نظر سنجی از انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرد.

طی مطلبی در این سایت آمده است: این روزها تب نظر سنجی بالا گرفته است. طبیعی است، انتخاباتی در پیش است و کار و بار نظر سنجی ها هم علی القاعده باید سکه باشد.

نظر سنجی مثل هر فعالیت علمی دیگر برای کشف واقعیت انجام می شود، نقطه مقابل آن نظر سازی است که گاه با دست بردن در ارقام یافته های نظر سنجی ها صورت می گیرد و گاه با گرفتن حق انتخاب شرکت کننده ها و مهندسی در گزینه ها رقم می خورد.

بالاترین می افزاید: ابتدا در این نوشتار به سه تفاوت نظر سنجی و نظر سازی با ذکر مثال می پردازیم:

تفاوت اول: در نظر سنجی، گزینه ها مهندسی نمی شوند، بر خلاف نظر سازی که دخالت در گزینه ها اساس آن است.

تفاوت دوم: در نظر سنجی مخاطب در ارائه نظرش آزاد است اما در نظر سازی مخاطب چاره ای جز انتخاب یکی از گزینه های مهندسی شده را ندارد.

تفاوت سوم: در نظر سنجی مخاطب می تواند هم مخالف و هم موافق نظرش رای دهد حال آن که این توانستن در نظر سازی به باید ختم می شود یا سوال و جواب طوری است که باید به مخالفت نظرش رای  دهد و یا به گونه ای است که باید به موافقت نظرش رای دهد و مخاطب اختیاری برای انتخاب ندارد.

به عنوان مثال شرکت در یک نظر سنجی که سوالش (در انتخابات شرکت می کنید یا نه؟) و پاسخ آن (بلی- خیر-هنوز تصمیم نگرفته ام) باشد در این صورت، حال تمام مخاطبین رعایت شده است. زیرا که شرکت کننده یا مایل است در انتخابات شرکت کند یا علاقه ای به شرکت ندارد و یا در حالت سوم هنوز تصمیمی نگرفته است. لذا هیچ گاه دنبال گزینه چهارمی نمی گردد

اما در مثال دیگری که سوالش باشد «در انتخابات آینده ریاست جمهوری، چه موضوعاتی برای شما اهمیت دارد؟» و گزینه های آن هم باشد: «اقتصاد-دسترسی آسان به اینترنت و اطلاعات آزاد- بهبود روابط ایران در جامعه بین الملل- تحریم ها - حقوق بشر».


در این صورت دیگر عنوان نظر سنجی به آن اطلاق نمی شود. در این مثال گزینه ها یکطرفه است، تنها کسانی می توانند در این نظر سازی شرکت کند که اولا نگران باشند، نگران اقتصاد ایران، نگران عدم دستیابی به اطلاعات آزاد، نگران تیرگی روابط ایران با جامعه بین الملل و نگران تضییع حقوق شهروندی.

در این مقال علاوه بر القای نگرانی توسط طراح سوال، اشکال دوم و سومی نیز وارد است که: تفاوت نظر سنجی و نظر سازی را عیان می سازد.

اشکال دوم: کسانی که انتخابات برایشان اهمیت دارد اما از چیزی نگران نیستند، حق انتخاب هیچ کدام از این گزینه ها را ندارند.

 اشکال سوم به نوع دیگری از مهندسی در گزینه ها بر می گردد، این که گزینه های نگرانی کامل نیستند، حق مخاطبینی که نگران فتنه، دخالت خارجی ها، خلاف قانون عمل کردن بازنده ها و همچنین نگران سوء استفاده جریانات شکسته خورده هستند؛ چه می شود؟

بدیهی است نظر سازی به این سبک چه خروجی ای را در پی خواهد داشت، بر فرض این که تعدادی در این نظر سنجی، شرکت کنند آیا می توان گفت این، نظر جامعه ی ایرانی ست؟

گفتنی است نظر سازی فوق، پدیده جدیدی است که سایت من و تو روز گذشته خلق کرده است!

این در حالی است که از اتفاق پر سرو صدای نظر سازیِ یک شمارۀ گذشته من و تو (مثال اول) هنوز یک هفته نگذشته است.

در این نمایش دموکراسی به سبک من و تو، دو روش از نظر سازی به صحنه آمده است. هر چند در نظر سازی از نوع اول، ظاهر یک نظر سنجی حفظ شده و در سوال و گزینه های پاسخ، حقوق هر شرکت کننده ای مد نظر گرفته شده است اما دیری نگذشت که شبکه من و تو با اعتراف به دستکاری در آرای مخاطبین چهره ای از نظر سنجی نوین را ارائه کرد. ولی در نظر سازی دوم، ظاهر یک به اصطلاح نظر سنجی هم رعایت نشد و با اهانت صریح به شعور بسیاری از مخاطبینش، ایشان را در ابتدای به رای، هم تحریم کرد و این است دموکراسی به سبک من و تو.



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، من و تو، آکادمی گوگوش، بهائیت
:: برچسب‌ها: انتخابات ریاست جمهوری, شبکه من و تو, انگلیس, نظر سنجی, رها اعتمادی
تاریخ انتشار : پنجشنبه هشتم فروردین 1392 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

"بی‌بی‌سی" و "من و تو" فضول معرکه یا کاسه داغتر از آش

چیستا یثربی در انتقاد از پرداخت نشدن دستمزدهای اهالی تئاتر بعد از یک‌سال، گفت: چرا باید شرایطی فراهم کرد که بی بی سی و من و تو کاسه داغ‌تر از آش شوند و از مشکلات تئاتر ایران بگویند.

با توجه به تسویه نشدن معوقه‌های هنرمندان تئاتر از ابتدای سال ۹۱ و پاسخگو نبودن مسئولان در قبال اعتراض جامعه تئاتری، تعدادی از اهالی تئاتر در روزهای آخر سال از لحاظ مالی با مشکل روبه‌رو شده اند و به همین دلیل روز گذشته تعدادی از هنرمندان معترض مقابل ساختمان مرکز هنرهای نمایشی تجمع کرده و خواستار پرداخت اقساط معوقه نمایش‌هایشان شدند.

روز گذشته مهدی شفیعی معاون مالی و اداری اداره کل هنرهای نمایشی قول مساعد داد که امروز ۲۲ اسفند ماه معوقه‌های نمایش‌هایی که نیمه اول سال روی صحنه رفته اند به طور کامل تسویه شود اما طی تماس‌هایی که خبرنگار مهر با برخی از هنرمندان گرفت مشخص شده که تا لحظه انتشار این گزارش به طور کامل با این نمایش ها تسویه نشده و تنها نیمی از اقساط پرداخت شده است. این در حالی است که هنوز تکلیف اقساط پرداخت نشده نمایش هایی که نیمه دوم سال روی صحنه رفته‌اند، مشخص نیست.

چیستا یثربی که اوایل مهرماه نمایش "نزدیک‌تر" را در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه داشته است در این‌باره توضیح داد: متاسفانه در طول ۵ ماه گذشته من فقط توانستم مبلغ ۵ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان را که پول گیشه بوده است، دریافت کنم و تا امروز هیچ هزینه دیگری به من پرداخت نشده است. این مبلغ نیز همان ابتدای دریافت، خرج دکور و صحنه نمایش شد. متاسفانه برخی مسئولان حتی حاضر به پاسخگویی نیز نیستند و تلفنشان را هم جواب نمی دهند.

وی ادامه داد: لااقل افرادی مثل حسین مسافر آستانه، حسین پارسایی و مجید شریف‌خدایی اهل تئاتر بودند و دغدغه های هنرمندان را درک می کردند. اما مسئولان جدید چون تئاتری نیستند نمی‌دانند اهالی تئاتر نمی‌توانند شب عید بدون پول باشند و باید اجاره خانه هایشان را بدهند. چرا شبکه هایی مثل "بی‌بی سی" و "من و تو" باید برای ما کاسه داغ تر از آش باشند و اعلام کنند که قشر تئاتری در ایران جزو محروم ترین و فقیرترین اقشار جامعه هستند.

این کارگردان عنوان کرد: چگونه می‌توان پول بیت‌المال را صرف مسافرت‌های بی‌دستاورد کرد اما نمی‌توان حق گروه‌های تئاتری را داد؟ اگر این افراد می‌خواهند از گروه‌های پیشین فقط مسافرت های خارجی رفتن را یاد بگیرند باید نکات مثبت عملکردشان را هم مدنظر قرار دهند. من نمی‌گویم که این مدیران حسن ظن ندارند اما انتظار دارم که در دوران مسئولیتشان حق هنرمندان را از دولت بگیرند.

یثربی توضیح داد: من مرداد ماه داور جشنواره صاحبدلان بودم اما هنوز هیچ پولی بابت این کار دریافت نکرده ام. اگر این مدیران نمیتوانند هزینه‌هایی را که حق هنرمندان است تقبل کنند پس چرا جشنواره برگزار می‌کنند. متاسفانه من دیگر نمی توانم جواب بازیگران و عوامل گروهم را بدهم. صاحبخانه وسایل بازیگر من را بیرون ریخته چون او نتوانسته به موقع اجاره اش را پرداخت کند. چرا قول دروغ به هنرمندان می دهند در صورتی که نمی توانند آنها را عملی کنند.

محسن حسینی که اوایل سال گذشته نیز در دو نمایش "سیاست خواجه" و "راهزنان"حضور داشته است و هنوز نتوانسته موفق به دریافت دستمزدش شود در این باره گفت: متاسفانه تئاتر ایران تئاتری ورشکسته است و من نمی‌دانم در این شرایط چه اصراری به تولید وجود دارد. اگر مدیران ما قادر نیستند حقوق اهالی تئاتر را پرداخت کنند بهتر است که تئاتر برای مدتی تعطیل شود.

وی در پایان تاکید کرد: تئاتر ایران به اعتبار هنرمندانش معتبر شده است اما اعتبار بخشیدن به یک تئاتر ورشکسته چه اهمیتی می تواند داشته باشد. در سینما و تلویزیون هیچ گاه از این اتفاقات روی نمی دهد و همه هنرمندان طبق قرار دستمزدشان را به موقع دریافت می کنند. این بی عدالتی ها فقط مخصوص تئاتر است. بودجه ۱۵ میلیارد تومانی تئاتر ما کجاست و چرا مدیران پیگیر این قضیه نیستند.



:: موضوعات مرتبط: رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، من و تو، آکادمی گوگوش، بی بی سی، بهائیت
:: برچسب‌ها: بی بی سی, شبکه من و تو, انگلیس, صادق صبا, رها اعتمادی
تاریخ انتشار : چهارشنبه هفتم فروردین 1392 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

برخی می گویند من و توی انگلیسی اصلا با مردم ایران دشمن نیست. باید در جواب آنها بگویم خدا پدر و مادر دولت، کشور، ملت و مسئولین انگلیس را بیامرزد که دلشان برای ما سوخته و میخواهند پول بی زبان خود را خرج مردم بی فرهنگ ما کنند تا مردم ما هم کمی فرهنگی شوند. آیا اینکه دولت و کشورانگلیس ازچهار تا هم زبان ما حمایت می کند و آنها را سرکار گذاشته و زندگی آنها را تامین می کند کار بدی است؟

شما فکرکنید اگر شبکه من و تو نبود بیچاره رها اعتمادی، سالومه سید نیا، ندا جانب،امیرعلی محمدیان و ... باید در آن مملکت غریب به چه شکلی هزینه های زندگی خودشان را تامین می کردند؟ حداقلش این است که دولت انگلیس به آنها کار داده. مگه خود شما وقتی چهار تا افغانی به ایران می آیند به آنها شغل نمی دهید و ازآنها حمایت نمی کنید؟ اگر سند می خواهید برایتان می آورم. اگر دقتی در فیلم های آقای رضا عطاران کنید  خواهید دید در اکثرفیلم های طنزی که ایشان کارگردانی می کنند از برادران افغانی ما هم استفاده می شود. چطور یک افغانی می تواند در رسانه ملی کشورما بازیگری کند ما یک ایرانی نمی تواند در  رسانه انگلیس برنامه اجرا کند؟

نکند می خواهید بگویید دولت انگلیس به همراه عوامل و مجریان شبکه با نهایت اخلاص قصد کرده اند فقط برای رضای خدا فعالیت کنند و کمترین هزینه ای در مقابل فعالیت ها و تلاش  های شبانه روزی خود تا به حال دریافت نکرده اند؟  به قول طرف البته این هم یک راهش است.

بر روی شیشه مغازه ای نوشته شده بود بهترین و موثر ترین سم سوسک جدید رسید. عابر پیاده ای که از  آنجا رد می شد برگه را با دقت خواند و بعد وارد مغازه شد. از صاحب مغازه پرسید این سم سوسک جدیدی که نوشتید کارکردش چگونه است؟ مغازه دار جواب داد یک سم قطره ای است. برای از بین بردن سوسک، شما اول سوسک را پیدا می کنید بعد او را می گیرید و هروعده سه قطره از این سم را در چشم  های  سوسک میچکانید. این کارباعث می شود سوک رفته رفته کور شود و وقتی کور شد و  نتوانست اطراف خود را ببیند، خود به خود توان پیدا کردن غذا را هم نخواهد داشت لذا در گوشه ای از خانه شما می میرد.

مشتری با تعجب گفت این چه کاری است خب کسی که می تواند سوسک را پیدا کند و بگیرد  خب به راحتی یک دمپایی بر می دارد و او را می کشد.

صاحب مغازه جواب داد خب البته این هم یک راهش است.

علت اینکه شبکه من و تو تاسیس شد هم کاملا مشخص است زیرا دولتمردان خوب انگلیسی که سالیان سال ارادتمند مردم ایران بوده اند احساس نیاز کردند و دیدند بعد از تاسیس شبکه خبری و کاملا بی طرف بی بی سی فارسی، جای یک شبکه بی طرف فرهنگی نیز احساس می شود لذا با نیت خدا پسندانه و بعد از توکل بر خدا تصمیم بر تاسیس این شبکه نمود.

باور کنید وقتی می بینم کشورهایی مثل آمریکا، انگلیس، ایتالیا، فرانسه، آلمان و حتی اسرائیل به فکر ما هستند به خاطر بالا بردن سطح کیفی و کمی فرهنگ وتمدن ما اینقدر تلاش میکنند احساس غرور میکنم.

منتهی نمی دانم چرا اینقدر مردم ما نمک نشناسند. باور  کنید وقتی می بینم روز 22 بهمن، روزقدس یاهرمناسبت دیگری که پیش می آید  مردم  ما به آمریکا، انگلیس و یا اسرائیل مرگ  میفرستند تعجب میکنم. اینها به خاطر من جوان ایرانی، توی جوان ایرانی و خلاصه مای ایرانی دارن بدون هیچ چشم داشتی تلاش می کنند. آیا جواب آنها این است؟

باور کنید گاهی اوقات فکر می کنم و با خودم می گویم من اگرجای آنها بودم بعد از مدتی با مردم ایران دشمن می شدم و ضد آنها عمل می کردم وبرنامه تهیه و پخش می کردم. اما خوب که فکر میکنم با خودم می گویم نه این ها مثل ما فکر نمی کنند. این فکر های من هم به خاطر این است که یک رگ هایی ازایرانی بودن هنوز توی وجود من هست.

نه نه نه اونا اینطوری نیستند. اونا فقط و فقط به فکر من، تو و مای ایرانی هستند.

بگذریم

با این اوصاف من  فکر می کنم ادغام شبکه من و تو 1 و 2 اصلا کار خوبی نباشد زیرا هر چه ازتعداد این شبکه ها کمتر شود به ضرر ما خواهد بود. به قول قدیمی ها "کار خیر کمش هم زیاده زیادش هم کمه"

راستی نکند مسئولین و خدا جویان انگلیسی ما از دست مردم ایران دلخور و دلسرد شده اند و می خواهند رفته رفته شبکه های  خود را تعطیل کنند تا ما همان طور بی فرهنگ و بی خبر باقی بمانیم؟

نه بابا مگر نگفتم آنها که برای ما کار نمی کنند که از دست ما ها دلخور شوند. آنها برای رضای خدا کار می کنند و مزدشان را هم از خدا میخواهند. پس ازکارهای ما دلخورنخواهند  شد.

خب خیالم راحت شد.



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، من و تو، آکادمی گوگوش، بهائیت
:: برچسب‌ها: رها اعتمادی, شبکه من و تو, manoto1, شبکه های ماهواره ای, انگلیس
تاریخ انتشار : چهارشنبه هفتم فروردین 1392 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

برنامه "بفرمایید شام" برنامه ای است که در شبکه ماهواره ای "من و تو 1" ساخته و پخش می شود. این برنامه در ابتدا توسط یکی از استودیوهای رسانه ای انگلیس به نام آی تی وی (ITV) " و تحت عنوان "Come Dine With Me"به معنای بیا با من شام بخور تولید و پخش می شد. اما شبکه من و تو 1 که تحت حمایت دستگاه دیپلماسی عمومی لندن است، برای اجرایِ بهتر ماموریت خود، حق ساخت و پخش این برنامه را دریافت کرد

در این برنامه، 4 شرکت کننده که هرگز یکدیگر را ندیده اند، باهم رقابت می کنند و هر شب یک نفر از شرکت کنندگان در خانه ی خود به صرف شام و پذیرایی، میزبان 3 نفر دیگر خواهد شد. آنها در هنگام بازگشت به خانه خود به میزبان و با توجه به دست پخت و میهمان نوازی وی امتیاز می دهند و کسی که امتیاز بیشتری را دریافت کند در شب آخر 1 هزار پوند جایزه خواهد برد.

اما این تمام ماجرا نیست و تنها ظاهر مسابقه است. آنچه که باعث شد شبکه" آی تی وی (ITV) " بابت طراحی و ساخت و تولید چنین برنامه ای، جایزه 2009 جامعه تلویزیونی رویال انگلیس و همچنین جایزه ویژه 2011 باشگاه صنایع رادیو و تلویزیون انگلیس را از آن خود کند ترویج "لایف استایل" و همچنین استفاده از "گسترو دیپلماسی" یا همان "دیپلماسی غذا" است که در این خصوص توضیح داده خواد شد.

شبکه" آی تی وی (ITV)که طراح اصلی این برنامه است در سایت خود اذعان می کند که برای ترویج سبک زندگی (لایف استایل) به تولید برنامه مبادرت می ورزد.

شبکه ماهواره ای "من و تو 1" نیز با بهره گرفتن از قالبِ برنامه "Come Dine With Me" برای انتقال محتوای مورد نظر خود اقدام به ساخت و پخش برنامه ای شبیه این برنامه نموده است تا تاثیر گذاری بیشتری بر مخاطب خود نموده و به اهداف شوم خود برسد.

بفرمایید شام و ترویج سبک زندگی غربی

بدون تردید دستگاه دیپلماسی لندن قصد ندارد با صرف هزینه هنگفت و جایزه میلیونی، صرفا دستپخت ایرانیان را ارتقا دهد و نسبت به اولویت های دیپلماسی انگلیسی خود علیه ایران بی اعتنا باشد.

قهرمان اصلی بفرمایید شام، که در واقع بخشی از مخاطبان شبکه من و تو 1 هستند؛ برای حضور در مسابقه لازم است که به منزل میزبان آن شب بروند؛ لذا طبق گزاره های سبک زندگی غربی، همراه خود یک بطری مشروب الکلی به خانه میزبانی که اولین بار در خانه او میهمان می شوند می برند. از آنجا که مخاطب این برنامه فارسی زبان، مسلمان و ایرانی است و حدود شرعی اسلام را برمی تابد؛ در گام نخست، خطوط قرمز شرعی مخاطب را در می نوردد و شرب خمر را عادی سازی و قبح زدایی نموده و به امری متعارف و مقبول بدل می کند.

پس از ورود به منزل میزبان، از آنجا که شرکت کنندگان عموما 2 زن و 2 مرد هستند که تاکنون همدیگر را هرگز ندیده اند، پس از اولین دیدار با هم دست داده و جنس های مخالف صورت یکدیگر را می بوسند، که این امر به طور مشخص از سوی تهیه کنندگان برنامه توصیه می شود.

نوع دکوراسیون منزل میزبان، نوع پوشش افراد، طرز رفتار و معاشرت شرکت کنندگان و همچنین اصطلاحات غیر فارسی که در کلام آنها به طور ناخودآگاه به کار برده می شود عموما بر اساس سبک زندگی غربی است.

نوع پیش‌غذاها ، غذاها و دسرها نیز نیت این برنامه را برای تغییر ذائقه مخاطب ایرانی به ذائقه غربی، فاش می کند.

مراوده ای که میان زنان و مردان در این برنامه صورت می گیرد، مروج روابطِ باز میان زن و مرد مسلمان ایرانی است.

برخلاف اینکه عموم زنان جامعه انگلیس بسیار کم آرایش می کنند؛ آرایش زنان شرکت کننده در این برنامه غلیظ و زننده است و صرفا برای مخاطب ایرانی در نظر گرفته می شود.

شرکت کنندگان در برنامه بفرمایید شام، ساکن لندن هستند و این برنامه زندگی ایرانیان مهاجری را به تصویر می کشد که چگونه در فرهنگ غرب استحاله شده و فرهنگ ایرانی اسلامی خود را به سکولاریسم و لیبرالیسم غرب واگذار کرده اند و در مواجهه با غرب غافیه را باخته اند و سکولار شده اند. بفرمایید شام، هرگز از ایرانیان مسلمانی که در انگلیس بقای معنوی خود را حفظ کرده اند؛ مثل زنان محجبه ایرانی ساکن لندن، استفاده نمی کند.

در واقع بفرمایید شام، طعم "سبک زندگی غربی" ایرانیان ذوب شده در فرهنگ غرب را به مخاطب ایرانی می چشاند

بفرمایید شام و استفاده از "گسترو دیپلماسی"

"گسترو دیپلماسی" یا همان "دیپلماسی غذا" نوعی از دیپلماسی عمومی است که در آن، کشوری برای دستیابی به چهره ای موجه در بین جهانیان غذاهای کشور خود را به رخ آنها می کشد و ضمن نفوذ در ذهن و قلب مردم جهان، آنها را به سمت فرهنگ خود جذب می‌کند.

"دیپلماسی غذا" به ساده‌ترین بیان، بدست آوردن ذهن و قلب مردم از طریق اشتها و علاقه آن‌ها به غذا است.

گفتنی است، کشورهای کُره و تایوان در حال حاضر پیشتازان "گسترو دیپلماسی" هستند و برای این کار هزینه های گزافی پرداخت کرده اند. برای نمونه سریال جواهری در قصر(یانگوم) به منظور معرفی غذاهای کره ای به مردم نقاط مختلف دنیا و پیشبرد "گسترو دیپلماسی" خود، ساخته و در کشورهای متعددی به نمایش در آمد.

یک مثل قدیمی در دیپلماسی عمومی آمریکا می‌گوید "با شناختن ما، ما را دوست خواهید داشت". اما دیپلماسی غذای کره‌ای‌ها و تایوانی‌ها کمی متفاوت است و می‌گوید، "با چشیدن ما، ما را دوست خواهید داشت ".

برنامه بفرمایید شام، در قالب مسابقه جذاب آشپزی، مخاطب ایرانی را ابتدا با ادبیات آشپزی غربی و نام غذاهای آنها و استارتر(پیش غذا)، مین کورس(غذای اصلی) و دسر آشنا می کند؛ نحوه طبخ غذاهای غربی را در خلال برنامه به او می آموزد و نهایتا چهره ی غرب را از طریق گسترو دیپلماسی به روی این مخاطب ایرانی می گشاید. البته گاهی هم که غذای ایرانی طبخ می شود آن را با ملقمه ای از غذای غربی در هم می آمیزند و مثلا قورمه سبزی را با مشروب الکلی می خورند.



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، من و تو، آکادمی گوگوش، بهائیت
:: برچسب‌ها: رها اعتمادی, شبکه من و تو, manoto1, شبکه های ماهواره ای, بفرمائید شام
تاریخ انتشار : چهارشنبه هفتم فروردین 1392 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

رها اعتمادی  یا همان رها بنی اعتماد سیزدهم آبان ۱۳۶۳ در تهران در منطقه نیاوران  و در خانواده بسیار متعصب بهایی متولد شد. نام پدر او سهراب و مادرش سارا نام دارد. پدر او حسابدار بانک و مادرش خانه دار بود.

عموی رها اعتمادی (آرش) از نوکران و خدمتکاران دربار محمد رضا شاه پهلوی بود و به گفته سهراب (عموی رها اعتمادی) روزانه 10 ساعت از زندگی خود را در بهشت روی زمین (کاخ نیاوران) به کار و فعالیت مشغول بود. خانواده رها اعتمادی از اقشار مرفه جامعه به شمار می رفت. علت ثروت نیز وجود عمویی مهربان (آرش) بود که با کمک  های مختلف توانسته بود تقریبا افراد زیادی از اقوام را از فقر نجات داده و به زندگی آنها سر و سامانی بدهد. آرش (عموی رها اعتمادی) از ریخت و پاش های پهلوی کمال بهره را برده و در مدت زمان کوتاهی توانسته بود بار خود و اقوامش را ببندد. کمک های آرش به اقوام و خانواده به اندازه ای بود که با آنکه آرش پسر سوم خاندان بنی اعتماد بود اما همه او را بزرگ خاندان به حساب می آوردند و در همه کارها با او مشورت می کردند.

رها اعتمادی در خاطرات خود می گوید پدر، همیشه عمویم را با عنوان "آرش واسطه" صدا می کرد. وقتی ازش می پرسیدم چرا اینجوری صداش می زنی؟ می گفت: آرش کار زیادی برای ما نکرده فقط پولایی که حقمونه و شاه نمی داده، با زبون خوش ازش گرفته و به دست صاحب اصلیش یعنی ما رسونده.

اما این وضعیت ثبات زیادی پیدا نکرد و بعد از انقلاب 57 و فرار شاه، آرش (عموی رها اعتمادی) مجبور به فرار از ایران شد.

آرش (عموی رها اعتمادی) چند هفته بعد از فرار شاه، تمام اموالش را به حراج گذاشت و با همکاری یکی از سرویس های جاسوسی انگلیس (آلفرد ریچ) به سوئد فرار کرد.

ارتباط عموی رها با خانواده خود همچنان ادامه داشت تا اینکه وضعیت در ایران بالا گرفته و انقلابیون شروع به برخورد با مخالفین نمودند پدر رها اعتمادی (سهراب) طی نامه ای به برادرش از او خواست تا راهی را باز کرده و به آنها کمک کند تا بتوانندایران را ترک کرده و از خطرات احتمالی نجات پیدا کنند.لذا بعد از نامه نگاری ها و پیگیری های مستمر پدر رها در سال 1364 در حالی که رها اعتمادی نه ماه بیشتر نداشت و هنوز با آب و هوای ایران و فضای صمیمی کوچه پس کوچه های ایران آشنا نشده بود مجبور شدند تا ایران را  به مقصد سوئد ترک کرده و زندگی را در جای دیگری از دنیا تجربه کنند.

رها اعتمادی یک خواهر و یک برادر بزرگتر از خود دارد. خواهر او ندا و برادرش بابی است که ریشه در اعتقادات مذهبی پدر خانواده دارد و از کلمه باب گرفته شده است.

خواهر رها 2سال و بردارش 6 سال از او بزرگتر هستند و رها اعتمادی آخرین و کوچکترین فرزند خانواده است. خانواده رها اعتمادی از ابتدای ورود به سوئد، فامیلی خود را از بنی اعتماد به اعتمادی تغییر داد تا هم هویت قبلی خود را تغییر داده و هم از طرفی از ریشه خود فاصله نگیرند.

رها اعتمادی یا همان رها بنی اعتماد سابق، خیلی زود توانست خود را با زندگی در سوئد وفق دهد. خانواده او برای اینکه رها از ایران کاملا جدا نشود سعی کردند در خانه به زبان مادری صحبت کرده تا حال و هوای ایران برای آنها تداعی شود. لذا رها اعتمادی فارسی را بسیار خوب حرف می زند طوری که انگار تمام عمرش را در ایران گذرانده است.

از طرفی حمایت های عموی رها از رها و خانواده اش همچنان ادامه داشت. به شکلی که رها از همان ابتدا با دستگاه های امنیتی و گروه های مخالف و ضد انقلاب و همچنین طرفدار پهلوی آشنا شده و خیلی سریع خود را عضوی از آنها دید.

او از همان ابتدا با نحوه فکری طرفداران پهلوی، سلطنت طلبها، حزب کمونیست کارگری و مجاهدین خلق و ... آشنا شده و در جلسات مختلف با حضور نمایندگان آنها در کنار عمویش حضور فعال داشت.

جلساتی که اعضای آن از جای جای دنیا ماهیانه گرد هم جمع می شدند تا تصمیمات خود را در راستای تاثیر گذاری و  نفوذ در افکار عمومی مردم ایران به روی دایره ریخته و در نهایت تصمیم واحدی اتخاذ کنند.

زمان این جلسات ماهیانه که هر بار در کشور و شهری برگزار می شد 2 ساعت بود و گاهی به 4 ساعت هم کشیده می شد. دفتر اصلی برای هماهنگی جلسات و فعالیت ها در انگلیس بود.

رها اعتمادی بعد مدت ها و به پیشنهاد عموی خود مسئول امور جوانان را دراین گروه ها به عهده گرفت که تا به حال نیز ادامه داشته است.

فصل تازه ای در زندگی رها:

در این جلسات بود که رها اعتمادی با شخصی تحت عنوان کیوان عباسی(از اعضای سرویس اطلاعاتی انگلیس ام آی 6 و همچنین از  دست اندر کاران رادیو و شبکه بی بی سی و عضو انجمن حمایت از جنبش های مدنی در ایران) آشنا شد و ایده شبکه اینترنتی در راستای تخریب دولت و حکومت ایران به فکرشان خطور کرد. شبکه ای که بعد ها "ببین تی وی" نام گذاری شد.

فکر و ایده راه اندازی تلویزیون از کیوان عباسی و در جلسه ای که در راستای حمایت از جنبش های خاموش یا به اصطلاح (جنبش های مدنی) درون ایران تشکیل شده بود به ذهن کیوان عباسی خطور کرد

کیوان عباسی ایده و فکر خود را با رها اعتمادی در میان گذاشت و بعد از هفته ها فکر و جذب حمایت های مالی (که عموی رها اعتمادی نیز یکی از حامیان بود) توانستند در  ماه مارچ  2006  شبکه ببین تی وی را تاسیس کنند.

این اولین گام رسانه ای رها اعتمادی بود و می توانست تجربیات خوبی را برای او به ارمغان بیاورد. کار با ببین تی وی پله پرشی بود که رها اعتمادی از آن بسیار خوب استفاده نمود.

همکاری و آشنایی با تلویزیون های فارسی زبان و شناخت فعالیتهای این بخش از جامعه ایرانی و ارتباط بیشتر با جوانان داخل ایران باعث شد رها اعتمادی با فضای داخل ایران آشنایی بیشتری پیدا کرده و به فکر گسترش فعالیت های خود بیفتد.

رها اعتمادی سعی کرد در ابتدا به عنوان عنصری پشت پرده با شبکه ببین تی وی و تحت عنوان عضوی از  اعضای موسس شبکه باشد و کمتر در اذهان عمومی دیده شود اما  بعد از آشنایی بیشتر در ماه می 2006 و به پیشنهاد کیوان عباسی، رها اعتمادی تصمیم گرفت فعالیت رسمی و علنی خود را در این شبکه آغاز نماید.

رها اعتمادی در ماه می 2006 اولین برنامه خود را در شبکه ببین تی وی اجرا کرد و چهره خود را به مخاطبین شبکه نشان داد و معرفی کرد.

فعالیت های شبکه بسیار خوب پیش رفت و  کیوان عباسی با شناسایی و گزینش جوانان مجرب توانست یک گروه 14 نفره و یک دست تشکیل داده و طی مدت زمان کوتاهی نظر مسئولان و سیاستمداران آمریکایی و انگلیسی را به خود جلب نماید.

البته کارهای پروژه ای غیر از فعالیت های  شبکه به افراد دیگری سپرده می شد تا فضای فکری بیشتری برای عوامل اصلی شبکه به وجود آید.

تیم  ثابت ببین تی وی ( امیر شیخ – محمد کازرونی - روشنگ نیاغی – کریس ویلیامز – ادوارد مندوزا – فرناز داوودی – بزل عصفوری - تیام رحیمی – ملیسا شوشاهی – رها اعتمادی – بابک اخوی) بود.

شبکه ببین تی وی با جلب حمایت های مسئولان آمریکایی و انگلیسی خیلی سریع توانست گستره فعالیت خود را بیشتر کند به شکلی که به چند کانال مختلف تبدیل شد.کانال هایی تحت عناوین "ببین", "میوزیک", لایف" و "وی پاد".

رها اعتمادی تا نوزده سالگی در سوئد زندگی کرد و به فعالیت های خود ادامه داد.

آشنایی رها اعتمادی با گروه ها و اشخاص با نفوذ، راه را برای تحصیل او باز کرده و او با استفاده از این نفوذ و همچنین کمک عموی خود توانست بدون هیچ مشکلی خیلی سریع در  رشته های روان شناسی و جامعه شناسی شروع به تحصیل  کرده و سپس  برای ادامه ی تحصیل به آمریکا برود و تا پایان تحصیل (چهار سال)  در آنجا بماند.

رها اعتمادی در آمریکا نیز بیکار ننشست و  تحت پوشش فعالیت های هنری سعی در ارتباط با هم سن و سالان خود و جوانان کرده و از این طریق نیروهای مستعد جهت همکاری با جنبش های ضد ایرانی را گزینش نموده و به مسئولین مربوطه معرفی نماید.

رها دراین کار بسیار موفق ظاهر شد و طی مدت زمان کوتاهی توانست افراد زیادی را از این طریق عضو جنبش های ضد ایرانی نماید.

بعد از گذشت دو سال فعالیت در آمریکا، رها اعتمادی به عنوان مسئول گروه "جوانان بدون مرز" انتخاب شد. این گروه زیر نظر سازمان اطلاعاتی انگلیس کار می کرد و مستقیم از آنها دستور می گیرد.

این گروه با حمایت های سرویس های جاسوسی انگلیس وظیفه تغییر نگرش در افکار و اذهان  جوانان را دارد.

گروه "جوانان بدون مرز" در اصطلاح ماکت یک پروژه بزرگ و ضد ایرانی است که طرح آن از سال 2007 در آمریکا تهیه و تصویب شده و به صورت آرام آغاز به کار کرده است. شعار این گروه همه چیز برای هدف است.

افراد  این گروه بسیار خاص هستند

از همه نوع تفکر و اعتقاداتی (سنی، شیعه، بهائی، کمونیست، لائیک، شیطان پرست، صوفیه و  یهودی) در این گروه ها حضور دارند.  علت استفاده از همه گونه اعتقادات در این گروه "جوانان بدون مرز"، آشنایی با حیطه فکری آنها و استفاده و با نقاط قوت و ضعف آنها آشنا شده تا بتوانند مخاطبین خود را به خوبی شناسایی و آنالیز کنند.

اعضای گروه برای ورود به این سیستم و گروه "جوانان بدون مرز" باید شرایط بسیار سخت و خاصی را طی کرده و در آزمون های مختلف شرکت کنند و نمره قبولی بیاورند. بعد از طی کردن مراحل مختلف و قبولی در آزمون های تئوری و عملی، آنها می توانند به عنوان یکی از اعضای گروه "جوانان بدون مرز" به کار مشغول شوند.

از جمله آزمون های آنها آشنایی با رسانه ها اعم از خبرسازی، گزارشگری، فیلم برداری، تدوینگری و به طور کلی فعالیت های رسانه ای اعم ازتلویزیون، ماهواره و اینترنت است.

مرحله بعد آشنایی کلی با موسیقی و گروه های مختلف آنهاست.

آموزش ادبیات فارسی، انگلیسی به عنوان حداقل ها.

در کنار اینها حضور در آزمون های مختلف و هدفمند  که در راستای  رسیدن به اهداف گروه برنامه ریزی شده و  اجرا می شود. فعالیت هایی مانند لخت شدن در کنار سایر افراد گروه و خوابیدن با آنها بود. روابط آزاد و بی حد و مرز بین اعضای گروه به گونه ای که قبح آن کاملا شکسته شود.

هر یک از اعضای گروه موظف است روزانه حداقل یک ساعت به صورت عریان در کنار سایر اعضای گروه مشغول به فعالیت باشد.

کلیه افراد گروه باید مجرد باشند و حق ازدواج با افراد غیر از گروه را ندارند.

ازدواج با اعضای گروه نیز نباید مانعی برای روابط آزاد با سایر افراد گروه باشد.(هیچ محدودیتی در روابط وجود ندارد)

در صورت تخلف یکی از اعضای گروه هرتصمیمی که توسط مسئول گروه گرفته می شود لازم الاجرا است.

 حیطه فعالیت گروه در ابتدا  تا 3 سال در آمریکا و انگلیس و بعد از سه سال فعالیت و قبولی در آزمون های مختلف هر شخص باید با فعالیت های مختلف اینترنتی و .... سرپرستی یک گروه 50 نفری از ایرانیان داخل کشور را  به عهده بگیرد.

گروه " جوانان بدون مرز" از سال 2007 کار خود را شروع کرده و خیلی سریع توانسته توسعه پیدا کند به شکلی که طی سه سال بیش از 150 گروه مختلف به گروه "جوانان بدون مرز" پیوسته و در حال انجام فعالیت می باشند.

رها اعتمادی بعد از آشنایی ابتدا به عنوان یکی از اعضای گروه "جوانان بدون مرز" کار خود را آغاز کرد و  بعد از مدتی به عنوان ریاست یک گروه انتخاب شده و به فعالیت های خود ادامه داد.

رها اعتمادی بعد از دو سال فعالیت در آمریکا (به عنوان مسئول یکی از گروه های "جوانان بدون مرز") از طرف سرویس اطلاعاتی انگلیس به عنوان مسئول بازرسی و ناظر کل گروه های "جوانان بدون مرز" معرفی و منتصب شد.

هم اکنون گروه "جوانان بدون مرز" شعبه های مختلفی در کشورهای مختلف دنیا دارد که از آن کشورها می  توان به فرانسه، آلمان، سوئد، ایتالیا، عربستان، و برخی کشورهای خاورمیانه از جمله امارات متحده عربی، بحرین و ایران اشاره کرد.

اعضای گروه "جوانان بدون مرز" در ابتدای عضویت تعهد می دهند همه زندگی خود را صرف هدف جمعی گروه کرده و از هیچ کاری دریغ نکنند. هر شخص باید طی سال  حداقل 2 نفر عضو دائم (که به عضویت گروه "جوانان بدون مرز" درآیند)را به گروه معرفی کند. لازم به ذکر است در صورت عدم تایید عضو معرفی شده، باید شخص دیگری را جایگزین نمایند.

جهان آزاد از دیگر شعارهای این گروه است و آنها تخمین می زنند با گسترده کردن فعالیت های این  گونه خیلی سریع می شود به اهداف مورد نظر  رسید و آن اهداف را جامه پوشاند.

رها اعتمادی بعد انتخاب به عنوان مسئول بازرسی و ناظر کل گروه های موجود "جوانان بدون مرز"،  به انگلیس سفر کرده و کارها را از همانجا پیگیری و ادامه داد.

همان طور که قبلا گفته شد یکی از مسائلی که در گروه "جوانان بی مرز" مد نظر مسئولان بوده و هست بحث موسیقی و روابط آزاد است.

به گفته رها اعتمادی، تقریبا همه اعضاء و مسئولین گروه های "جوانان بدون مرز"، با موسیقی آشنایی داشته و خواننده و یا نوازندگی می دانند.

خود رها اعتمادی در این زمینه می گوید من که ناظر و مسئول  هستم می بایست از بقیه اعضاء و نیروها سرتر باشم لذا در مدت کوتاهی سعی کردم تا با کارهای هنری و افراد سرشناس در این زمینه آشنا شده و با آنها رابطه دوستی برقرار کنم.

با آنکه من تا چهارده سالگی به ندرت موسیقی ایرانی گوش کرده ام و حتی نام ترانه سرایان سرشناس ایران را هم نمی دانستم. اما در راستای رسیدن به اهداف گروه، از هیچ چیزی دریغ نکردم  و با خود گفتم هیچ مانعی نباید جلوی ما را بگیرد لذا ما باید به هر طریق موجود به هدفمان برسیم و به طور کلی نه توی کار نداریم.

پشت کار رها اعتمادی و کمک های مختلفی که از گوشه و کنار به او می شد به او کمک کرد تا خیلی زود خود را

به پیش براند تا آنجا که سال گذشته رها اعتمادی با برقراری ارتباط با گوگوش و دادن ترانه ای (که البته سروده خود او نیست) به او توانست نظر این خواننده را به خود جلب کرده و او را قانع کند که این ترانه را اجرا کند.

این ترانه سروده مهران سمیعی است که یک جوان ایرانی با ذوق و با هنر است که شعرهای خود را در اینترنت با عناوین مختلف به فروش می گذارد و از این راه خرج دانشگاه و تحصیل خود را در می آورد. از سرودهای او میتوان از پاکی، نترسیم، من همینم، دلتنگی، برایم بمان و زندگی بی نهایت اشاره کرد.

رها اعتمادی با خرید اینگونه شعرها و معرفی آنها به عنوان شعر خود، توانسته نظر برخی خواننده ها را به جلب کرده و با آنها ارتباط برقرار کند.

این شعرها و همچنین سایر کمک های جانبی  وسیله ای برای ورود رها اعتمادی به کنسرت ها و گروه های موسیقی و آکادمی ها شد.

شرکت در این گونه جلسات زمینه ای بسیار مستعد  برای گروه "جوانان بدون مرز" فراهم می آورد  زیرا جوانان مستعدی در این مکان ها دور هم  جمع شده و زمینه جذب آنها به  گروه "جوانان بدون مرز" بسیار بالاست.

رها اعتمادی در سال 1388 به همراه تعدادی از مسئولین گروه های "جوانان بدون مرز" برای نظارت و گسترش فعالیت ها به ایران سفر کرده و این سفر مصادف بود با جریان ها و اعتراضات داخلی ایران که رها اعتمادی نیز از فرصت استفاده کرد و با بسیج کردن گروه های داخلی همزمان به خیابان ها ریخته و توانستند نقش بسزایی در این جریان بازی کنند.

رها اعتمادی تصویر خود را در فیس بوک در حالی که نقاب به چهره زده و در حال اعتراض است گذاشته و یاد آن روزها را زنده نگه داشته است.

سفر به ایران فصل تازه ای برای رها اعتمادی بود لذا بعد از برگشت از ایران رها تصمیم گرفت تا فعالیت های خود را در جنبه های مختلف برای جوانان داخل ایران گسترش دهد.

همان طور که  قبلا گفته شد این گروه (جوانان بدون مرز) حد و مرزی ندارد لذا فعالیت هایش به یک قسمت مربوط نمی شود. به همین دلیل رها اعتمادی با همکاری کیوان عباسی (که قبلا تجربه کار در ببین تی وی را با وی داشته) صحبت کرد و او را قانع کرد تا با کمک و همفکری همدیگر اقدام به زدن شبکه ای تحت عنوان من و تو نمایند.

ایده این شبکه در جلسات ماهانه احزاب و گروه ها مطرح شد و بعد از تایید به تصویب رسیده و با مسئولین انگلیسی در میان گذاشته شد. قرار شد  این شبکه به مدیریت کیوان و مرجان عباسی و گروهی که قبلا با هم در ببین تی وی کار می کردند تاسیس شود. هزینه های شبکه و جذب نیرو و امکانات هم مشخص شده و قرار شد این شبکه از حمایت های کلیه احزاب و گروه ها و همچین دولت انگلیس  برخوردار شود  لذا از همان ابتدا آرشیو بی بی سی در اختیار کیوان عباسی قرار گرفت تا فیلم ها و فایل هایی که نیاز دارد گزینش کرده و درخواست دهد.

شبکه من و تو به قول رها بعد از یک سال و 6 ماه دوندگی رها اعتمادی، کیوان عباسی و دوستان به نتیجه رسید و در 6 آبان 1389 شروع به فعالیت کرد.

کلیه افرادی که در شبکه من و تو فعالیت می کنند عضو گروه "جوانان بدون مرز" هستند. کیوان عباسی، مرجان عباسی،تیام،سومی، امید و سالومه سید نیا نیز هر کدام مسئول یک گروه "جوانان بدون مرز" در انگلیس هستند که زیر نظر رها اعتمادی در حال فعالیت می باشند. روند گزینش و مشغول به کار شدن افراد مذکور خیلی سریع طی شده و خیلی سریع این افراد  شروع به فعالیت نمودند.

سیر برنامه ها، موضوعات مختلف که در برنامه های شبکه من و تو مطرح می شود، اهداف برنامه ها و حتی نوع پوشش و رفتار مجریان و دست اندر کاران شبکه من و تو حاکی از فعالیت رها اعتمادی و گروه "جوانان بدون مرز" است که در پی رسیدن به اهداف خود می باشند.

یکی از مهمترین روش هایی که در اجرای برنامه ها بسیار به آن تکیه می شود ارتباط صمیمی و عامیانه با مخاطب است.

کیوان عباسی در جلسه معارفه خود (به عنوان مدیر شبکه من و تو ) علت شکست بی بی سی فارسی را در چند جمله بیان کرده و اعلام کرد نقاط ضعفی که در بی بی سی فارسی وجود دارد به هیچ عنوان نباید در من و تو اتفاق بیفتد و من فکر میکنم اگر  به این نکات توجه کنیم بسیار موفق خواهیم بود نقاط ضعف از قرار زیر است:

1-      بی بی سی شبکه ای خبری است و ما نباید خبری باشیم

2-      بی بی سی شبکه ای سیاسی است و ما نباید سیاسی باشیم

3-      بی بی سی شبکه دوران بحران هاست یعنی زمانی که داخل ایران آشوب و اعتراض است مخاطبان بی بی سی افزایش چشم گیری دارند ولی در زمان های عادی میزان مخاطب به حداقل می رسد.

4-      ارتباط مجریان و عوامل بی بی سی با مخاطبین خود بسیار سنگین و سخت است و حتی ممنوع است با مخاطبین خود رابطه برقرار کنند.

کیوان عباسی با ذکر کردن نقاط ضعف بی بی سی فارسی اعلام کرد تمامی نقاط ضعف باید برطرف شود به این گونه که:

1-      من و تو باید برای همه اقشار و سنین برنامه داشته باشد (تنوع برنامه ای با حداکثر برنامه ها)

2-      من و تو باید طوری عمل کند که در اذهان مردم شبکه ای فرهنگی تصور شود.

3-      من و تو باید به گونه ای عمل کند که در زمان های عادی و به قولی وضعیت سفید به جذب مخاطب پرداخته و آنها را پای شبکه نگه دارد تا در زمان بحران ها و با پخش برنامه های هدفمند بیشترین تاثیر را بر روی مخاطب خود بگذارد.

4-      ارتباط عوامل و مجریان شبکه من و تو با مخاطبین باید بیشتر از هر شبکه ای باشد که تا کنون بوده لذا ارتباط از طریق فیس بوک برای برنامه و مجری الزامی خواهد بود.

در ضمن این حالت صمیمیت و نزدیکی بین مجریان و مخاطبین باید در نحوه اجرا و صحبتها و همه چیز حتی در برنامه های  خبری نیز باید دیده شود.

5-      بعد از برقراری ارتباط افراد مستعد از جای جای ایران شناسایی و برای عضویت در گروه "جوانان بدون مرز" معرفی شوند.

6-      مقدمات کار و عضویت نیروی انسانی جدید اعم از تشکیل فرم گزینش تا .... بایستی با تایید و امضای رها اعتمادی باشد.

7-      یکی از اولویت های گزینش افراد به گروه "جوانان بدون مرز"  داشتن  مذهب بهائیت و دین یهودیت است.

رها اعتمادی در جلسه ای تحت عنوان جذب خودی ها در سال گذشته اعلام کرد اولویت در جذب نیرو باید به بهائیان و یهودیان تعلق گیرد زیرا ضریب امنیتی را بالا می برد و از طرفی موجب یک دست شدن خواهد شد.

او در ادامه افزود حتی المقدور سعی شود افرادی که از استعداد بالای برخوردار هستند قبل از گزینش به گونه ای بر روی آنها کار شود تا ابتدا به مذهب بهائیت یا دین یهودیت  ایمان آورده و بعد وارد کار شوند تا در آینده برای مجموعه  مشکلی پیش نیاید.

درحال حاضر رها اعتمادی درکنار شبکه من و تو در پی تاسیس انجمن بهائیان ایران در انگلیس است تا بتواند بهائیان ایرانی را دور هم جمع کرده و به فعالیت های  آنها جهت بدهد.

ترانه من همینم سروده سروده مهران سمیعی که رها اعتمادی آن را به نام خود معرفی نموده نیز. درحال حاضر در حال اجرا توسط خانم گوگوش است که بعدا آلبوم آن بیرون خواهد آمد.

زندگی نامه رها اعتمادی (رها بنی اعتماد) با استناد به زندگی نامه شخصی، خاطرات و دست نوشته های مرتضی صابر از اعضای زاویه گرفته و جدا شده گروه "جوانان بدون مرز" است که چندی پیش در فضای اینترنت پخش شد.



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، من و تو، آکادمی گوگوش، بهائیت
:: برچسب‌ها: زندگی نامه رها اعتمادی, شبکه من و تو, manoto1, همجنس گرایی, فساد
تاریخ انتشار : دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

گزیده ای از زندگی نامه پانته آ مدیری مجری اتاق خبر شبکه من و تو

پانته آ مدیری مجری برنامه : اتاق خبر ، تونل تاریخ، سردبیر اتاق خبر در شبکه من و تو

اومتولد 1350 استان کرمانشاه محله فیض آباد است. محلهٔ فیض‌آباد یکی از قدیمی ترین محله های کرمانشاه است  و در نزدیکی یکی از پنج دروازه ورودی به شهر قرار داشته که در میان کرمانشاهیان به دروازهٔ یهودی‌ها معروف بوده ‌است. طایفه مدیری ها از طوایف یهودی در کرمانشاه به حساب می آید و پانته آ نیز یک یهودی زاده است. پدر پانته آ، محسن مدیری از کارمندان ساواک در زمان محمد رضا پهلوی بود که بعد از انقلاب 57 خانه نشین شد. پدر پانته آ (محسن مدیری) از لحاظ رتبه و جایگاه شغلی، شخص چهارم ساواک در کرمانشاه محسوب می شد. او شاگرد و دست پرورده حسین همدانیان به شمار می رفت و کلیه کارهای اجرایی حسین همدانیان به دست پدر پانته آ(محسن مدیری) انجام می گرفت

(.

تقریبا می شود گفت همه کسانی که کارشان به ساواک افتاده محسن مدیری  را به خوبی می شناسند. پدر پانته آ مدیری یکی از بزرگان یهود در کرمانشاه بود. هر ماه بزرگان شهر در خانه آنها جمع می شدند و در مورد فعالیت های قومی و مذهبی در کرمانشاه و حتی استان های دیگر بحث می کردند. در آخر نیز هر شخص به فراخور مسئولیتی که داشت هزینه ای در راستای تقویت قوم یهود در ایران پرداخت می کرد. هزینه های جمع شده در صندوقی که مدیریت آن را محسن مدیری (پدر پانته آ) بر عهده داشت قرار داده می شد تا طبق زمان بندی و اولویت های قوم، خرج و مصرف شود. هزینه های موجود به اضافه کمک هایی که ساواک و ارگان های دیگر به این صندوق می کردند همه و همه در دست پدر پانته آ مدیری بود. نام گروه و جلسه فوقYFK   (مخفف یهودیان فعال کرمانشاه) است. این گروه هم اکنون در شهرستان کرند است ولی از لحاظ  کمیت افراد گروه بسیار کمتر شده و به تبع آن نیز فعالیت ها دیگر حالت سابق را ندارد. علت اصلی کم رنگ شدن فعالیت گروه YFK  (یهودیان فعال کرمانشاه) مهاجرت اکثر این یهودیان در سال های بعد از انقلاب به اسرائیل است. هدف سران صهیونیستی از این مهاجرت تشکیل دولت یهود در سرزمین موعود یهودیان، یعنی همان فلسطین اشغالی است. بعدها محسن مدیری به دلایل مختلف از رهبری گروه YFK   کنار گذاشته شد. محسن مدیری در خاطرات خود، دلایل کنار گذاشته شدنش را به چند امر مهم وابسته دانسته که این امور به قرار زیر هستند: 1-      فعالیت در ساواک شب و روز نداشت و هر موقع نیاز بود باید در محل، حاضر می شدم لذا نمی توانستم به کارها و فعالیت ها نظم درستی بدهم به همین دلیل خودم پیشنهاد دادم که مسئولیت گروهYFK   (یهودیان فعال کرمانشاه) به شخص دیگری واگذار شود. 2-      چون من از لحاظ سیاسی شخص کاملا شناخته شده ای بودم و مردم از سابقه فعالیت و کارهایی که در بازداشتگاه های ساواک انجام داده بودم خبر داشتند، خیلی زود لو می رفتم و احتمال می رفت شاکله گروه به هم بخورد لذا تصمیم گرفته شد که من مسئول نباشم. مسئولیت گروه YFK   بعد از محسن مدیری به شخصی به نام "عزیز شاه دوست" و بعد از آن نیز به "نادر همایونی" واگذار شد. اکثر یهودیان و اعضای این گروه بعد از انقلاب و در پی حمایت های دولت انگلیس و رژیم صهیونیستی به اسرائیل مهاجرت کرده و در آنجا ماندگار شدند. تنها حلقه ای از دوره دیده های کارهای تیمی و تشکیلاتی باقی ماندند تا پلی باشند میان حلقه داخلی ایران و اسرائیل و این گروه هنوز در کرند در حال فعالیت هستند. از گروه های جدید و تاسیس توسط این تشکیلاتYFK    را می شود گروه شیطان پرستان در شهرستان صحنه و کرند نام برد که فعالیت های زیادی نیز تا به حال انجام داده اند. سال 1355 اوج فعالیت های تشکیلاتYFK   بود و تا سال 1357 این فعالیت ها به صورت چشم گیری گسترش یافت اما بعد از سرنگون شدن رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران فعالیت های این گروه نیز با سختی های فراوانی مواجه شد و رفته رفته از این فعالیت ها کاسته شد. زمانی که انقلاب شد پانته آ فقط 7 سال داشت. مادر پانته آ مدیری  به علت مشکلاتی که برای همسرش به وجود آمده بود مجبور شد پرونده دختر خود (پانته آ مدیری) را از دبستان هدف در خیابان وزیری سابق (نواب فعلی) کرمانشاه بیرون آورده و هنوز پانته آ سال اول دبستان را به پایان نرسانده مجبور به ترک تحصیل شد. پدر پانته آ به دلیل سوابق تاریکش در ساواک و تشکیلات YFK   مجبور بود برای اینکه شناسایی نشود به صورت پنهانی از این شهر به آن شهر برود. به همین دلیل برخی او را مشهدی، برخی شمالی و عده ای نیز او را تبریزی می دانند. زیرا او سال اول را در تبریز و سپس یک سال در شمال و در آخر یک سال را در کنار یهودیان مشهد سپری کرد. پانته آ از آن دوران به دوران آوارگی خود یاد می کند و می گوید: «نه درسی نه دوستی نه همسایه ای. تقریبا ارتباطمان با همه کس و همه جا قطع بود. حتی برای خرید از مغازه  بقالی  نیز امنیت نداشتیم. هر آن احتمال می دادیم که به خانه مان بریزند و پدر و مادرم را دستگیر کنند. اصلا اوضاع خوبی نبود. از آن زمان جز ترس و وحشت و افسردگی چیزی خوبی به یاد ندارماین آوارگی 3 سال به طول انجامید و سرانجام پانته آ مدیری به همراه خانواده اش در سن 10 سالگی از ایران خارج و در سال 1360 به صورت قاچاقی به ترکیه فرار کرده و از آنجا به هلند رفته و درخواست پناهندگی نمودند. مادر پانته آ معلم دبیرستان پهلوی سابق (امام فعلی) کرمانشاه واقع در 4 راه دانش سرای سابق (هلال احمر کنونی) بود. عموی پانته آ (خسرو) یکی از تولید کنندگان عمده مشروب در کرمانشاه بود و بیش از 10 مغازه مشروب فروشی در  کرمانشاه داشت. بعد از انقلاب مردم عصبانی با هجوم به مشروب فروشی های او کلیه مغازه های او و هر چه در آن بود را نابود کرده و او را به شدت زخمی کردند. شدت جراحت وی به حدی بود که بعد از سه روز بستری در بیمارستان فوت کرد.

 

پانته آ به علت علاقه زیادی که به عموی خود (خسرو) داشت بعد از کشته شدن عمویش، ضربه روحی سختی خورد. به شکلی که بعد از خروج از ایران به مدت 1 سال زیر نظر روان پزشک مورد معالجه قرار گرفت. بعد از خروج از ایران وضعیت روحی خانواده رو به بهبود نهاد. حمایت های فرح پهلوی و همچنین کمک های مالی ایشان جان تازه ای به خانواده پانته آ مدیری داد. البته دارایی های  پدر پانته آ (محسن مدیری) که در بانک های سوئیس و همچنین انگلیس بود و همچنین حمایت های تشکیلاتYFK   نیز باعث شد تا بتوانند خیلی سریع یک خانه مجلل خریده و زندگی خود را در آمستردام هلند از سر بگیرند. البته سفارش های آقای سرتیپ غلام علی اویسی (مسئول کشتار ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ – جمعه سیاه) نیز در این میان بی تاثیر نبود

سرتیپ غلامعلی اویسی بعد ها در ۱۸ بهمن ۱۳۶۲ توسط افراد ناشناس در پاریس به همراه برادرش ترور شد. سابقه کاری پدر پانته آ موجب شد که ابتدا مقدمات پناهندگی  او و خانواده اش بسیار سریع انجام گرفته و پانته آ خیلی زود و بعد از بهبودی تحصیل خود را در مدارس هلند شروع کند. البته برای پانته آ بسیار سخت بود زیرا همزمان هم می بایست زبان یاد بگیرد و هم سر کلاس برود. او خیلی زود مدارج علمی را پشت سر گذاشت و پیشرفت های چشمگیری نیز در زمینه درسی داشت. او همزمان با فضای تشکیلاتی YFK در  هلند آشنا شد. گروهی که بسیار بزرگتر و وسیع تر از تشکیلاتYFK    بود. در واقع تشکیلات YFK  (یهودیان فعال آزاد) یک سرشاخه از تشکیلات گروه های یهودی به شمار می رفت و پانته آ خیلی سریع توانست جای خود را در میان این گروه باز کند. یکی از پروتکل های گروه YFK استفاده از هر وسیله ای برای به نتیجه رساندن تشکیلات بود. زنان بایستی از  تمامی جذابیتهای خود در زمینه نیرو و قدرت و شوکت بخشیدن به تشکیلات استفاده نمایند. زنان و دخترانی که بتوانند بیشترین فعالیت را در این زمینه داشته باشند و در پایان هر 6 ماه بیشترین رای را کسب کنند  می توانند به رده  های بالاتر رفته و مشغول به فعالیت شوند. دختران و زنانی که عضو این تشکیلات می شوند تا 5 سال حق ازدواج و حامله شدن را ندارند. پانته آ مدیری طی مدت دو سال توانست مسئول بخش تبلیغات در این گروه شود.

مسئول بخش تبلیغات شدن لازمه اش این است که یک زن یا دختر بتواند حداقل سه مرتبه به صورت متوالی (18 ماه) روابط مختلفی با اعضای جذب شده برقرار کند بدون اینکه از آنها باردار شود و آنها نیز از این رابطه ناراضی باشند. این رضایت طرف های مقابل بایستی تا اندازه ای باشد که از وی درخواست ازدواج کنند. هر چه تعداد درخواست کنندگان برای ازدواج بیشتر باشد امتیاز و رتبه زن و یا دختر بالاتر خواهد رفت. باردار شدن به منزله حذف از گردونه رقابت به شمار می رود. پانته آ مدیری در سن 22 سالگی با پسری به نام  فرزان آشنا شد. او بعد از مدتی فرزان را جذب تشکیلات YFK  (یهودیان فعال آزاد) کرد. فرزان دانشجوی رشته هنر بود و ترم آخر خود را می گذراند. علاقه فرزان به پانته آ طی مدت 6 ماه به حدی رسید که فرزان دست از نامزد خود "شیرین" (دختر خاله خود در ایران) کشید از رسما از پانته آ خواستگاری کرد. اما فرزان بعد از مدتی متوجه شد که این علاقه حالت رسمی به خود گرفته و برخوردهای پانته آ با او بسیار  مصنوعی و محدود شده است. به همین دلیل به پانته آ مشکوک شده و کارهای او را زیر نظر گرفت. این تعقیب و گریزها و شک فرزان به یقین تبدیل شد. یک روز که پانته آ به همراه فرزان به رستوران رفته بودند بعد از خوردن غذا به پارتی رفتند و یک شب را با هم گذراندند، در نیمه های شب پانته آ به خیال اینکه فرزان خوابیده از رختخواب بیرون آمده و به اتاق کناری در همان هتل می رود. بعد از یک ساعت از اتاق مذکور بیرون آمده و به اتاق بعدی و همین طور تا نزدیکی های صبح ادامه پیدا کرد. فرزان که پانته آ را زیر نظر گرفته بود به شدت از دست پانته آ عصبانی شد. پانته آ در ابتدا از پاسخ به پرسش های مکرر فرزان فرار می کرد اما درنهایت مجبور شد حقایق را برای او آشکار کرده و او را با تشکیلات و اهداف و  پروتکل های تشکیلات YFK  (یهودیان فعال آزاد)  آگاه کند. پانته آ در جواب سئوالهای فرزان جواب داد که رابطه او با فرزان یک رابطه صمیمانه و عاشقانه نبوده و در حد جذب و فعالیت سازمانی بوده است. فرزان تازه متوجه شد که رابطه پانته آ با او در طول این مدت مانند رابطه اش با سایر افرادی بوده است که توسط پانته آ به تشکیلات YFK  جذب شده اند و او دراین مدت فقط یک بازیچه بوده است. مسائل پیش آمده یک ضربه شدید روحی به فرزان وارد کرد به حدی که فرزان پانته آ را تهدید  به ضرب و جرح و حتی قتل نمود و از پانته آ و تشکیلات او جدا شدسه ماه بعد از جدا شدن فرزان از پانته آ، وقتی پانته آ مدیری برای قدم زدن بین ایستگاه مرکزی شهر و پارک  Vondalpark   رفته بود مورد تعرض فرزان قرار گرفته و از ناحیه پهلو آسیب دید و چند روزی در بیمارستان بستری شد. مریضی او باعث شد که او نتواند در 6 ماهه چهارم فعالیت خود در تشکیلات امتیاز مناسبی را کسب کند و گوی و میدان را به سایر زنان و دختران تشکیلات واگذار کرد. او درسال 1375در سن 25 سالگی در یک آکادمی موسیقی (Henry Purcell) شرکت کرده و توانست خیلی سریع استعداد خود را دراین زمینه محک بزند.

 

طولی نکشید که خواننده اوپرا شد. صدای او بسیار عالی بود اما بعد از مدتی به گفته خود پانته آ آینده خود را در این زمینه درخشان ندید و احساس کرد که باید در زمینه های دیگری وارد کار بشود. او در این زمینه می گوید: «صدای من واقعا عالی بود. استاد موسیقی و همچنین استاد آواز من بارها می گفت شما اگر دراین زمینه ادامه بدهی حتما به جاهای عالی خواهی رسید اما هر چه فکر کردم و به قولی آینده نگری کردم دیدم که خواننده بودن نمی تواند زندگی مرا در آینده تامین کند و حتما در آینده آن را رها خواهم کرد به همین دلیل با خودم گفتم کاری را که قرار است در آینده رها کنم از همین الان زمین بگذارم و وقت و فرصتم را درجای دیگر خرج کنم بهتر استپانته آ در آکادمی موسیقی (Henry Purcell) با شخصی به نام سیاوش کریمی آشنا شد.  او 3 سال از پانته آ بزرگتر بود و متولد شهرستان بروجرد از توابع استان لرستان  بود. آنها به مدت یک سال با هم دوست بودند و بعد از یک سال از پانته آ خواستگاری کرد اما پانته آ ترجیح داد این رابطه به ازدواج ختم نشود و به صورت یک رابطه دوستانه باقی بماند. این رابطه بعد از آن تا یک سال دیگر  به طول انجامید. با وجود اصرار های سیاوش پانته آ حاضر به ازدواج با سیاوش نشد و سیاوش که نمی توانست به اینگونه روابط ادامه دهد و سخت عاشق فرزند بود در نهایت از  پانته آ جدا شد. و پانته آ هم نتوانست او را جذب تشکیلات کند. پانته آ اما با این موضوع خیلی خوب کنار آمد زیرا هم تفکرات سیاسی سیاوش را خیلی قبول نداشت و هم نمی توانست به این زودی بچه دار شود. پانته آ در این زمینه می گوید: «من و سیاوش در ابتدا رابطه خوبی را با هم شروع کردیم اما رفته رفته کار به جاهای باریک کشیده شد و هر دوی ما به نقطه ای رسیدیم که جز جدایی راهی برایمان نبود به همین دلیل از هم جدا شدیم من خدا را شکر می کنم که جوگیر نشده و از او بچه دار نشدم» پانته آ می گوید: من همیشه شعارم در زندگی این بوده که کار و زندگی باید دارای هدف مشترک باشند یعنی حتی شغل انسان با زندگی اش جور در بیاید» پانته آ مدیری بعد از جدا شدن از سیاوش و در سن 29 سالگی به تحصیل خود ادامه داد و با حمایت های مختلف تشکیلات و همچنین افراد با نفوذ توانست مدرک "فوق لیسانس حقوق بشر" خود را از دانشگاه آمستردام  بگیرد.

 

پانته آ در حین تحصیل به گروه های مختلف سیاسی و فرهنگی همکاری می کرد. در نهایت به علت صدای خوب و همچنین آشنایی کامل با زبان انگلیسی و هلندی  به یکی از مسئولین رادیو زمانه معرفی شد. و به عنوان یکی از گویندگان رادیو زمانه در آمستردام هلند کار خود را آغاز کرد.

 

رادیو زمانه از ۱۳ مرداد ۱۳۸۵ خورشیدی فعالیتِ خود را آغاز کرد. برنامه‌ها از راه ماهواره و اینترنت پخش می‌شوند. برنامه‌ها دربرگیرنده اخبار و گزارش‌های سیاسی، اجتماعی، فلسفی، ادبی و هنری است. رادیو زمانه در حال حاضر روزانه نود دقیقه برنامه پخش می‌کند. سردبیر این رادیو در حال حاضر، فرید حائرِ‌‌ی‌نژاد، از تهیه کنندگان پیشین در تلویزیون سی.بی.سی در کانادا، و مدیر عامل، آرین د ولف است. همزمان با تاسیس رادیو زمانه پانته آ مدیری به عنوان گوینده رادیو زمانه کار خود را آغاز کرد و بعد از یک سال به عنوان مسئول روابط  عمومی رادیو زمانه انتخاب و منسوب شد. می شود گفت حداقل نیمی از کارکنان این رادیو از اعضای تشکیلات YFA(یهودیان فعال آزاد)  هستند و برخی نیز از بهائیان مقیم هلندند که با این گروه همکاری داشته و دارند. پانته آ مدیری که حالا 36 ساله شده بود. او از یک طرف طی چند سال توانست افراد زیادی را به تشکیلات معرفی نماید از این جهت کارنامه بسیار درخشانی داشت و از طرفی از لحاظ ظاهر نمی توانست با دختران جوان در تشکیلات YFA  (یهودیان فعال آزاد)   رقابت کند به همین دلیل درخواست پست نظارت بر فعالیت های زنان در تشکیلات YFA  را به مسئول آن داد که بعد از بررسی مورد تایید قرار گرفت. پست سازمانی جدید به وی این امکان را می داد تا بتواند بار دیگر زندگی جدید را تجربه کند. او با گرفتن پست جدید عملا هم ارتقاء رتبه  و هم مجوز ازدواج را با هم گرفته بود به همین دلیل خیلی خوشحال بود. پانته آ در این زمینه می گوید: «روزی که پست نظارت در تشکیلات به من واگذار شد بسیار  خوشحال بودم و در پوست خودم نمی گنجیدم زیرا این پست را بارها و بارها در خواب دیده بودم و فکرش را نمی کردم که یک روز بتوانم به این جایگاه برسم از طرفی رابطه هایی که با افراد مختلف طی سالیان مختلف داشتم به خاطر مسائل کاری و .... هیچ کدام به ازدواج ختم نشد و سن من هم در حال بالا رفتن بود ونیاز داشتم که به زندگی شخصی خودم هم سر و سامان بدهم بنابراین فکر می کنم الان بهترین موقعی بود که این اتفاق افتاد و من این اتفاق را یک جرقه امید در زندگی ام می دانم». پانته آ بعد از مدتی با مهدی جامی آشنا شد.

 

"مهدی جامی"، زاده سال ۱۳۳۹، روزنامه‌نگار، وبلاگ نویس، عکاس و فیلم‌ساز ایرانی است. او از آغاز کار رادیو زمانه در ژوئن ۲۰۰۶ تا اکتبر ۲۰۰۸ (آبان ۱۳۸۷) مدیر و سردبیر این رادیو بود و این رادیو را بر اساس ایده روزنامه نگاری شهروندی پایه گذاری کرد. جامی از می ۱۹۹۶ تا می ۲۰۰۶ با بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی همکاری داشت. پیش از آن فعالیت عمده او تدریس زبان و ادبیات فارسی و همکاری با دایره المعارف بزرگ اسلامی بوده است. تجربه های پانته آ در رابطه های مختلف به درد او خورد و توانست با "مهدی جامی" رابطه صمیمانه برقرار کند. این در حالی بود که "مهدی جامی" به تازگی با خانم "فرحناز کریمی" یک رابطه عاشقانه برقرار کرده بودند و این رابطه به ازدواج ختم شده بود.

فرحناز کریمی زادهٔ ۲۴ آبان ۱۳۳۹ در گروس، کردستان، سیاست‌مدار ایرانی-هلندی عضو حزب سبزهای چپ است که از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۶ عضو مجلس نمایندگان هلند بود. او از سال ۲۰۰۷ مشاور ارشد برنامه عمران ملل متحد در پروژه SEAL۲ است. فرحناز کریمی پس از انقلاب به سازمان مجاهدین خلق پیوست. با سخت شدن شرایط در ایران برای گروه‌های مخالف او به کردستان عراق مهاجرت کرد. مهاجرت بعدی او از عراق به آلمان بود و او پس از اقامت در اروپا، در مرکز مجاهدین خلق در پاریس به فعالیت پرداخت. کریمی در راه‌اندازی نشریه اینترنتی روز آنلاین و رادیو زمانه نقش داشته است. رابطه پانته آ مدیری با مهدی جامی روز به روز گرم تر و گرم تر شد و مهدی جامی بعد از گذشت مدتی برای اینکه بتواند پانته آ  را مدت زمان بیشتری در رادیو نگه دارد و از با او بودن لذت بیشتری ببرد او را مسئول روابط عمومی رادیو زمانه کرد. اما از آنجایی که همیشه ماه پشت ابر نمی ماند، فرحناز کریمی از رابطه پانته آ مدیری با مهدی جامی آگاه شد. فرحناز از پانته آ و همچنین شوهر خود (مهدی جامی) به پدر پانته آ مدیری (محسن مدیری) شکایت کرده و از او خواست تا جلوی دخترش را بگیرد. او همچنین تهدید کرد که در صورت ادامه پیدا کردن این رابطه از پانته آ و جامی به دادگاه شکایت خواهد کرد. پانته آ مدیری که اوضاع را خراب دید رابطه خود را با مهدی جامی به هم زد. دو ماه بعد پانته آ مدیری متوجه شد که از مهدی جامی حامله است. موضوع را با جامی و پدرش در میان گذاشت اما جامی که حسابی از فرحناز ترسیده بود منکر این بچه شد و ادعا کرد که رابطه او با پانته آ در آن حدی نبوده که منجر به بوجود آمدن بچه بشود. پانته آ جریان را به گوش فرحناز رساند. فرحناز در جلسه ای که پانته آ مدیری و پدرش و همچنین مهدی جامی در آن حضور داشتند به توافق رسیدند که در صورتی که پانته آ بچه را سقط کند او نیز همه چیز را نادیده بگیرد. پانته آ مجبور شد که بچه دو ماهه خود را که هنوز معلوم نشده بود که دختر است یا پسر سقط کند. بعد از آن فرحناز از مهدی جامی طلاق گرفته و با رایزنی هایی که با مسئولین مربوطه انجام داد توانست حکم مدیریت مهدی جامی را در سال 1388 به تعلیق در آورده و او را برکنار کند. جامی در سال ۲۰۱۰ با همکاری جمعی از روزنامه نگاران، روشنفکران و هنرمندان اقدام به راه اندازی بنیاد ایران ندا کرد که هدف اصلی آن راه اندازی تلویزیون مشارکتی ایران ندا است. پانته آ بعد از اینکه رابطه اش با مهدی جامی به هم خورد و بچه خود را سقط کرد دست از پا درازتر و به دستور پدر از آمستردام به لندن برگشت و با سفارش های  پدر در رشته حقوق حقوق اطلاعات و ارتباطات دردانشگاه لندن کارشناسی ارشد خود را گرفت و از منتخبین ممتاز مسابقه دانشگاه آکسفرد انگلیس در رشته "مقایسه ای در سیاست رسانه های جهان " شد.

او همچنین در کنار ادامه تحصیل اجرای برنامه های ادبی هنری و میزبانی سیاستمداران متعددی در میزگردهای بین المللی و چند زبانی در انگلیس را عهده دار شد. بعد از تمام شدن کالج او به سفارش عده ای از یهودیان لندن که به همراه  بهائیان مسئولیت هدایت و ساپورت تلویزیون بی بی سی را داشتند کار دوبله را در این بخش شروع کرداو در کنار این کار عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا)  نیز بود. شورای اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) شاخه ای از تشکیلات YFA بود که مسئول و لیدر آن محسن مدیری (پدر پانته آ) بود. این شورا با کمک های فرح پهلوی و  جمعیت یهودیان و بهائیان ایرانی مقیم لندن تاسیس شد.

 

پدر پانته آ مدیری (محسن مدیری) اگر چه به ظاهر اسمش در لیست هیئت رئیسه وجود ندارد اما مهمترین شخص که به دستور فرح پهلوی این شورا را مدیریت و هدایت می کند محسن مدیری است. پانته آ مدیری نیز به همراه پدر در قسمت های مختلف این شورا همکاری می کند وی به همراه مهران براتي، حميد گنه، مريم سطوت، عباس شيرازي، فرزانه عظيمي، رضا فاني يزدي، مهدي فتاپور، مسعود فتحي، عضو هیئت اجرایی شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) است. شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) طبق مصوبه ای که در جلسه 22 فوریه گرفته شد به سه بخش تقسیم شد. هيئت رئيسه شورا : رضا سياوشي، كبري قاسمي، مهرداد مشايخي هيئت اجرايي : مهران براتي، حميد گنه، مريم سطوت، عباس شيرازي، فرزانه عظيمي، رضا فاني يزدي، مهدي فتاپور، مسعود فتحي، پانته آ مديری. شوراي سياسي : جمشيد اسدي، مريم انصاري، سهيلا بنا، بهروز خليق، حسن شريعتمداري، كاظم علمداري، حسين علوي، مصطفي مدني، پروين همتي. در همان جلسه متن استعفاي آقايان بهزاد کريمي و عدلان پارسا مطرح گرديد و با تشکر از حسن نيت اين دوستان پذيرفته شد. سپس شوراي هماهنگي (اجا) از دو نفر بعدي يعني گودرز اقتداري و تهماسب وزيري براي پيوستن به شورا دعوت بعمل آورد. شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) بود درظاهر به مبارزه با جمهوری اسلامی می پرداخت اما پشت پرده مسائل دیگری رقم می خورد. مسائلی چون:   1-      تقویت و حمایت از گروه یهودیان و بهائیان درهمه جای دنیا(به همین دلیل در اساسنامه عضو اتحاد آمده است که هر شهروند ايرانی که اصول مندرج در بیانیه اتحاد جمهوری خواهان ایران  را بپذيرد و مایل به همکاری با اتحاد جمهوری خواهان ایران باشد و حداقل ماهانه ده یورو به عنوان حق عضویت بپردازد، عضو اجا است.   تبصره ـ میزان حق عضویت می تواند برحسب نیاز با تصمیم شورای هماهنگی تغییر نماید. 2-      هر عضو قبل از ورود باید یا یهودی زاده و یا بهائی زاده باشد و درصورتی که شخصی این شرایط را نداشته باشد و بعدها به آیین بهائیت در آمده باشد می بایست 5 برابر حق عضو معمولی را پرداخت نماید و به شورا وکالت دهد که در صورت خروج و یا خیانت به گروه بتواند تمامی اموال و دارایی های او را به اختیار خود خرج کند. 3-      هر  عضو می تواند در هر همایشی که شورا برگزار می کند شرکت کند. 4-      هر  عضو بایستی ماهانه 1 نفر را به شورا معرفی نماید. 5-       همایش سراسری حداکثر دو سال یکبار، با شرکت اعضای«اجا» تشکیل می شود. همایش سراسری عادی و یا فوق العاده به دعوت شورای هماهنگی تشکیل می شود. 6-      کسانی درهمایش حق رای دارند که عضویت آن ها قبل از رسمیت یافتن همایش مورد تائید قرارگرفته باشد. 7-      کلیه کارها  و مسئولیت ها در جامعه امروز و فردای ایران به این اشخاص سپرده خواهد شد. 8-      هر نوع امکانات و به هر اندازه ای در اختیار افراد متخصص از این شورا برای کار و فعالیت در زمینه های مختلف قرار خواهد گرفت تا جامعه یهودیان و بهائیان به راحتی بتوانند گسترده فعالیت های خود را زیاد کرده و دنیا را به تسخیر خود در بیاورند. 9-      این شورا شاخه ای از تشکیلات YFAاست و تمامی اهداف و فعالیت ها بایستی در راستای تقویت این تشکیلات صورت پذیرد. 10-   و .... گستره این تشکیلات به اندازه ای است که توانسته مدیریت برخی شبکه های مختلف ماهواره ای و حتی رادیو ها را در خارج از ایران در اختیار خود گیرد.در همین راستا دو نفر از اعضای فعال تشکیلات که البته سابقه کار و فعالیت رسانه ای داشته اند به نام های کیوان عباسی و مرجان عباسی برای تاسیس شبکه ای مستقل انتخاب شدند. نحوه فعالیت و کار این شبکه می بایست با سایر شبکه های هم طراز متفاوت می بود لذا بعد از جلسات مختلف ایده تاسیس شبکه من و تو مطرح شد و در 6 آبان 1389 این شبکه بر روی آنتن رفت.

 

تشکیلات مقدمات کار را اعم از هزینه ها،برنامه ها، بخش آرشیو،مکان و ساختمان، تجهیزات و حتی انتخاب مجریان و عوامل و دست اندر کاران را فراهم کرد و شبکه من و تو بعد از 6 ماه تاسیس شد. تمامی گردانندگان شبکه من و تو یا بهائی و یا یهودی هستند. آنها اعلام کردند که امتیاز برنامه بفرمایید شما را  از شرکت انگلیسی خریده اند و کوچکترین اشاره ای به مذهب و عقیده آنها نکردند در حالی که شرکت سازنده این برنامه یهودی بوده و  تشکیلات YFA با یک رایزنی بسیارساده امتیاز آن در اختیار این شبکه قرار داد بدون اینکه کوچکترین هزینه ای خرج شود. خانم گوگوش نیز که مدت هاست که توسط تشکیلات YFA  تطمیع شده بود و خواننده این تشکیلات به حساب می رود به طور رسمی به این تشکیلات و شبکه پیوست. اگر چه خوانندگان دیگری نیز در این گروه کار می کنند و نامشان تا کنون فاش نشده است. طریقه فعالیت این گروه به این شبکه است که در ابتدا با ظاهر عوام فریبانه افراد سیاسی و فرهنگی را جذب کرده و سپس بعد از گذشت مدتی آنها را با شرایط گروه آشنا کرده و در ابتدا آنها را با وعده های مسئولیت های چنین و  چنانی در آینده ایران فریب داده و سپس آنها را به عضویت تشکیلات در آورده و به مرور هر چه دارند و ندارند را به صورت ماهیانه از آنها می گیرند. آقاي عدلان پارسا یکی از جدا اعضایی است که از کارهای خیانتکارانه تشکیلات و زیر شاخه آن یعنی شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) مطلع شد و از همکاری با آنها سر باز زد. او همچنین به این کار اکتفا نکرده و یک هفته بعد از استعفا دست به افشاگری علیه تشکیلات مذکور زد. او خیانت هایی که شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) به ملت و مردم ایران انجام داده را به صورت تیتر وار در 20 صفحه A4  منتشر کرده و در اختیار ایرانیان مقیم قرار داد. شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) نیز که از جریان با خبر شده با دست پاچگی نامه استعفای چند خطی آقای عدلان پارسا را به صورت تایپ شده و کاملا جعلی منتشر کرد. و مدعی شد آقاي پارسا متن را با حروف لاتين ايميل نوشته و شورا به جهت سهولت درخواندن برای مقیم به فارسی آن را منتشر كرده است. متن استعفا نامه جعلی اقای عدلان پارسا که توسط شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران منتشر شده به شرح زیر است: «من به دلايل خاصي فعاليت عملي سياسي خودم را كنار ميگذارم و شايد گاهگاهي فقط قلم بزنم، اما بنا به تصميم قطعي عرصه فعاليت سياسي را ترك مي كنم، به همين دليل از تمامي فعاليت هاي سياسي كه در آنها قرار داشتم خارج شدم و به شما اعلام مي كنم كه خروج من را به دليل "ترك فعاليت عملي سياسي" به اطلاع دوستان برسانيد. چون دليل خروج من دليلي خاص نسبت به اتحاد نيست. بنابراين توضيح آن در جلسه اي اضطراري ضرورت ندارد. همكاري با دوستان تجارب ارزنده بسياري داشتموفق و سربلند باشيد. ارادتمند شما عدلان پارسا کار اصلی پانته آ مدیری در این شورا فعالیت زنان و هماهنگی آنها در زمینه های مختلف است. جذب و گزینش دختران جوان و نیروهای کار آمد به شورا، دیگر مسئولیت پانته آ مدیری در این شوراست. مرحله بعد تقسیم کار بین افراد گروه و در آخر گزارش گیری به صورت هر 15 روز یکبار از مجموعه فعالیت ها و هزینه های مالی و ... در حال حاضر پانته آ مدیری در شبکه تازه تاسیس من وتو در برنامه های تونل زمان  و اتاق خبر در حال فعالیت است. او در ابتدای تاسیس به شبکه با حسن یا همان سهراب اعتمادی رابطه برقرار کرده و در حال حاضر با او نامزد است. البته رابطه پانته آ مدیری از نوع تشکیلاتی نیست زیرا حسن یا همان سهراب اعتمادی با اینکه یهودی نیست ولی از افرادی است که به صورت غیر مستقیم به تشکیلات کمک می کند و پانته آ اجازه ازدواج با او را به صورت رسمی از تشکیلات گرفته است. علت حضور پانته آ مدیری در برنامه اتاق خبر و اینکه در اکثر اوقات سردبیری و گزینش اخبار به دست او سپرده می شود رابطه او با حسن اعتمادی است. رها اعتمادی از نامزدی پانته آ و پدرش اصلا راضی نیست و میانه خوبی با پانته آ مدیری ندارد به همین دلیل با اینکه مجرد است اما از  پدرش جدا شده و یک زندگی مستقلی را شروع کرده است. پانته آ مدیری اگر چه به ظاهر سردبیری و مجری گری برنامه  اتاق خبر را به عهده دارد اما در باطن کلیه فعالیت های زنان و دختران در شبکه من و تو (که از اعضای شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) هستند) به عهده پانته آ مدیری است و البته این قسمتی از فعالیت های او به شمار می رود.

خوانندگان عزیز می توانند از طریق نظر دهی در وبلاگ اسامی برخی افراد و گروه های وابسته به این شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) را که شاخه ای از تشکیلات YFA است درخواست دهند تا اسامی در اختیار آنها قرار داده شود.
 


:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، پانته آ مدیری، آکادمی گوگوش، بهائیت
:: برچسب‌ها: زندگی نامه پانته آ مدیری, اتاق خبر, رادیو زمانه, شبکه من و تو, یهود
تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

بعد از افشا شدن شرایط استخدام در شبکه «من و تو» در وب شخصی رها اعتمادی (بنی‌اعتماد) به تازگی یکی دیگر از جداشدگان از این شبکه انگلیسی از مسائل و شرایط کار در این شبکه پرده برداشت.

مژگان انصاری متولد 26/8/1356(35 ساله)تهران، فعالیت رسانه‌ای خود را با «ببین‌تی‌وی» شروع کرده و به گفته خود 9 ماه در شبکه من و تو مشغول به کار بوده است. وی در فیس‌بوک شخصی خود به برخی مسائل اشاره کرده که جای بررسی و تحلیل دارد. (پاورقی)
صحبت‌هایی که مژگان انصاری در فیس‌بوک شخصی خود مطرح کرده به شرح زیر است:

با سلام من مژگان انصاری متولد 26/8/1356 (35 ساله) تهران . 10ساله با خانواده‌ام در لندن زندگی می‌کنم. با 2 تا از دوستانم آزاده حسینی و آوا روحبخش 6 ماه تو شبکه «ببین تی‌وی» کار کردیم.

بعدش با آزاده و آوا به استخدام شبکه من و تو درآمدیم و 9 ماه تو این شبکه کار کردم. 6 ماهش را پروژه‌ای تو من و تو- 2 ، 3 ماهشم به صورت آزمایشی تو من و تو- 1 بودم.

آزاده از اول توی اتاق خبر من و تو-1 به صورت رسمی مشغول شد. من و آوا هم که رفتیم من و تو-2. اما آزاده بعد از مدتی که توی اتاق خبر مشغول شده بود از شبکه رفت.

بعد از 6 ماه که توی من و تو- 2 بودیم، من و تو 1 و 2 با هم یکی شدند. من و آوا هم به من و تو- 1 منتقل شدیم. شرایط توی من و تو- 1 مثل من و تو-2 نبود؛ اول اینکه کار تو اونجا کاملا رسمی بود. بعدش هم اینکه فضا کاملا امنیتی و سکرت بود. شبکه من و تو با بودجه دولت انگلیس تاسیس و اداره می‌شه و همه چیز زیر نظر اوناست. به ما گفتن 3 ماه اول آزمایشی هستید و اگر مدیر تایید کنه و شرایط کاری را داشته باشید بعد از 3 ماه رسمی می‌شید. 3 ماه آزمایشی خیلی خوب جلو رفت اما بعدش اتفاقایی برایم پیش اومد که هیچ‌وقت در موردش به کسی حرفی نزدم اما به دلیل مطرح شدن بعضی شایعه‌ها مجبورم برای دفاع از خودم بعضی اتفاق‌هایی که برام پیش اومده را توضیح بدم.

الان چند وقتیه بعضی دوستای نارفیق یا دشمنان، شایعه‌هایی را درباره من تو فیس‌بوک و... پراکنده کردن که دروغ محضه و دور از رفتار و منش حرفه‌ایه.

من فقط به یه موردش اشاره می‌کنم و نیازی نمی‌بینم به سایر موارد بپردازم و اون اینه که شایعه شده، مژگان انصاری از شبکه من و تو اخراج شده.

باید بگم من خودم از شبکه بیرون اومدم و منو اخراج نکردن. وقتی دیدم شرایط کاری برای کار توی این شبکه برام آماده نیست با اختیار خودم شبکه را ترک کردم. من هیچ‌وقت اخراج نشدم و اینکه می‌گن مژگان انصاری اخراج شده دروغ محضه و واقعیت نداره. اخراج را برای افرادی می‌گن که کارایی لازم را ندارن یا باعث برهم زدن جو و فضای کاری بقیه می‌شن. این وصله‌ها به من نمی‌چسبه.اگه توانایی و کارایی من کم بود صدابردار یکی از مهم‌ترین برنامه‌های شبکه یعنی من و تو پلاس نمی‌شدم و تو همون روزهای اول مثل بقیه منو جابه‌جا‌ می‌کردن.

چون توانایی‌هام بالا بود همزمان با صدابرداری برنامه من و تو پلاس کار بسیار حساس و سخت صدابرداری از اتاق خبر هم به من داده شد. همه اینها تو مدت کوتاه 2 ماه اتفاق افتاد و این نشون می‌ده که من تو کارم موفق بودم.

ولی درباره علت جدایی‌ام از شبکه باید بگم تنها علت جدایی‌ام، اجبار مدیریت شبکه برای عضویت در گروه جوانان بدون مرز و تغییر باور و اعتقادهای شخصی‌ام بود. شرایط عضویت تو گروه جوانان بدون مرز اونقدر شرم‌آوره که نمی‌تونم درباره‌اش صحبت کنم.

    

وقتی دیدم برای موندن توی این شبکه باید به همه باورهام پشت کنم، هر جور اونا می‌گن لباس بپوشم و عضو گروهی بشم که نه‌تنها به اون اعتقاد ندارم که باهاش مخالفم هستم، مجبور شدم شبکه را ترک کنم و به دنبال کار تو جای دیگه برم.

به نظر من انسان آزاد آفریده شده و باید آزاد زندگی کنه. هر کسی می‌تونه لباس خودشو، خودش انتخاب کنه تا چه برسه به اعتقاد و اینجور چیزا. دوست نداشتم چیزی را که بهش اعتقاد ندارم بهم تحمیل کنن برای همین تصمیم گرفتم بیام بیرون.در آخر باز هم تکرار می‌کنم من با اختیار خودم از شبکه من و تو بیرون اومدم و مساله اخراج من از این شبکه کاملا دروغه.موفق و پیروز باشید».

در ابتدا سوال‌های مختلفی به ذهن می‌رسد مانند:

       1-     چرا خانم مژگان انصاری از بازگو کردن شرایط گروه جوانان بدون مرز سر باز می‌زند؟

       2-     ایشان علت جدایی خود از شبکه را ولو بسیار سربسته، اعلام کردند اما نگفتند آیا علت جدایی آوا روحبخش نیز همان دلیل بوده یا خیر؟

       3-     چرا بعد از جدا شدن از شبکه هیچگاه درباره مساله‌ای که برایش اتفاق افتاده سخنی به میان نیاورده است؟

4       - چرا با همه شایعه‌هایی که برای وی در فیس‌بوک و... ایجاد شده باز هم فقط علت جدایی از این شبکه را مطرح کرده و شهامت مطرح کردن دیگر مسائل را ندارد؟

       5-     دیگر شایعه‌هایی که برای وی در رسانه‌های جمعی (به قول مژگان توسط دوستای نارفیق و دشمنان) ایجاد شده است، چه بوده؟

حال احتمال‌هایی که درباره این اتفاق به ذهن می‌رسد مورد بررسی قرار می‌دهیم:

        1- همه مسائلی که مژگان انصاری به آنها اشاره کرده و از آن پرده برداشته صحیح بوده و واقعیت دارد، به این معنی که شبکه‌های ماهواره‌ای که از انگلیس پخش می‌شوند بویژه شبکه من و تو در واقع پوششی‌ برای پیشبرد اهداف فرهنگی و سیاسی وزارت خارجه انگليس در ایران و کشورهای فارسی‌زبان هستند. (1)

در واقع مدیریت شبکه من و تو با پوشش شبکه‌های سیاسی، فرهنگی و سرگرمی در حال یارگیری و جذب نیرو برای رسیدن به اهداف دیگری است که توسط وزارت خارجه انگليس طراحی شده و در حال اجراست که البته یکی از مقدمات این هدف، منتقل کردن اپوزیسیون خارج از کشور از لس‌آنجلس و واشنگتن به لندن همچنین توسعه دادن به گروه جوانان بدون مرز است؛

گروهی که اعضای آن را هرزه‌های دستگاه امنیتی انگلیس تشکیل می‌دهند و برای عضویت در آن باید به همه باورها، آداب و رسوم خود پشت پا زده و از هر کاری دریغ نکنی حتی داشتن روابط آزاد جنسی و... . (2)

 

در همین راستا شاهد بودیم در سال‌های گذشته افراد مختلف سیاسی، فرهنگی، هنری، علمی و حتی ورزشی و... اپوزیسیون از کشورهای مختلف از جمله واشنگتن و لس‌آنجلس و دیگر کشورها مانند سوئد و... به لندن دعوت شده و با تطمیع و تامین مالی و واگذاری پست و مقام و... جذب شبکه بی‌بی‌سی فارسی یا شبکه‌های تازه‌تاسیس انگلیسی مانند من و تو شدند

برای نمونه می‌توان به حسین فرجی، مسعود صدر، کامران محیط، رضا همایون، فیروزه باغبان، فرشته دانشفر، سمیرا قاسمی، آزاده حسینی، مریم تهرانی، سارا باغستانی، آوا صفا، سحر زند، جاوید جعفری، هادی کریمیان، نسرین احمدی، مژگان انصاری، آوا روحبخش، شهیار قنبری، فائقه آتشین، حسن، داریوش، ناصر، رها و بهروز اعتمادی (بنی‌اعتماد)، پانته‌آ مدیری، سالومه سیدنیا، بابک سعیدی، هومن خلعتبری، آرمین قبادی‌پاشا، امیر برادران، مهرداد پارسا، امید خلیلی‌تجریشی، سبا خویی، تیام بصیر، پریسا ساوجی، سمیه عابدین‌زاده، ندا جناب، زهرا امیرابراهیمی و... اشاره کرد که تعدادی از آنها جذب بی‌بی‌سی فارسی و تعدادی جذب شبکه من و تو و دیگر شبکه‌های انگلیسی شدند.

در واقع وزارت خارجه انگليس در حال عضوگیری از مخالفان نظام در داخل و خارج از کشور است تا بتواند به این اهداف برسد.

کنار هم قرار دادن سلطنت‌طلب‌ها، تجزیه‌طلب‌ها، افراد جدا شده و بریده از نظام جمهوری اسلامی مانند مهاجرانی، سروش، کدیور، اشکوری‌ها و... بخشی از این پروژه به حساب می‌آید.

در واقع پذیرش شرایط عضویت در این شبکه‌ها، پذیرش همکاری با سرویس اطلاعاتی انگلیس(MI6) به شمار می‌رود.(3)

ناگفته نماند روند برنامه‌های این شبکه‌ها بویژه شبکه من و تو نیز در راستای این اهداف بوده و برنامه‌های این شبکه‌ها در همین راستا تهیه و برای فارسی‌زبان‌ها پخش می‌شود.

دولت انگلیس برای اینکه بتواند کسانی را که جذب کرده برای همیشه در سیستم خود نگه داشته و مانع از جدا شدن آنها شود، شرایطی را برای استخدام و عضویت در این شبکه‌ها (بی‌بی‌سی فارسی و شعبه فرهنگی آن یعنی من و تو) در نظر گرفته که افراد جذب شده در صورت پذیرش شرایط برای همیشه جیره‌خوار آنها بوده و به هیچ‌وجه امکان جدا شدن و مخالفتشان علیه سیاست‌ها و اهداف این سرویس را نداشته باشند زیرا انگلیس در صورت کمترین اعتراض و مخالفتی، آنها را بی‌آبرو کرده و شهره خاص و عام خواهد کرد. (4)
در واقع این یکی از شیوه‌های قدیمی روباه پیر است که همه پل‌ها را پشت سر عوامل و جیره‌خواران خود خراب می‌کند تا هیچ راه برگشتی برای آنها وجود نداشته باشد و برای همیشه جیره‌خوار آن باقی بمانند. یکی از این روش‌ها عضویت در گروه جوانان بدون مرز است. این گروه به رهبری رها اعتمادي از چند سال پيش با پشتيباني همه‌جانبه و البته غير‌علني عوامل بي‌بي‌سي براي ضديت با جمهوري اسلامي ايران راه‌اندازي شد. رها اعتمادی همه عناصر همسو با فرقه ضاله بهائيت و ضدجمهوري اسلامي ايران را شناسايي و هسته اوليه من و تو را با آنها شكل داد. (5)

شرایط عضویت و نحوه عملکرد گروه جوانان بدون مرز به گونه‌ای است که کسانی که عضو این گروه می‌شوند امکان جدا شدن از آن را نخواهند داشت و مجبورند تا ابد با دولت انگلیس همکاری داشته باشند.(6)

نمونه‌های آن پونه قدوسی، مجری برنامه نوبت شما در بی‌بی‌سی فارسی که چندی پیش به صورت کاملا هدفمند توسط رسانه‌های مختلف از رابطه جنسی‌اش با مدیریت شبکه و... پرده برداشته و مجبور به بازگشت به شبکه بی‌بی‌سی فارسی شد.(7)

همچنین جذب اشخاصی مانند زهرا امیرابراهیمی که کارنامه‌شان نزد مردم ایران کاملا مشخص است. (8)

مژگان انصاری نیز بعد از ورود به شبکه من و تو- 1 باید شرایط یادشده را می‌پذیرفت تا به صورت یک عضو رسمی به دیگران بپیوندد ولی اینگونه نشد و نپذیرفتن عضویت در این گروه‌ها و در نتیجه جدا شدن از شبکه موجب شد شایعه‌های مختلفی توسط مدیریت شبکه علیه آن پراکنده شود تا همه ضعف‌ها، کمبودها و مشکلات جدا شدن وی از شبکه را به مژگان نسبت دهند و اینگونه وانمود شود که علت جدایی مژگان انصاری از شبکه مشکلات مختلف وی و همچنین نداشتن کارایی لازم او بوده به همین دلیل مژگان توسط مدیریت شبکه اخراج شده است. پراکنده کردن شایعه علیه جداشدگان فقط برای مژگان اتفاق نیفتاد و مژگان انصاری نفر اول نبود؛ افراد زیادی قبل از مژگان بودند که بعد از چند ماه همکاری با این شبکه انگلیسی به دلایل مختلف که یک نمونه آن نپذیرفتن عضویت در گروه جوانان بدون مرز و... بود از شبکه رفتند. البته جداشدگان بعد از جدا شدن از شبکه یا هیچگاه درباره علل جدایی‌شان از شبکه‌های انگلیسی سخنی به میان نیاوردند و با وجود همه شایعه‌هایی که علیه آنها به وجود آمد ترجیح دادند ساکت بمانند یا اگر سخنی به میان آوردند بسیار سربسته و کنایه‌ای مطرح کردند تا به نوعی عامل بازدارنده‌ای باشد برای انتشار بیش از پیش شایعه‌ها درباره آنها. نمونه آن آزاده حسینی که از ابتدا در اتاق خبر شبکه من و تو- 1 مشغول به فعالیت بود بعد از جدایی از این شبکه انگلیسی تنها به گفتن یک نکته که شبکه من و تو توسط باندی که سیاست‌های پهلوی را به اجرا می‌گذارند اداره می‌شود، اکتفا کرد. (9)

شهیار قنبری نیز بعد از چندی همکاری با این شبکه انگلیسی از آنها جدا شد و در برنامه‌ای که در شبکه امید ایران با اجرای منصور سپهربند اجرا شد به این مهم اشاره کرد. البته اشاره‌های وی مانند دیگران کاملا سربسته و فهرست‌وار بود و نشان از ترس شهیار قنبری از سرویس‌های امنیتی انگلیس داشت؛ امری که توسط مجری شبکه امید ایران به شهریار تذکر داده شد.(10)

مدیران شبکه انگلیسی من و تو فکر این را نمی‌کردند پراکنده شدن این شایعه‌ها آنقدر برای مژگان انصاری سنگین تمام شده که موجب شود برخی اطلاعات را فاش کند.

آنها فکر می‌کردند جسارت مژگان از آزاده حسینی، آوا روحبخش و دیگر افرادی که به همین دلیل یا دلایل دیگر از شبکه جدا شده‌اند بیشتر نخواهد بود.

اما اینگونه نشد و مژگان برخلاف تصور آنها در فیس‌بوک شخصی خود- ولو به صورت سربسته و فهرست‌وار- پرده از این حقیقت (شبکه من و تو پوششی برای فعالیت‌های ضدایرانی دولتمردان انگلیس است) برداشت. البته جرات و جسارت مژگان فقط تا همین اندازه بود و ترس برخورد توسط سرویس اطلاعات انگلیس مانع از توضیح بیشتر مطالب شد. اما نکته‌ای که بسیار حائز اهمیت است اوج ضعف و شکنندگی انگلیس است که مجبور است یاران خود را از چنین افرادی انتخاب کند و از طرفی تاب و تحمل جدا شدن اعضای خود را ندارد به گونه‌ای که برای برگرداندن یک عضو جدا شده یا پوشاندن نقاط ضعف خود به ابزار مختلف از قبیل شایعه‌پراکنی رو می‌آورد.


  2- افشای برخی مسائل مانند گروه جوانان بدون مرز و.... توسط برخی جداشدگان شبکه (مژگان انصاری، آزاده حسینی و...) سناریویی است که سرویس اطلاعاتی انگلیس (MI6) طراحی کرده و هدف آن معطوف کردن ذهن مخاطبان به مسائل مطرح شده از قبیل گروه جوانان بدون مرز، تغییر اعتقادات، نوع پوشش، وابسته بودن به پهلوی و... است تا مخاطبان ذهنشان از دیگر مسائل منحرف شود.(11)

 در واقع این یک شگرد قدیمی اطلاعاتی است که توسط سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای مختلف به اجرا درمی‌آید. آنها بعد از مدتی اخبار سوخته و از رده خارج شده را رسانه‌ای می‌کنند تا هم واکنش مخاطبان را نسبت به آن ببینند و هم افکار آنها را به خبرهای مورد نظر معطوف کرده و از پرداختن به دیگر مسائل بازدارند، به همین دلیل امکان دارد فاش شدن به اصطلاح برخی اطلاعات، هدفمند بوده و اهداف دیگری در پس پرده آن مخفی شده و در واقع ادامه سناریوی انگلیسی دولتمردان انگلیسی باشد. همان‌طور که می‌دانید مژگان انصاری علت افشای این مسائل را مطرح شدن برخی شایعه‌ها علیه خود عنوان کرد اما فقط به یک شایعه (اخراج) اکتفا کرد و از پرداختن به بقیه آنها خودداری کرد. این در حالی است که شایعه اخراج وی آنقدر آزاردهنده نیست که مژگان را وادار کند اطلاعاتی آن هم در این سطح را افشا کند که یقینا ممکن است موجب برخورد شدید سرویس اطلاعاتی و امنیتی انگلیس با وی شود.مژگان انصاری از مسعود صدر، مهرداد پارسا و شهیار قنبری که سابقه سالیان سال مخالفت با جمهوری اسلامی را در کارنامه‌شان داشتند شجاع‌تر نیست. چگونه است که در بین همه جداشدگان از شبکه یک دختر 35 ساله شجاعت افشای اینگونه اطلاعات را پیدا می‌کند در حالی که دیگر افراد یا هیچگونه حرفی نزده، لب فروبسته‌اند یا به مسائل حاشیه‌ای مانند همکاری با خاندان پهلوی اشاره و اکتفا کرده‌اند.

چرا مژگان انصاری در همه این مدت ساکت بوده است؟

چرا بلافاصله بعد از افشای شرایط استخدام در شبکه من و تو و رسانه‌ای شدن همجنسباز بودن رها اعتمادی (بنی‌اعتماد)، تیام بصیر و امید خلیلی، مژگان انصاری یکباره تصمیم می‌گیرد به افشاگری علیه این شبکه دست بزند؟(12)

چرا مژگان سخنی از آوا روحبخش و آزاده حسینی و دلیل جدا شدن آنها از شبکه به میان نمی‌آورد؟

اگر قرار به افشاگری است چرا مژگان انصاری مسائل را به صورت فهرست‌وار بیان می‌کند و از توضیح دادن درباره آنها سر باز می‌زند؟

همه اینها این احتمال را در ذهن قوت می‌دهد که سرویس اطلاعاتی انگلیس(MI6) قصد دارد ذهن مخاطبان را به یکسری اخبار سوخته منعطف کند تا از دیگر اخبار و اتفاق‌ها دور شوند؛ اخبار و اتفاق‌هایی که این روزها گریبانگیر آنها شده است؛ اخباری مانند شکست پروژه انتقال مرجعیت اپوزیسیون از لس‌آنجلس (آمریکا) به لندن (انگلیس) و احیا کردن این اپوزیسیون از هم پاشیده. (13)
در همه این مدت سعی شد مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران از قدیم تا جدید از هنرمند گرفته تا شخصیت‌های سیاسی و حتی دینی در انگلیس جمع شده و با تشکیل جلسات مختلف یک اپوزیسیون واحد تشکیل شود. قرار بود هر شعبه‌ای از من و تو که تشکیل می‌شد به یکی از این افراد واگذار شده تا در قسمت‌های مختلف در فضای رسانه‌ای تجدیدقوا کرده و علیه حکومت جمهوری اسلامی فعالیت کنند اما این پروژه در همان ابتدا با مشکلات فراوان روبه‌رو‌ شد و نه‌تنها موجب یکپارچه شدن اپوزیسیون خارج‌نشین نشد که موجب شد فاصله شخصیت‌های مختلف این اپوزیسیون از هم پاشیده بیشتر و بیشتر شود. قرائنی مانند اختلاف بین فرح پهلوی و مدیریت شبکه بی‌بی‌سی فارسی (صادق صبا)،

اختلاف بین علیرضا نوری‌زاده و مسعود بهنود، اکبر گنجی و عبدالکریم سروش، اختلاف بین کدیور و کیوان عباسی، اختلاف بین بیژن فرهودی (مجری سابق صدای آمریکا) و کیوان عباسی و... شاهد بر این مدعا بوده و این احتمال را در ذهن تقویت می‌کند . (14)

به همین دلیل احتمال دارد سرویس اطلاعاتی انگلیس برای سرپوش گذاشتن بر این فاجعه اقدام به پخش اینگونه اطلاعات کرده تا اذهان مخاطبان را به سمت آنها سوق داده و از جریان اصلی منحرف کند.

پی‌نوشت:
http://www.facebook.com/ansari.mojgan?ref=tn_tnmn
1- روزنامه کیهان، سه‌شنبه 20 اردیبهشت 1390، شماره 19922، صفحه 14 (بودجه 40 ميليون دلاري انگليس و آمريكا براي 2 تلويزيون ماهواره‌اي زرد (خبر ويژه)
2- رجانیوز، پنجشنبه 24 فروردين 1391 (اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائيت شرط استخدام در شبكه من و تو + سند)
3-  سایت خبری شفاف به نقل از کیهان، کد خبر ۵۷۳۸۹ ، تاریخ انتشار ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹، ۱۱:۳۴ (روزنامه کیهان: نمایش فیلم‌های مهرجویی و تهمینه میلانی از شبکه من و تو با تعامل تهیه‌کننده صورت گرفت)
4- همان
5- خبرگزاری رجانیوز http://rajanews.comاعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائيت شرط استخدام در شبكه من و تو + سند
6-  وبلاگ امواج سیاه (www.amvajesiah.blogfa.com) زندگینامه رها اعتمادی، مجری شبکه من و تو
7-  سایت ظهور12(http://www.zohur12.ir) تجاوز جنسی مدیر بخش فارسی بی‌بی‌سی به پونه قدوسی، مجری بی‌بی‌سی،

8-  سایت جام‌نیوز (http://jamnews.ir/) بی‌بی‌سی فارسی بازیگر جنجالی سریال «نرگس» را استخدام کرد + فیلم
9-  خبرگزاری فارس به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان (http://www.farsnews.com) افشاگری مجری من و تو
10-  پایگاه اطلاع‌رسانی جام‌نیوز (http://jamnews.ir/) آغازی بر پایان شبکه من و تو)
11-  روزنامه وطن‌امروز، شماره 882، تاریخ 13 اردیبهشت 1391، به قلم وحید اطلس (پشت پرده کانال بهائیت)
12-  باشگاه خبرنگاران جوان، کد خبر۱۶۰۹۰، ۲۹ فروردين ۱۳۹۱ (مجري من و تو: ما عضو شبكه همجنسبازان لندن هستيم + اسناد)
13-  روزنامه وطن‌امروز، شماره 882، تاریخ 13 اردیبهشت 1391، به قلم وحید اطلس (پشت پرده کانال بهائیت)
14-  مشرق‌نیوز  (http://www.mashreghnews.ir)  كلاهبرداري صادق صبا از بيوه شاه مخلوع



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، من و تو، آکادمی گوگوش، بهائیت
:: برچسب‌ها: شبکه من و تو, manoto1, استخدام شدن در من و تو, مژگان انصاری, رها اعتمادی
تاریخ انتشار : شنبه بیست و ششم اسفند 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

چندی است که در سایت شبکه انگلیسی من وتو قسمتی با عنوان گزارشگر اضافه شده است. این برنامه (گزارشگر) همان طرح انگلیسی است که در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 توسط بی بی سی فارسی اجرا شد و سعی داشت اغتشاشات و اعتراضات داخلی را دامن بزند. اما مسئولین انگلیسی شبکه من و تو سعی دارند این قسمت را یک بخش تازه تاسیس معرفی نمایند

.معرفی این برنامه از  زبان مسئولین انگلیسی این شبکه:   

 

 شرایط و ضوابط از زبان مسئولین انگلیسی این شبکه

 

پاسخ به چند سئوال در مورد این بخش توسط مسئولین انگلیسی این شبکه

این بخش (گزارشگر) که به تازگی در برنامه های مدیران انگلیسی شبکه من و تو قرار گرفته است همان اهدافی را دنبال می کند که در انتخابات سال 1388 دنبال شد. مسئولان انگلیسی در حال آماده سازی و مقدمه چینی برای انتخابات آینده ریاست جمهوری هستند. اما باید به آنها بگویم. اشتباه فکر کردید. اینجا خر داغ می کنند.

 در همین راستا برخی از سیاه نمایی هایی که مدیران این شبکه انگلیسی با عنوان این برنامه (گزارشگر) انجام داده اند را خدمت همه مخاطبان ارائه می کنم. (تصاویر خود گویای حقیقت است به همین دلیل نیاز به توضیح مفصل نیست)

هنگام وقوع زلزله آذربایجان که همه مردم ایران را داغدار کرد:

در این تصویر نوشته است: اینم ماشین عموی من در اهر که به همراه خانه اش ویران شده. هنوز خبری از مسئولین نیست.اینجا آخر دنیاست.

جالب است بدانید این تصویر اصلا ربطی به زلزله آذربایجان شرقی و اهر ندارد.

تصاویر واقعی را می توانید مشاهده نمایید. تصویر متعلق به خانه در لرستان است که یک لرستانی عزیز هنگام زلزله لرستان در وب شخصی خود آن را به تصاویر کشیده است.

پلاک ماشین مورد نظر نیز پلاک 41 است که متعلق به لرستان است.

 

تصویر بعدی نیز از همین وبلاگ برداشته شده است که البته نشان از ناشی بودن دشمنان این مرز و بوم است. تصویری که در سایت شبکه انگلیسی من و تو بارگذاری شده است.

 مطلبی که زیر این تصویر نوشته شده به شرح زیر است:آسیب به خانه های شخصی اینجا خانه خاله من است در اهر آذربایجان شرقی. طبق گفته مسئولین جمهوری اسلامی به خانه های شهری هیچ آسیبی وارد نشده است. پس یا اینجا اهر نیست و یا مسئولین جمهوری اسلامی دروغگو هستند. نمی دانم مسئولین جمهوری اسلامی چه اصراری به دروغگویی دارند.

اما تصاویر اصلی.

همان طور که گفتید اینجا اهر نیست. اما دروغگو رویش سیاه است.

 

اما فاجعه زمانی به اوج خود می رسد که مسئولین انگلیسی شبکه من وتو دچار کمبود مواد خام می شوند و برای بحرانی شدن موضوع مجبور می شوند از تصاویر سوریه استفاده کنند.

سیاه نمایی که در این تصویر انجام شده به شرح زیر است:

وقتی امکانات نباشد مردم مجبورند با حداقل امکانات و وسایل موجود مجروحین را مداوا کنند. پول نفت ما را کجا خرج می کنند؟ مردم از گرسنگی مردند.

تصویر سایت اصلی

تصویر اصلی

اما از آن جایی که دشمنان ملت ایران همیشه احمق بوده اند این فاجعه از این هم بدتر می شود و تصویری از تصاویر سوریه پخش می شود که مسئولین انگلیسی این شبکه انگلیسی حتی به لباس آنها نیز توجه نمی کنند و دم خروسشان بیش از پیش بیرون می زند.


 سیاه نمایی که در زیر این تصویر انجام شده است به شرح زیر است: وقتی کسی فریاد رس نیست مردم باید به سرو صورت خود بزنند و خودشان به فکر خودشان باشند. یالغوز آذربایجان (آذربایجان تنهاست)

اما تصویر سایت اصلی

اگر کمترین دقتی به تصویر بیاندازید دم خروس مسئولین انگلیسی شبکه من وتو را خواهید دید (نمی دانم از کی تا حالا مردم آذربایجان عرب شده اند؟)

اما سوتی بعدی متعلق به روز جهانی قدس است که این شبکه انگلیسی مانند سایر شبکه ها نه تنها حضور مردم ایران را در این روز نخواستند ببینند که سعی کردند با سیاه نمایی حضور مردم را دراین روز به شکل های مختلف زیر سئوال ببرند.

 

مسئولین این شبکه انگلیسی در راستای زیر سئوال بردن روز جهانی قدس اعلام کردند مسئولین جمهوری اسلامی در این روز با پخش شربت و شیرینی مردم را به خیابان ها کشانده اند. این خود بزرگترین توهین به فهم وشعور ملت ایران است. اولین سوتی که در این دست و پا زدن های مسئولین انگلیسی من و تو مشاهده می شود این است که روز قدس جمعه آخر ماه مبارک رمضان برگزار می شود و در این روز مردم روزه اند. دوم اینکه این تصاویر ربطی به روز قدس ندارد سند آن به شرح زیر است:

 

تصویر اصلی

در آخر یک نکته را یاد آور می شوم. در بخش پرسش و پاسخ به سئوال های مخاطبین در مورد این برنامه (گزارشگر) که در سایت این شبکه انگلیسی وجود دارد مخاطبین پرسیده بودند آیا گزارشگر تمامی‌ مطالب دریافتی را تایید و پخش می‌کند؟ مسئولین انگلیسی شبکه من و تو پاسخ دادند:

خیر. مطالب دریافتی شما توسط گروه تهیه کنندگی گزارشگرمورد بررسی قرار میگیرند و در صورت تایید به روی صفحه گزارشگر قرار می‌گیرد.

باید به مسئولین انگلیسی بگویم که در مملکت ما به این کار می گویند دروغگویی، شایعه سازی، سیاه نمایی و .... اما نمی دانم حتما در ادبیات شما به این کارها اطلاع رسانی و خبر رسانی می گویند. همان کاری که در شبکه بی بی سی فارسی و من و تو و کلا در شبکه های انگلیسی انجام می شود. در آخر به مسئولین این شبکه انگلیسی باید بگویم وطن فروشی و خیانت هم قانون و قاعده ای دارد اما مثل اینکه پول های حرام انگلیسی حسابی به مذاق شما خوش آمده که حاضرید به خاطر آن دست به هر کاری بزنید. اما از آنجایی که ماه هیچگاه پشت ابر نمی ماند ما نیز نمی گذاریم خیانت های شما بی جواب بماند.

به زودی منتظر افشاگری های بعدی نشان دادن چهره واقعی این افراد باشید.



:: موضوعات مرتبط: manoto، دبی، رها اعتمادی، عکس لو رفته، من و تو، پانته آ مدیری، آکادمی گوگوش
:: برچسب‌ها: سایت شبکه من و تو, شبکه من و تو, manoto1, رها اعتمادی, گزارشگر
تاریخ انتشار : شنبه بیست و ششم اسفند 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

چندی پیش برنامه ای با عنوان " از تهران تا قاهره " در شبکه انگلیسی من و تو تهیه و پخش شد.

نقد های مختلفی علیه این برنامه نوشته شد.

من فقط به یک تصویر اکتفا می کنم و فکر می کنم خود گویای حقیقت باشد.

فرح پهلوی در این برنامه اعلام کرد شایعه های فراوانی علیه محمد رضا شاه و دربار پهلوی منتشر شده است که هیچ یک از آنها صحت ندارد.

یکی از این شایعه ها پول هایی است که می گویند شاه از ایران به بانک های سوئیس برد که هنوز خانواده پهلوی از آن ارتزاق می کنند.

وی اعلام کرد این شایعه اصلا صحت نداشته و در طول سالیان گذشته اتفاقا خانواده محمد رضا شاه سختی های بسیاری را متحمل شده اند.


باید به خانم فرح بگویم بعضی ها واقعا سنگ پا قزوین هستند.

اما کار به اینجا ختم نمی شود و  روزنامه فایننشال تایمز در گزارشی به مناسبت قیام های

موجود در کشورهای عربی علیه دیکتاتورها، میزان دارایی های خارج کرده از سوی دیکتاتورهای

فراری از کشورهای مختلف را بررسی کرده است.

در این گزارش با بررسی دارایی های دیکتاتورهای مخلوع، آمده است: محمد رضا پهلوی شاه
مخلوع ایران 35 میلیارد دلار دارایی از ایران خارج کرده که 20 میلیارد دلار آن از سوی دولت

آمریکا مسدود شده است.

دراین مطلب دارایی های صدام حسین دیکتاتور مخلوع عراق در خارج از کشور تا 40 میلیارد دلار

برآورد و اضافه شده که دولت فرانسه 23 میلیارد و 500 میلیون دلار از این مبلغ را بلوکه کرده

است.

در این لیست افرادی چون سوهارتو دیکتاتور سابق اندونزی (با رقم 510 میلیون دلار دارایی

بلوکه شده در اندونزی)، زین العابدین بن علی دیکتاتور تونس (بدون برآورد رقم دقیق) و

دیکتاتورهای ساحل عاج، کنگو، کنیا و... نیز به چشم می خورند.
 


:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، من و تو، آکادمی گوگوش، بهائیت
:: برچسب‌ها: رها اعتمادی, شبکه من و تو, manoto1, از تهران تا قاهره
تاریخ انتشار : شنبه بیست و ششم اسفند 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

مختصری از گروه جوانان بدون مرز

گروه "جوانان بدون مرز" در اصطلاح ماکت یک پروژه بزرگ و ضد ایرانی است که طرح آن از سال 2007 در آمریکا تهیه و تصویب شده و به صورت آرام آغاز به کار کرده است.

در واقع گروه جوانان بدون مرز یکی از زیر شاخه های مؤسسه دموکراتیک ملی برای امور بین المللی (NDI) به رهبری مادلین اولبرایت؛ است که این موسسه نیز یکی از چهار موسسه زیر شاخه ی سازمان موقوفه ملی برای دموکراسی است. (NED)

مختصری از سازمان موقوفه ملی برای دموکراسی (NED)

موقوفه ملی برای دموکراسی، در اوایل دهه ی1980، در دوران ریاست جمهوری ریگان پایه گذاری شد. با تاسیس این سازمان، افشاگریهای منفی ای درباره ی سازمان اطلاعاتی آمریکا (CIA) در نمیه دوم 1970 صورت پذیرفت. دهه ی 1970 ، دوره ای استثنایی است. در اثر [رسوایی] واتر گیت، کمیته ی مذهبی سنا، کمیسیون «راکفلر » که به وسیله رئیس جمهوری ایجاد گردید، تماما به تحقیق درباره سیا پرداختند.

ظاهرا هر یک روز در میان ، تیتر جدیدی درباره ی کشف امری وحشتناک، حتی رفتار شرم آور که سالها سیا در آنها درگیر شده بود، منتشر می شد. به همین دلیل، سازمان سیا بسیار بدنام شده بود و این موجب سردرگمی مقامات می گردید.

کارهایی که انجام می گرفت، انجام امور وحشتناک را متوقف  نمی کرد؛ البته که نمی کرد. آنچه می شد، انتقال بسیاری از این امور وحشتناک به سازمان جدیدی بود، با نامی بسیار زیبا؛ یعنی موقوفه ملی برای دموکراسی.

ایده فوق این بود که موقوفه ی ملی برای دموکراسی، همان کاری را که سیا برای چندین دهه مخفیانه انجام داده بود، تا حدی آشکارا انجام دهد؛ از این رو جای امیدواری بود که لکه ننگ فعالیتهای پنهانی سیا را بزداید.

بدین گونه بود که در 1983 موقوفه ی ملی برای دموکراسی، برای « حمایت از نهادهای دموکراتیک در سر تا سر جهان از طریق تلاشهای غیر دولتی شخصی » تشکیل شد.

 « آلن واین استاین» که درتهیه پیش نویس قانون تاسیس موقوفه ی ملی برای دموکراسی سهیم بود، در 1991 کاملا صادقانه اظهار داشت: « بخش زیادی از آنچه که ما امروز انجام می دهیم، 25 سال قبل به وسیله ی سیا، مخفیانه انجام می شد»

چهار دریافت کننده ی اصلی و اولیه پولهای موقوفه عبارتند از: مؤسسه بین المللی جمهوری خواه؛ مؤسسه دموکراتیک ملی برای امور بین المللی؛ یکی از مؤسسات وابسته به اتحادیه ی کارگری آمریکا (مانند مرکز اتحاد بین المللی کارگران آمریکا) و یکی از مؤسسات وابسته به اتاق بازرگانی (مانند مرکز داد و ستد خصوصی بین المللی). این مؤسسات، پولها را به مؤسسه های دیگری در ایالات متحده و سر تا سر جهان می پردازند و بعد این مؤسسات نیز، غالبا پولها را به سازمانهای دیگر پرداخت می کنند.

موقوفه ی ملی برای دموکراسی، به شیوه های متعدد از طرق تامین بودجه، دانش فنی، آموزش ، مواد آموزشی، رایانه، دستگاههای فاکس، دستگاه فتوکپی، اتومبیل و مانند آن را برای گروههای برگزیده سیاسی، سازمانهای مدنی، اتحادیه های کارگری، جنبشهای مخالف، گروههای دانشجویی، ناشران کتاب، روزنامه ها، رسانه های جمعی دیگر و ... در امور داخلی کشورهای خارجی دخالت می کند.

موقوفه ی ملی برای دموکراسی تمایل دارد به مردم جهان بقبولاند که کار این موقوفه، تنها آموزش الفبای دموکراسی و انتخابات برای مردمی است که این چیزها را نمی دانند.

تاریخ شروع به کار گروه جوانان بدون مرز: 25 آگست2007

محل تاسیس: آمریکا

نوع فعالیت ها: سیاسی، فرهنگی و اجتماعی

مدیرمسئول گروه: هنوز اطلاعاتی در دسترس نیست.

شاخه اصلی: مؤسسه دموکراتیک ملی برای امور بین المللی (NDI)

شعار: همه چیز برای هدف. همه چیز برای رسیدن به جهان آزاد است.

شعبه ها: انگلیس، سوئد، آلمان، فرانسه،عراق، عربستان، امارات متحده عربی، سوریه، لبنان

وظیفه اصلی: تغییر نگرش در افکار و اذهان  جوانان کشورهای مورد هدف است.

باورهای اعضای گروه: از هر تفکر و اعتقادی (شیعه، سنی، بهائی، کمونیست، لائیک، شیطان پرست، صوفیه، یهودی، مسیحی و ...)

علت پذیرش افراد از هر گروه و فرقه ای، آشنایی با حیطه فکری این گروه ها و فرق ها و آشنا شدن با نقاط قوت و ضعف آنهاست. این کار باعث می شود مسئولین مربوطه بتوانند جامعه مورد هدف را آنالیز کرده و برنامه جامعی برای رسیدن به هدف در کشور مورد نظر تهیه کنند.

اعضا برای ورود به سیستم و گروه "جوانان بدون مرز" باید شرایط سخت و خاصی را طی کرده و در آزمون های مختلف شرکت و نمره قبولی را کسب نمایند. بعد از طی مراحل مختلف و قبولی در آزمون های تئوری و عملی، آنها می توانند به عنوان یکی از اعضای گروه "جوانان بدون مرز" به کار مشغول شوند.

از جمله آزمون های آنها آشنایی با رسانه ها اعم از خبرسازی، گزارشگری، فیلم برداری، تدوینگری و به طور کلی فعالیت های رسانه ای اعم ازتلویزیون، ماهواره و اینترنت است.

مرحله بعد آشنایی کلی با موسیقی، آموزش ادبیات فارسی، انگلیسی به عنوان حداقل هاست.

قوانین گروه:

امضای قرارداد و تعهد: اعضای گروه "جوانان بدون مرز" در ابتدای عضویت تعهد می دهند همه زندگی خود را صرف هدف جمعی گروه کرده و از هیچ کاری دریغ نکنند.

گذراندن آموزش های عمومی و تخصصی طی 2 سال و کسب نمره قبولی

داشتن روابط آزاد و بی حد و مرز بین اعضای گروه به گونه ای که قبح آن کاملا شکسته شود.

روزانه حداقل یک ساعت به صورت عریان در کنار سایر اعضای گروه کار کردن

لخت شدن در کنار سایر افراد گروه و هم خوابگی با آنها

افراد حق ازدواج با غیر از اعضای گروه را ندارند و فقط میتوانند با اعضای گروه ازدواج کنند.

ازدواج با اعضای گروه نباید مانعی برای روابط آزاد با سایر افراد گروه باشد.(هیچ محدودیتی در روابط وجود ندارد)

معرفی سالانه 2 نفر به عنوان عضو دائم و گرفتن تایید از گروه  (در صورتی که عضو معرفی شده توسط گروه تایید نشود، باید شخص دیگری جایگزین شود)

بعد از گذراندن دوره آموزش های عمومی و تخصصی، پذیرش و سرپرستی یک گروه از افراد کشور مورد هدف به عنوان مثال ایران.

در صورت تخلف یکی از اعضای گروه هرتصمیمی که توسط مسئول گروه گرفته می شود لازم الاجرا است.

قبلا یکی از اعضا و مسئول نظارت بر زیر شاخه های گروه جوانان بدون مرز را خدمت شما معرفی کردم.

امروز می خواهم در مورد سالومه سیدنیا صحبت کنم.

سالومه سیدنیا

وی دارای مدرک تحصیلی لیسانس علوم ارتباطات شاخه خبرنگاری از دانشگاه آزاد تهران و فوق لیسانس مدیریت بین الملل از دانشگاه آکسفورد و همچنین دیپلم بازیگری از کانون سینمای جوان است. وی در حال حاضر مجری برنامه ای به نام سالی تاک است

سیدنیا قبل از خروج از کشور در روزنامه های زن و ایران ( در زمان اصلاح طلبان ) و شبکه بی بی سی فارسی کار کرده است. وی در دوران اصلاحات، مدیر روابط عمومی خانه سینما تیر بوده است .

سالومه سیدنیا یکی از اعضای گروه جوانان بدون مرز است.



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، سالی تاک، من و تو
:: برچسب‌ها: گروه جوانان بدون مرز, سالومه سیدنیا, شبکه من و تو, بهائیت, فحشا
تاریخ انتشار : شنبه بیست و ششم اسفند 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

مختصری از گروه جوانان بدون مرز

گروه "جوانان بدون مرز" در اصطلاح ماکت یک پروژه بزرگ و ضد ایرانی است که طرح آن از سال 2007 در آمریکا تهیه و تصویب شده و به صورت آرام آغاز به کار کرده است.

در واقع گروه جوانان بدون مرز یکی از زیر شاخه های مؤسسه دموکراتیک ملی برای امور بین المللی (NDI) به رهبری مادلین اولبرایت؛ است که این موسسه نیز یکی از چهار موسسه زیر شاخه ی سازمان موقوفه ملی برای دموکراسی است. (NED)

مختصری از سازمان موقوفه ملی برای دموکراسی (NED)

موقوفه ملی برای دموکراسی، در اوایل دهه ی1980، در دوران ریاست جمهوری ریگان پایه گذاری شد. با تاسیس این سازمان، افشاگریهای منفی ای درباره ی سازمان اطلاعاتی آمریکا (CIA) در نمیه دوم 1970 صورت پذیرفت. دهه ی 1970 ، دوره ای استثنایی است. در اثر [رسوایی] واتر گیت، کمیته ی مذهبی سنا، کمیسیون «راکفلر » که به وسیله رئیس جمهوری ایجاد گردید، تماما به تحقیق درباره سیا پرداختند.

ظاهرا هر یک روز در میان ، تیتر جدیدی درباره ی کشف امری وحشتناک، حتی رفتار شرم آور که سالها سیا در آنها درگیر شده بود، منتشر می شد. به همین دلیل، سازمان سیا بسیار بدنام شده بود و این موجب سردرگمی مقامات می گردید.

کارهایی که انجام می گرفت، انجام امور وحشتناک را متوقف  نمی کرد؛ البته که نمی کرد. آنچه می شد، انتقال بسیاری از این امور وحشتناک به سازمان جدیدی بود، با نامی بسیار زیبا؛ یعنی موقوفه ملی برای دموکراسی.

ایده فوق این بود که موقوفه ی ملی برای دموکراسی، همان کاری را که سیا برای چندین دهه مخفیانه انجام داده بود، تا حدی آشکارا انجام دهد؛ از این رو جای امیدواری بود که لکه ننگ فعالیتهای پنهانی سیا را بزداید.

بدین گونه بود که در 1983 موقوفه ی ملی برای دموکراسی، برای « حمایت از نهادهای دموکراتیک در سر تا سر جهان از طریق تلاشهای غیر دولتی شخصی » تشکیل شد.

 « آلن واین استاین» که درتهیه پیش نویس قانون تاسیس موقوفه ی ملی برای دموکراسی سهیم بود، در 1991 کاملا صادقانه اظهار داشت: « بخش زیادی از آنچه که ما امروز انجام می دهیم، 25 سال قبل به وسیله ی سیا، مخفیانه انجام می شد»

چهار دریافت کننده ی اصلی و اولیه پولهای موقوفه عبارتند از: مؤسسه بین المللی جمهوری خواه؛ مؤسسه دموکراتیک ملی برای امور بین المللی؛ یکی از مؤسسات وابسته به اتحادیه ی کارگری آمریکا (مانند مرکز اتحاد بین المللی کارگران آمریکا) و یکی از مؤسسات وابسته به اتاق بازرگانی (مانند مرکز داد و ستد خصوصی بین المللی). این مؤسسات، پولها را به مؤسسه های دیگری در ایالات متحده و سر تا سر جهان می پردازند و بعد این مؤسسات نیز، غالبا پولها را به سازمانهای دیگر پرداخت می کنند.

موقوفه ی ملی برای دموکراسی، به شیوه های متعدد از طرق تامین بودجه، دانش فنی، آموزش ، مواد آموزشی، رایانه، دستگاههای فاکس، دستگاه فتوکپی، اتومبیل و مانند آن را برای گروههای برگزیده سیاسی، سازمانهای مدنی، اتحادیه های کارگری، جنبشهای مخالف، گروههای دانشجویی، ناشران کتاب، روزنامه ها، رسانه های جمعی دیگر و ... در امور داخلی کشورهای خارجی دخالت می کند.

موقوفه ی ملی برای دموکراسی تمایل دارد به مردم جهان بقبولاند که کار این موقوفه، تنها آموزش الفبای دموکراسی و انتخابات برای مردمی است که این چیزها را نمی دانند.

تاریخ شروع به کار گروه جوانان بدون مرز: 25 آگست2007

محل تاسیس: آمریکا

نوع فعالیت ها: سیاسی، فرهنگی و اجتماعی

مدیرمسئول گروه: هنوز اطلاعاتی در دسترس نیست.

شاخه اصلی: مؤسسه دموکراتیک ملی برای امور بین المللی (NDI)

شعار: همه چیز برای هدف. همه چیز برای رسیدن به جهان آزاد است.

شعبه ها: انگلیس، سوئد، آلمان، فرانسه،عراق، عربستان، امارات متحده عربی، سوریه، لبنان

وظیفه اصلی: تغییر نگرش در افکار و اذهان  جوانان کشورهای مورد هدف است.

باورهای اعضای گروه: از هر تفکر و اعتقادی (شیعه، سنی، بهائی، کمونیست، لائیک، شیطان پرست، صوفیه، یهودی، مسیحی و ...)

علت پذیرش افراد از هر گروه و فرقه ای، آشنایی با حیطه فکری این گروه ها و فرق ها و آشنا شدن با نقاط قوت و ضعف آنهاست. این کار باعث می شود مسئولین مربوطه بتوانند جامعه مورد هدف را آنالیز کرده و برنامه جامعی برای رسیدن به هدف در کشور مورد نظر تهیه کنند.

اعضا برای ورود به سیستم و گروه "جوانان بدون مرز" باید شرایط سخت و خاصی را طی کرده و در آزمون های مختلف شرکت و نمره قبولی را کسب نمایند. بعد از طی مراحل مختلف و قبولی در آزمون های تئوری و عملی، آنها می توانند به عنوان یکی از اعضای گروه "جوانان بدون مرز" به کار مشغول شوند.

از جمله آزمون های آنها آشنایی با رسانه ها اعم از خبرسازی، گزارشگری، فیلم برداری، تدوینگری و به طور کلی فعالیت های رسانه ای اعم ازتلویزیون، ماهواره و اینترنت است.

مرحله بعد آشنایی کلی با موسیقی، آموزش ادبیات فارسی، انگلیسی به عنوان حداقل هاست.

قوانین گروه:

امضای قرارداد و تعهد: اعضای گروه "جوانان بدون مرز" در ابتدای عضویت تعهد می دهند همه زندگی خود را صرف هدف جمعی گروه کرده و از هیچ کاری دریغ نکنند.

گذراندن آموزش های عمومی و تخصصی طی 2 سال و کسب نمره قبولی

داشتن روابط آزاد و بی حد و مرز بین اعضای گروه به گونه ای که قبح آن کاملا شکسته شود.

روزانه حداقل یک ساعت به صورت عریان در کنار سایر اعضای گروه کار کردن

لخت شدن در کنار سایر افراد گروه و هم خوابگی با آنها

افراد حق ازدواج با غیر از اعضای گروه را ندارند و فقط میتوانند با اعضای گروه ازدواج کنند.

ازدواج با اعضای گروه نباید مانعی برای روابط آزاد با سایر افراد گروه باشد.(هیچ محدودیتی در روابط وجود ندارد)

معرفی سالانه 2 نفر به عنوان عضو دائم و گرفتن تایید از گروه  (در صورتی که عضو معرفی شده توسط گروه تایید نشود، باید شخص دیگری جایگزین شود)

بعد از گذراندن دوره آموزش های عمومی و تخصصی، پذیرش و سرپرستی یک گروه از افراد کشور مورد هدف به عنوان مثال ایران.

در صورت تخلف یکی از اعضای گروه هرتصمیمی که توسط مسئول گروه گرفته می شود لازم الاجرا است.

قبلا یکی از اعضا و مسئول نظارت بر زیر شاخه های گروه جوانان بدون مرز را خدمت شما معرفی کردم.

امروز می خواهم در مورد سالومه سیدنیا صحبت کنم.

سالومه سیدنیا

وی دارای مدرک تحصیلی لیسانس علوم ارتباطات شاخه خبرنگاری از دانشگاه آزاد تهران و فوق لیسانس مدیریت بین الملل از دانشگاه آکسفورد و همچنین دیپلم بازیگری از کانون سینمای جوان است. وی در حال حاضر مجری برنامه ای به نام سالی تاک است

سیدنیا قبل از خروج از کشور در روزنامه های زن و ایران ( در زمان اصلاح طلبان ) و شبکه بی بی سی فارسی کار کرده است. وی در دوران اصلاحات، مدیر روابط عمومی خانه سینما تیر بوده است .

سالومه سیدنیا یکی از اعضای گروه جوانان بدون مرز است.



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، سالی تاک، من و تو، بهائیت
:: برچسب‌ها: گروه جوانان بدون مرز, سالومه سیدنیا, شبکه من و تو, بهائیت, فحشا
تاریخ انتشار : پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

"از ابتدای هر هفته، نظر سنجی در سایت شبکه قرار می دهیم تا در موضوعات مختلف نظرات مخاطبین را به دست آورده و در ابتدای هفته آینده در همین برنامه آن را بررسی و اعلام می کنیم."

متن فوق اظهارات مجری برنامه اتاق خبر شبکه من و تو، در تاریخ سوم اسفندماه می باشد. بنا بر وعده ی این شبکه در تاریخ 5 اسفند ماه نظر سنجی ای مبنی بر شرکت در انتخابات ریاست جمهوری آینده در سایت گذاشته شد که "آیا شما قصد شرکت در انتخابات آینده ریاست جمهوری را دارید؟"

رخداد خبر سازی که پیرو این نظر سنجی فضای سایبری را به خود در گیر کرد، انقلابی بود که در کمتر از یک چشم به هم زدن در  آراء مخاطبین صورت گرفت.

سایت بالاترین در این باره می نویسد: "از عجایب این نظر سنجی، تغییر صد و هشتاد درجه ای آراء شرکت کنندگان در کمتر از یک چشم به هم زدن می باشد. آرائی که در ظرف شش روز، به حد 61.9% موافق شرکت در انتخابات و 32.1% مخالف شرکت در انتخابات و 6% رای ممتنع، رسیده بود، به صورت معجزه آسایی در ظرف یک دقیقه در تاریخ 1391/12/10 به این صورت تغییر کرد:

36.9% موافق شرکت در انتخابات

59.5% مخالف شرکت در انتخابات

3.6% ممتنع


این در حالی ست که ظرف این شش روز به صورت روزانه ده درصد به آراء موافقین (رنگ آبی در تصویر) اضافه می شد.

از دیگر مستندات دموکراسی به سبک من و تو، آراء کیفی بود. به نحوی که هر 8 عدد رای مخالف شرکت در انتخابات، 0.1% به میزان آراء مخالفین اضافه می شد در حالی که هر 0.1% آراء موافق نیازمند 80 عدد رای می باشد."

شبکه من و تو پس از این اتفاق در اقدامی انفعالی در برنامه "جواب" به تاریخ شنبه 12/12/91 گفت: "متوجه شدیم بعد از چند ساعت از گذاشتن نظر سنجی از یک کامپیوتر تعداد زیادی رای داده شده، لذا نتیجه نظر سنجی را به رقم واقعی تغییر دادیم. "

در این بین پس از دستکاری آشکار شبکه من و تو در نظر سنجی، سوالاتی در ذهن مخاطبین پیش آمده است:

1- ادعای این شبکه مبنی بر شرکت گسترده از یک کامپیوتر در نظر سنجی امری است غیر طبیعی و  نیازمند سند است! لذا  این شبکه می بایست ادعای فوق را ثابت کند.

2- اعتراف صریح شبکه مبنی بر دستکاری در نظر سنجی، آیا این سوال را  به ذهن هر بیننده ایجاد نمی کند که تمامی نظر سنجی های پیشین سایت دستکاری شده اند و در نظرسنجی های آینده نیز احتمال دستکاری آن وجود دارد؟

3- افشاگری گسترده در فضای سایبری، شبکه من و تو را وادار کرد تا ضمن اعتراف به تقلب در نظر سنجی، به واکنشی انفعالی، دست زده و تعداد بسیار زیادی از آراء موافقین حضور در انتخابات را منتسب به یک کامپیوتر نامعلوم کند!

این در حالی است که تمام مخاطبینی که طی هفته گذشته در نظر سنجی سایت شرکت کرده اند، پیشرفت تدریجی آراء موافقین برای ایشان مشهود بوده است، اما در روزهای پایانی نظرسنجی در کم تر از چند دقیقه یا بنابر گفته ی عوامل شبکه من و تو طی چند ساعت آراء بر می گردد.

بر مخاطبین این شبکه پوشیده نیست پیشرفت تدریجی آراء موافقین حضور در انتخابات حکایت از این دارد که کامپیوتر مذکور، جز در خدمت پیشرفت آراء مخالفین نبوده است، چرا که تغییر چند دقیقه ای آراء متعلق به عدم شرکت در انتخابات بوده است نه موافقین شرکت.

اینجا همان بزنگاه ماجراست که شبکه من و تو طی اقدامی ناشیانه و از سر دستپاچگی تقلب خودکرده را به گردن کامپیوتری می اندازد که تعداد زیادی رای را به موافقین شرکت در انتخابات داده است.

4- اگر ادعای شبکه درست باشد که در عرض چند ساعت متوجه وجود کامپیوتری شده اند که تعداد زیادی رای را به موافقت شرکت در انتخابات داده است، این سوال مطرح است که چرا همان روز اول نتایج را دستکاری و به تعبیر خودشان به رقم واقعی نرسانده اند.

آنچه پرواضح است تقلب این شبکه در روز پایانی نظرسنجی است دقیقا زمانی که برخلاف میل باطنی شان میزان موافقین شرکت در انتخابات دو برابر مخالفین بوده است.

در پایان خاطر نشان می سازد، فارغ از اهانت شبکه به شعور مخاطبین، بر فرض که مخاطبین بپذیرند کامپیوتری وجود داشته و آراء شرکت کنندگان در انتخابات را مدیریت کرده است، اولین سوالی که به ذهن می رسد این است که از یک طرف نظر سنجی ای که با یک کامپیوتر تغییر می کند چگونه قابل اعتماد است؟

از طرف دیگر، از فرضیه ی سست و آسیب پذیر بودن فضای سایبری شبکه که بگذریم، خود شبکه معترف به دستکاری در آراء می باشد، بنابراین در هر دو صورت، هیچ کدام از نظر سنجی های شبکه قابل اعتماد نیست!


برای دیدن کلیپ کلیک کنید.

 



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، من و تو، آکادمی گوگوش، بهائیت، روشنا آکادمی
:: برچسب‌ها: manoto1, شبکه من و تو, انگلیس, نظرسنجی انتخابات, تقلب
تاریخ انتشار : یکشنبه سیزدهم اسفند 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE


شبکه من و تو 1، طی اقدامی سابقه دار با دستکاری مفتضحانه، نتیجه نظر سنجی انتخابات را در کمتر از یک چشم به هم زدن، تغییر داد.

شبکه من و تو، در برنامه اتاق خبر خود اعلام کرد که نظر سنجی ای را، در اول هر هفته، روی سایت شبکه، قرار خواهد داد و  نتیجه ی آن را در پایان هفته، در همین برنامه اعلام و بررسی می کند.

این شبکه، در روز شنبه 1391/12/5 طبق گفته خود نظر سنجی ای را در صفحه اصلی سایت شبکه قرار داده است که مربوط به انتخابات آینده ریاست جمهوری ایران است. سوال نظر سنجی این گونه مطرح شده است: 

آیا شما قصد شرکت در انتخابات آینده ریاست جمهوری را دارید؟

از عجایب این نظر سنجی، تغییر صد و هشتاد درجه ای آراء شرکت کنندگان در کمتر از یک چشم به هم زدن می باشد. آرائی که در ظرف شش روز، به حد 61.9% موافق شرکت در انتخابات و 32.1% مخالف شرکت در انتخابات و 6% رای ممتنع، رسیده بود، به صورت معجزه آسایی در ظرف یک دقیقه در تاریخ 1391/12/10 به این صورت تغییر کرد: 

36.9% موافق شرکت در انتخابات

59.5% مخالف شرکت در انتخابات

3.6% ممتنع

این در حالی ست که ظرف این شش روز به صورت روزانه ده درصد به آراء موافقین (رنگ آبی در تصویر) اضافه می شد.

از دیگر مستندات دموکراسی به سبک من و تو، آراء کیفی بود. به نحوی که هر 8 عدد رای مخالف شرکت در انتخابات، 0.1% به میزان آراء مخالفین اضافه می شد در حالی که هر 0.1% آراء موافق نیازمند 80 عدد رای می باشد.

بدیهی ست، شبکه من و تو 1 پس از گاف های سریالی این بار نیز در آستانه شکستی سنگین، طی اقدامی ناشیانه، مجددا اشتباه بزرگی را مرتکب شد.

شبکه ای که ادعای جذب مخاطبین زیادی را دارد، با اهانت به شعور  شرکت کنندگان، بار دیگر نقاب از چهره انگلیسی خود برداشت. 




:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، من و تو، آکادمی گوگوش، روشنا آکادمی
:: برچسب‌ها: نظرسنجی, شبکه من و تو, تقلب, انگلیس, آکادمی
تاریخ انتشار : جمعه یازدهم اسفند 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

دوستای عزیزم

یه دو دو تا چهار تای ساده دیگه!!

رفتم تو پیج آدرین همون شرکت کننده ای که دیشب حذف شد یعنی در اصل دیشب دو ماه پیش !!

آدرین که تو آکادمی گوگوش طرفدارای زیادی هم داره و صدای خیلی خوبی هم داره و تونست تو اجرا بسیار موفق باشه ،

بیست ساعت پیش توی پیج خودش یه پست گذاشته و به نظر شما چند تا پسند داشته باشه خوبه؟ 40968!!! بله واقعا همین عدد بود.

بعد از پیج آدرین رفتم به آدرس پیج امیر بهمن که هفته گذشته واقعا افتضاح اجرا کرد به طوری که علاوه بر داورها بقیه شرکت کننده ها هم از اجراش ناراحت شدن، امیر بهمن هم 17 ساعت پیش پستی رو روی پیجش قرار داده و فقط 4862 پسند خورده.


واقعا میشه این رو باور کرد آدرین که فقط پسند های یکی از پست هاش اندازه همه پسند های صفحه امیر بهمن هست و خیلی هم از امیر بهمن بهتر اجرا میکنه رای نیاره و حذف بشه!! اما امیر بهمن تو آکادمی بمونه و ادامه بده !!!!!! اصلا با عقل جور در نمیاد .

به نظر شما واقعا آکادمی گوگوش داره طبق رای بینندها عمل می کنه و پیش میره یا اصلا بینندهها واقعا رای میدن یا نه فقط برنامه رو دنبال می کنن؟



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، سالی تاک، من و تو، گوگوش، بهائیت، روشنا آکادمی
:: برچسب‌ها: آدرین آکادمی, امیر بهمن آکادمی, آکادمی گوگوش, شبکه من و تو, manoto1
تاریخ انتشار : دوشنبه هفتم اسفند 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

سایت صهیونیستی بالاترین نیز مدتی قبل جوابیه سایت من و تو را در پی شایعات مطرح شده عنوان کرد.

این شایعات همزمان شده است با پخش برنامه ای از این شبکه که با تصدی گری این خواننده خاندان پهلوی همراه می باشد.

 همین مطلب باعث تردید بیش از حد مخاطبان شبکه شد، تردید نسبت به اینکه برنامه آکادمی گوگوش که از ماهها قبل ضبط شده است، چرا به عنوان یک برنامه ای که ادعا می شود ساخت آن به روز است به خورد مخاطبان داده می شود؟!

 شایعات به حدی گسترش یافت که شبکه من و تو را به واکنش مجبور کرد.

 این شبکه انگلیسی در سایت خود در قسمت برنامه جواب که مختص به بازتاب نظرات مخاطبین است پیغامی را در این باره منتشر کرد. در این پیغام آمده است خبر مرگ گوگوش دروغ بوده و وی به دلیل حمله قلبی در بخش مراقبت های ویژه بستری می باشد.

این شبکه با توجه به دستپاچگی حاصل از بستری شدن گوگوش و گسترش روز افزون شایعات و انتقادات طی گاف بزرگی می گوید: «ادامه قسمت های برنامه آکادمی گوگوش طبق روال ضبط شده تا قسمت آخر پخش خواهد شد

 ضبطی بودن این برنامه حکایت از آن دارد که تمام صحنه هایی که گوگوش در آن حضور داشته تا قسمت آخر که نفر اول در آن به رای بیننده ها انتخاب می شود قبلا ضبط شده است و نظرات مخاطبین در انتخاب نفر اول هیچ نقشی نداشته و رای گیری صرفا برای ایجاد جذابیت بوده و کاملا نمادین می باشد.

 همزمان با ولوله ای که در خصوص ضبطی بودن برنامه توسط گاف اخیر شبکه به پا شده بود روشنا، یکی از شرکت کننده های مطرح آکادمی گوگوش که به اصطلاح چند روز پیش از رینگ صوتی آکادمی خارج شد، بغض مانده در گلویش باز می شود و دست به افشاگری گسترده می زند.

 

روشنا در وبلاگش می نویسد : «وقتی فکر می کنم می بینم که گریه کردنم در وقت حذف شدنم بی خود بوده برای اینکه می دونستم سطح من از آکادمی بالاتر بوده و برای معروف شدن در دنیای  خوانندگی به آکادمی آمده بودم

بازیگر رودست خورده برنامه آکادمی گوگوش که مردم را بهانه افشاگری  خود قرار می دهد می گوید: «من فقط به خاطر شما هموطنای ایرانی خودم این حرف ها را می زنم من و همه اون سیزده نفری که توی آکادمی شرکت کرده بودیم باید تمامی شرایط آنها را قبول می کردیم تا بتونیم توی اون مرحله باقی بمونیم

 وی می نویسد: «یکی از شرط ها این بود که هیچ وقت از آکادمی هیچ جایی حرفی نزنیم و هیچ اشاره ای به زمان پخش آن نداشته باشیم و... به همین خاطر وعده هایی به من و دیگر افراد داده بودند که یکی از وعده ها این بود که می توانم آلبوم هایی را که بعد ها می خوانم را از طریق این شبکه پخش کنم

 تنش های داخلی در چهار دیواری من و تو در حالی است که هنوز فضاحت هم جنس گرایی عوامل این شبکه بر صفحه اخبار رسانه ها خود نمایی می کند.

 



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، سالی تاک، من و تو، پانته آ مدیری، گوگوش
:: برچسب‌ها: گوگوش, بستری شدن گوگوش, من و تو, روشنا, آدرین آکادمی
تاریخ انتشار : شنبه پنجم اسفند 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

یکی از شرکت کننده های امسال آکادمی گوگوش روشنک حسینی (روشنا) می باشد. روشنا 23 ساله که خوانندگی را از 12 سالگی به طور حرفه ای شروع کرده ساکن سوئد است. وی در مسابقه های مختلف آزمون صدای سوئد از جمله Talang  و  Trivselstjärna talent  شرکت نمود که در سال 2008 "نفر اول" مسابقۀ Trivselstjärna talent   می شود.

سریال آکادمی گوگوش و انتخاب های آنان و همچنین سابقه درخشان روشنا این انتظار را در بیننده های شبکه من و تو ایجاد کرد تا این خواننده حرفه ای را جزء نفرات برتر آکادمی ببینند. اما با کمال تعجب و ناباوری همگان وی در اولین اجرای به اصطلاح زنده خود حذف می شود.

روشنا بعد از حذف غیر منتظره خود از آکادمی در وب سایتش طی افشانامه ای از اتفاقات آکادمی گوگوش پرده برداشت.

وی که درخواست طرفدارانش را علت بیان چنین مطالبی مطرح می کند از بایکوت خبری - رسانه ای تمامی شرکت کننده های آکادمی در زمان اجرای مسابقه خبر داد.

روشنا ضمن اشاره به سکته قلبی گوگوش که چندی پیش نیز سایت شبکه من و تو در پاسخ به یک کامنت آن را تأیید نمود، علت اصرار مدیران شبکه من و تو را بر محرمانه نگاه داشتن ابعاد مختلف آکادمی چنین بیان می کند: «همه رای گیری هایی که در زمان اجرای ما در آکادمی بود، دروغ است و رای گیری که رها در موردش جلوی دوربین حرف می زد بیشتر یک دیالوگ دروغ بوده تا واقعیت. همه چیز بیهوده بوده و آن شخصی هم که اول شد قبلا انتخاب شده بود.»

وی که آکادمی گوگوش را مسابقه ای از پیش تعیین شده می داند ضمن اشاره به عدم ارتباط شرکت کننده ها و اطلاع نداشتن آنان از زمان پخش آکادمی در ایران، در پاسخ به سوال یکی از طرفدارن خود نوشت: «ازمن  از آکادمی پرسید و گفت حالا که خانم گوگوش در سی سی یو هست پس آکادمی چی میشه؟ یعنی دیگه پخش نمیشه؟ اینو که گفت فهمیدم که در ایران آکادمی تازه پخش می شود و تازه بیننده ها رای می دهند چون خیلی وقت بود که برنامه آکادمی تمام شده بود.»

روشنا که خود از شرکت کننده های با سابقه درخشان در آکادمی می باشد در پایان و در ادامه سریال های افشاگری خود در مورد تقلب گسترده ای که در آکادمی گوگوش رخ داده است، اسامی نفرات اول تا دوم که از پیش تعیین شده بودند را فاش نمود. وی نوشت: « باید بگم که دلسا به عنوان نفر اول انتخاب شده و امیر حسین هم شده نفر دوم آکادمی»

گفتنی است بستری بودن گوگوش در بیمارستان که توسط ادمین سایت شبکه من و تو رسانه ای گردید و به دنبال آن برخی شرکت کننده های آکادمی مثل روشنا آن را تأیید کردند و همچنین پخش هم اکنون برنامه آکادمی از شبکه من و تو رسوایی دیگری است از سناریوهای از پیش تعیین شده این شبکه. سناریوهایی که فقط مسئولان شبکه از آن با خبرند.

شایان ذکر است بستری شدن گوگوش در بیمارستان که از تقلبی بزرگ در یکی دیگر از برنامه های شبکه من و تو پرده برداشت موج گسترده ای از اعتراض بینندگان این شبکه را به دنبال داشته است.

 



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، من و تو، گوگوش، آکادمی گوگوش، بهائیت، روشنا آکادمی
:: برچسب‌ها: روشنا آکادمی, روشنا, آکادمی گوگوش, شبکه من و تو, manoto1
تاریخ انتشار : چهارشنبه دوم اسفند 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

بعد از افشا شدن شرایط استخدام در شبکه «من و تو» در وب شخصی رها اعتمادی (بنی‌اعتماد) به تازگی یکی دیگر از جداشدگان از این شبکه انگلیسی از مسائل و شرایط کار در این شبکه پرده برداشت.

مژگان انصاری متولد 26/8/1356(35 ساله)تهران، فعالیت رسانه‌ای خود را با «ببین‌تی‌وی» شروع کرده و به گفته خود 9 ماه در شبکه من و تو مشغول به کار بوده است. وی در فیس‌بوک شخصی خود به برخی مسائل اشاره کرده که جای بررسی و تحلیل دارد. (پاورقی)
صحبت‌هایی که مژگان انصاری در فیس‌بوک شخصی خود مطرح کرده به شرح زیر است:

با سلام من مژگان انصاری متولد 26/8/1356 (35 ساله) تهران . 10ساله با خانواده‌ام در لندن زندگی می‌کنم. با 2 تا از دوستانم آزاده حسینی و آوا روحبخش 6 ماه تو شبکه «ببین تی‌وی» کار کردیم.

بعدش با آزاده و آوا به استخدام شبکه من و تو درآمدیم و 9 ماه تو این شبکه کار کردم. 6 ماهش را پروژه‌ای تو من و تو- 2 ، 3 ماهشم به صورت آزمایشی تو من و تو- 1 بودم.

آزاده از اول توی اتاق خبر من و تو-1 به صورت رسمی مشغول شد. من و آوا هم که رفتیم من و تو-2. اما آزاده بعد از مدتی که توی اتاق خبر مشغول شده بود از شبکه رفت.

بعد از 6 ماه که توی من و تو- 2 بودیم، من و تو 1 و 2 با هم یکی شدند. من و آوا هم به من و تو- 1 منتقل شدیم. شرایط توی من و تو- 1 مثل من و تو-2 نبود؛ اول اینکه کار تو اونجا کاملا رسمی بود. بعدش هم اینکه فضا کاملا امنیتی و سکرت بود. شبکه من و تو با بودجه دولت انگلیس تاسیس و اداره می‌شه و همه چیز زیر نظر اوناست. به ما گفتن 3 ماه اول آزمایشی هستید و اگر مدیر تایید کنه و شرایط کاری را داشته باشید بعد از 3 ماه رسمی می‌شید. 3 ماه آزمایشی خیلی خوب جلو رفت اما بعدش اتفاقایی برایم پیش اومد که هیچ‌وقت در موردش به کسی حرفی نزدم اما به دلیل مطرح شدن بعضی شایعه‌ها مجبورم برای دفاع از خودم بعضی اتفاق‌هایی که برام پیش اومده را توضیح بدم.

الان چند وقتیه بعضی دوستای نارفیق یا دشمنان، شایعه‌هایی را درباره من تو فیس‌بوک و... پراکنده کردن که دروغ محضه و دور از رفتار و منش حرفه‌ایه.

من فقط به یه موردش اشاره می‌کنم و نیازی نمی‌بینم به سایر موارد بپردازم و اون اینه که شایعه شده، مژگان انصاری از شبکه من و تو اخراج شده.

باید بگم من خودم از شبکه بیرون اومدم و منو اخراج نکردن. وقتی دیدم شرایط کاری برای کار توی این شبکه برام آماده نیست با اختیار خودم شبکه را ترک کردم. من هیچ‌وقت اخراج نشدم و اینکه می‌گن مژگان انصاری اخراج شده دروغ محضه و واقعیت نداره. اخراج را برای افرادی می‌گن که کارایی لازم را ندارن یا باعث برهم زدن جو و فضای کاری بقیه می‌شن. این وصله‌ها به من نمی‌چسبه.
اگه توانایی و کارایی من کم بود صدابردار یکی از مهم‌ترین برنامه‌های شبکه یعنی من و تو پلاس نمی‌شدم و تو همون روزهای اول مثل بقیه منو جابه‌جا‌ می‌کردن.

چون توانایی‌هام بالا بود همزمان با صدابرداری برنامه من و تو پلاس کار بسیار حساس و سخت صدابرداری از اتاق خبر هم به من داده شد. همه اینها تو مدت کوتاه 2 ماه اتفاق افتاد و این نشون می‌ده که من تو کارم موفق بودم.

ولی درباره علت جدایی‌ام از شبکه باید بگم تنها علت جدایی‌ام، اجبار مدیریت شبکه برای عضویت در گروه جوانان بدون مرز و تغییر باور و اعتقادهای شخصی‌ام بود. شرایط عضویت تو گروه جوانان بدون مرز اونقدر شرم‌آوره که نمی‌تونم درباره‌اش صحبت کنم.

    

وقتی دیدم برای موندن توی این شبکه باید به همه باورهام پشت کنم، هر جور اونا می‌گن لباس بپوشم و عضو گروهی بشم که نه‌تنها به اون اعتقاد ندارم که باهاش مخالفم هستم، مجبور شدم شبکه را ترک کنم و به دنبال کار تو جای دیگه برم.

به نظر من انسان آزاد آفریده شده و باید آزاد زندگی کنه. هر کسی می‌تونه لباس خودشو، خودش انتخاب کنه تا چه برسه به اعتقاد و اینجور چیزا. دوست نداشتم چیزی را که بهش اعتقاد ندارم بهم تحمیل کنن برای همین تصمیم گرفتم بیام بیرون.
در آخر باز هم تکرار می‌کنم من با اختیار خودم از شبکه من و تو بیرون اومدم و مساله اخراج من از این شبکه کاملا دروغه.
موفق و پیروز باشید».

در ابتدا سوال‌های مختلفی به ذهن می‌رسد مانند:

       1-     چرا خانم مژگان انصاری از بازگو کردن شرایط گروه جوانان بدون مرز سر باز می‌زند؟

       2-     ایشان علت جدایی خود از شبکه را ولو بسیار سربسته، اعلام کردند اما نگفتند آیا علت جدایی آوا روحبخش نیز همان دلیل بوده یا خیر؟

       3-     چرا بعد از جدا شدن از شبکه هیچگاه درباره مساله‌ای که برایش اتفاق افتاده سخنی به میان نیاورده است؟

4       - چرا با همه شایعه‌هایی که برای وی در فیس‌بوک و... ایجاد شده باز هم فقط علت جدایی از این شبکه را مطرح کرده و شهامت مطرح کردن دیگر مسائل را ندارد؟

       5-     دیگر شایعه‌هایی که برای وی در رسانه‌های جمعی (به قول مژگان توسط دوستای نارفیق و دشمنان) ایجاد شده است، چه بوده؟

حال احتمال‌هایی که درباره این اتفاق به ذهن می‌رسد مورد بررسی قرار می‌دهیم:

        1- همه مسائلی که مژگان انصاری به آنها اشاره کرده و از آن پرده برداشته صحیح بوده و واقعیت دارد، به این معنی که شبکه‌های ماهواره‌ای که از انگلیس پخش می‌شوند بویژه شبکه من و تو در واقع پوششی‌ برای پیشبرد اهداف فرهنگی و سیاسی وزارت خارجه انگليس در ایران و کشورهای فارسی‌زبان هستند. (1)

در واقع مدیریت شبکه من و تو با پوشش شبکه‌های سیاسی، فرهنگی و سرگرمی در حال یارگیری و جذب نیرو برای رسیدن به اهداف دیگری است که توسط وزارت خارجه انگليس طراحی شده و در حال اجراست که البته یکی از مقدمات این هدف، منتقل کردن اپوزیسیون خارج از کشور از لس‌آنجلس و واشنگتن به لندن همچنین توسعه دادن به گروه جوانان بدون مرز است؛

گروهی که اعضای آن را هرزه‌های دستگاه امنیتی انگلیس تشکیل می‌دهند و برای عضویت در آن باید به همه باورها، آداب و رسوم خود پشت پا زده و از هر کاری دریغ نکنی حتی داشتن روابط آزاد جنسی و... . (2)

 

در همین راستا شاهد بودیم در سال‌های گذشته افراد مختلف سیاسی، فرهنگی، هنری، علمی و حتی ورزشی و... اپوزیسیون از کشورهای مختلف از جمله واشنگتن و لس‌آنجلس و دیگر کشورها مانند سوئد و... به لندن دعوت شده و با تطمیع و تامین مالی و واگذاری پست و مقام و... جذب شبکه بی‌بی‌سی فارسی یا شبکه‌های تازه‌تاسیس انگلیسی مانند من و تو شدند

برای نمونه می‌توان به حسین فرجی، مسعود صدر، کامران محیط، رضا همایون، فیروزه باغبان، فرشته دانشفر، سمیرا قاسمی، آزاده حسینی، مریم تهرانی، سارا باغستانی، آوا صفا، سحر زند، جاوید جعفری، هادی کریمیان، نسرین احمدی، مژگان انصاری، آوا روحبخش، شهیار قنبری، فائقه آتشین، حسن، داریوش، ناصر، رها و بهروز اعتمادی (بنی‌اعتماد)، پانته‌آ مدیری، سالومه سیدنیا، بابک سعیدی، هومن خلعتبری، آرمین قبادی‌پاشا، امیر برادران، مهرداد پارسا، امید خلیلی‌تجریشی، سبا خویی، تیام بصیر، پریسا ساوجی، سمیه عابدین‌زاده، ندا جناب، زهرا امیرابراهیمی و... اشاره کرد که تعدادی از آنها جذب بی‌بی‌سی فارسی و تعدادی جذب شبکه من و تو و دیگر شبکه‌های انگلیسی شدند.

در واقع وزارت خارجه انگليس در حال عضوگیری از مخالفان نظام در داخل و خارج از کشور است تا بتواند به این اهداف برسد.

کنار هم قرار دادن سلطنت‌طلب‌ها، تجزیه‌طلب‌ها، افراد جدا شده و بریده از نظام جمهوری اسلامی مانند مهاجرانی، سروش، کدیور، اشکوری‌ها و... بخشی از این پروژه به حساب می‌آید.

در واقع پذیرش شرایط عضویت در این شبکه‌ها، پذیرش همکاری با سرویس اطلاعاتی انگلیس(MI6) به شمار می‌رود.(3)

ناگفته نماند روند برنامه‌های این شبکه‌ها بویژه شبکه من و تو نیز در راستای این اهداف بوده و برنامه‌های این شبکه‌ها در همین راستا تهیه و برای فارسی‌زبان‌ها پخش می‌شود.

دولت انگلیس برای اینکه بتواند کسانی را که جذب کرده برای همیشه در سیستم خود نگه داشته و مانع از جدا شدن آنها شود، شرایطی را برای استخدام و عضویت در این شبکه‌ها (بی‌بی‌سی فارسی و شعبه فرهنگی آن یعنی من و تو) در نظر گرفته که افراد جذب شده در صورت پذیرش شرایط برای همیشه جیره‌خوار آنها بوده و به هیچ‌وجه امکان جدا شدن و مخالفتشان علیه سیاست‌ها و اهداف این سرویس را نداشته باشند زیرا انگلیس در صورت کمترین اعتراض و مخالفتی، آنها را بی‌آبرو کرده و شهره خاص و عام خواهد کرد. (4)
در واقع این یکی از شیوه‌های قدیمی روباه پیر است که همه پل‌ها را پشت سر عوامل و جیره‌خواران خود خراب می‌کند تا هیچ راه برگشتی برای آنها وجود نداشته باشد و برای همیشه جیره‌خوار آن باقی بمانند. یکی از این روش‌ها عضویت در گروه جوانان بدون مرز است. این گروه به رهبری رها اعتمادي از چند سال پيش با پشتيباني همه‌جانبه و البته غير‌علني عوامل بي‌بي‌سي براي ضديت با جمهوري اسلامي ايران راه‌اندازي شد. رها اعتمادی همه عناصر همسو با فرقه ضاله بهائيت و ضدجمهوري اسلامي ايران را شناسايي و هسته اوليه من و تو را با آنها شكل داد. (5)

شرایط عضویت و نحوه عملکرد گروه جوانان بدون مرز به گونه‌ای است که کسانی که عضو این گروه می‌شوند امکان جدا شدن از آن را نخواهند داشت و مجبورند تا ابد با دولت انگلیس همکاری داشته باشند.(6)

نمونه‌های آن پونه قدوسی، مجری برنامه نوبت شما در بی‌بی‌سی فارسی که چندی پیش به صورت کاملا هدفمند توسط رسانه‌های مختلف از رابطه جنسی‌اش با مدیریت شبکه و... پرده برداشته و مجبور به بازگشت به شبکه بی‌بی‌سی فارسی شد.(7)

همچنین جذب اشخاصی مانند زهرا امیرابراهیمی که کارنامه‌شان نزد مردم ایران کاملا مشخص است. (8)

مژگان انصاری نیز بعد از ورود به شبکه من و تو- 1 باید شرایط یادشده را می‌پذیرفت تا به صورت یک عضو رسمی به دیگران بپیوندد ولی اینگونه نشد و نپذیرفتن عضویت در این گروه‌ها و در نتیجه جدا شدن از شبکه موجب شد شایعه‌های مختلفی توسط مدیریت شبکه علیه آن پراکنده شود تا همه ضعف‌ها، کمبودها و مشکلات جدا شدن وی از شبکه را به مژگان نسبت دهند و اینگونه وانمود شود که علت جدایی مژگان انصاری از شبکه مشکلات مختلف وی و همچنین نداشتن کارایی لازم او بوده به همین دلیل مژگان توسط مدیریت شبکه اخراج شده است. پراکنده کردن شایعه علیه جداشدگان فقط برای مژگان اتفاق نیفتاد و مژگان انصاری نفر اول نبود؛ افراد زیادی قبل از مژگان بودند که بعد از چند ماه همکاری با این شبکه انگلیسی به دلایل مختلف که یک نمونه آن نپذیرفتن عضویت در گروه جوانان بدون مرز و... بود از شبکه رفتند. البته جداشدگان بعد از جدا شدن از شبکه یا هیچگاه درباره علل جدایی‌شان از شبکه‌های انگلیسی سخنی به میان نیاوردند و با وجود همه شایعه‌هایی که علیه آنها به وجود آمد ترجیح دادند ساکت بمانند یا اگر سخنی به میان آوردند بسیار سربسته و کنایه‌ای مطرح کردند تا به نوعی عامل بازدارنده‌ای باشد برای انتشار بیش از پیش شایعه‌ها درباره آنها. نمونه آن آزاده حسینی که از ابتدا در اتاق خبر شبکه من و تو- 1 مشغول به فعالیت بود بعد از جدایی از این شبکه انگلیسی تنها به گفتن یک نکته که شبکه من و تو توسط باندی که سیاست‌های پهلوی را به اجرا می‌گذارند اداره می‌شود، اکتفا کرد. (9)

شهیار قنبری نیز بعد از چندی همکاری با این شبکه انگلیسی از آنها جدا شد و در برنامه‌ای که در شبکه امید ایران با اجرای منصور سپهربند اجرا شد به این مهم اشاره کرد. البته اشاره‌های وی مانند دیگران کاملا سربسته و فهرست‌وار بود و نشان از ترس شهیار قنبری از سرویس‌های امنیتی انگلیس داشت؛ امری که توسط مجری شبکه امید ایران به شهریار تذکر داده شد.(10)

مدیران شبکه انگلیسی من و تو فکر این را نمی‌کردند پراکنده شدن این شایعه‌ها آنقدر برای مژگان انصاری سنگین تمام شده که موجب شود برخی اطلاعات را فاش کند.

آنها فکر می‌کردند جسارت مژگان از آزاده حسینی، آوا روحبخش و دیگر افرادی که به همین دلیل یا دلایل دیگر از شبکه جدا شده‌اند بیشتر نخواهد بود.

اما اینگونه نشد و مژگان برخلاف تصور آنها در فیس‌بوک شخصی خود- ولو به صورت سربسته و فهرست‌وار- پرده از این حقیقت (شبکه من و تو پوششی برای فعالیت‌های ضدایرانی دولتمردان انگلیس است) برداشت. البته جرات و جسارت مژگان فقط تا همین اندازه بود و ترس برخورد توسط سرویس اطلاعات انگلیس مانع از توضیح بیشتر مطالب شد. اما نکته‌ای که بسیار حائز اهمیت است اوج ضعف و شکنندگی انگلیس است که مجبور است یاران خود را از چنین افرادی انتخاب کند و از طرفی تاب و تحمل جدا شدن اعضای خود را ندارد به گونه‌ای که برای برگرداندن یک عضو جدا شده یا پوشاندن نقاط ضعف خود به ابزار مختلف از قبیل شایعه‌پراکنی رو می‌آورد.


  2- افشای برخی مسائل مانند گروه جوانان بدون مرز و.... توسط برخی جداشدگان شبکه (مژگان انصاری، آزاده حسینی و...) سناریویی است که سرویس اطلاعاتی انگلیس (MI6) طراحی کرده و هدف آن معطوف کردن ذهن مخاطبان به مسائل مطرح شده از قبیل گروه جوانان بدون مرز، تغییر اعتقادات، نوع پوشش، وابسته بودن به پهلوی و... است تا مخاطبان ذهنشان از دیگر مسائل منحرف شود.(11)

 در واقع این یک شگرد قدیمی اطلاعاتی است که توسط سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای مختلف به اجرا درمی‌آید. آنها بعد از مدتی اخبار سوخته و از رده خارج شده را رسانه‌ای می‌کنند تا هم واکنش مخاطبان را نسبت به آن ببینند و هم افکار آنها را به خبرهای مورد نظر معطوف کرده و از پرداختن به دیگر مسائل بازدارند، به همین دلیل امکان دارد فاش شدن به اصطلاح برخی اطلاعات، هدفمند بوده و اهداف دیگری در پس پرده آن مخفی شده و در واقع ادامه سناریوی انگلیسی دولتمردان انگلیسی باشد. همان‌طور که می‌دانید مژگان انصاری علت افشای این مسائل را مطرح شدن برخی شایعه‌ها علیه خود عنوان کرد اما فقط به یک شایعه (اخراج) اکتفا کرد و از پرداختن به بقیه آنها خودداری کرد. این در حالی است که شایعه اخراج وی آنقدر آزاردهنده نیست که مژگان را وادار کند اطلاعاتی آن هم در این سطح را افشا کند که یقینا ممکن است موجب برخورد شدید سرویس اطلاعاتی و امنیتی انگلیس با وی شود.
مژگان انصاری از مسعود صدر، مهرداد پارسا و شهیار قنبری که سابقه سالیان سال مخالفت با جمهوری اسلامی را در کارنامه‌شان داشتند شجاع‌تر نیست. چگونه است که در بین همه جداشدگان از شبکه یک دختر 35 ساله شجاعت افشای اینگونه اطلاعات را پیدا می‌کند در حالی که دیگر افراد یا هیچگونه حرفی نزده، لب فروبسته‌اند یا به مسائل حاشیه‌ای مانند همکاری با خاندان پهلوی اشاره و اکتفا کرده‌اند.

چرا مژگان انصاری در همه این مدت ساکت بوده است؟

چرا بلافاصله بعد از افشای شرایط استخدام در شبکه من و تو و رسانه‌ای شدن همجنسباز بودن رها اعتمادی (بنی‌اعتماد)، تیام بصیر و امید خلیلی، مژگان انصاری یکباره تصمیم می‌گیرد به افشاگری علیه این شبکه دست بزند؟(12)

چرا مژگان سخنی از آوا روحبخش و آزاده حسینی و دلیل جدا شدن آنها از شبکه به میان نمی‌آورد؟

اگر قرار به افشاگری است چرا مژگان انصاری مسائل را به صورت فهرست‌وار بیان می‌کند و از توضیح دادن درباره آنها سر باز می‌زند؟

همه اینها این احتمال را در ذهن قوت می‌دهد که سرویس اطلاعاتی انگلیس(MI6) قصد دارد ذهن مخاطبان را به یکسری اخبار سوخته منعطف کند تا از دیگر اخبار و اتفاق‌ها دور شوند؛ اخبار و اتفاق‌هایی که این روزها گریبانگیر آنها شده است؛ اخباری مانند شکست پروژه انتقال مرجعیت اپوزیسیون از لس‌آنجلس (آمریکا) به لندن (انگلیس) و احیا کردن این اپوزیسیون از هم پاشیده. (13)
در همه این مدت سعی شد مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران از قدیم تا جدید از هنرمند گرفته تا شخصیت‌های سیاسی و حتی دینی در انگلیس جمع شده و با تشکیل جلسات مختلف یک اپوزیسیون واحد تشکیل شود. قرار بود هر شعبه‌ای از من و تو که تشکیل می‌شد به یکی از این افراد واگذار شده تا در قسمت‌های مختلف در فضای رسانه‌ای تجدیدقوا کرده و علیه حکومت جمهوری اسلامی فعالیت کنند اما این پروژه در همان ابتدا با مشکلات فراوان روبه‌رو‌ شد و نه‌تنها موجب یکپارچه شدن اپوزیسیون خارج‌نشین نشد که موجب شد فاصله شخصیت‌های مختلف این اپوزیسیون از هم پاشیده بیشتر و بیشتر شود. قرائنی مانند اختلاف بین فرح پهلوی و مدیریت شبکه بی‌بی‌سی فارسی (صادق صبا)،

اختلاف بین علیرضا نوری‌زاده و مسعود بهنود، اکبر گنجی و عبدالکریم سروش، اختلاف بین کدیور و کیوان عباسی، اختلاف بین بیژن فرهودی (مجری سابق صدای آمریکا) و کیوان عباسی و... شاهد بر این مدعا بوده و این احتمال را در ذهن تقویت می‌کند . (14)

به همین دلیل احتمال دارد سرویس اطلاعاتی انگلیس برای سرپوش گذاشتن بر این فاجعه اقدام به پخش اینگونه اطلاعات کرده تا اذهان مخاطبان را به سمت آنها سوق داده و از جریان اصلی منحرف کند.

پی‌نوشت:
http://www.facebook.com/ansari.mojgan?ref=tn_tnmn
1- روزنامه کیهان، سه‌شنبه 20 اردیبهشت 1390، شماره 19922، صفحه 14 (بودجه 40 ميليون دلاري انگليس و آمريكا براي 2 تلويزيون ماهواره‌اي زرد (خبر ويژه)
2- رجانیوز، پنجشنبه 24 فروردين 1391 (اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائيت شرط استخدام در شبكه من و تو + سند)
3-  سایت خبری شفاف به نقل از کیهان، کد خبر ۵۷۳۸۹ ، تاریخ انتشار ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹، ۱۱:۳۴ (روزنامه کیهان: نمایش فیلم‌های مهرجویی و تهمینه میلانی از شبکه من و تو با تعامل تهیه‌کننده صورت گرفت)
4- همان
5- خبرگزاری رجانیوز http://rajanews.comاعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائيت شرط استخدام در شبكه من و تو + سند
6-  وبلاگ امواج سیاه (www.amvajesiah.blogfa.com) زندگینامه رها اعتمادی، مجری شبکه من و تو
7-  سایت ظهور12(http://www.zohur12.ir) تجاوز جنسی مدیر بخش فارسی بی‌بی‌سی به پونه قدوسی، مجری بی‌بی‌سی،

8-  سایت جام‌نیوز (http://jamnews.ir/) بی‌بی‌سی فارسی بازیگر جنجالی سریال «نرگس» را استخدام کرد + فیلم
9-  خبرگزاری فارس به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان (http://www.farsnews.com) افشاگری مجری من و تو
10-  پایگاه اطلاع‌رسانی جام‌نیوز (http://jamnews.ir/) آغازی بر پایان شبکه من و تو)
11-  روزنامه وطن‌امروز، شماره 882، تاریخ 13 اردیبهشت 1391، به قلم وحید اطلس (پشت پرده کانال بهائیت)
12-  باشگاه خبرنگاران جوان، کد خبر۱۶۰۹۰، ۲۹ فروردين ۱۳۹۱ (مجري من و تو: ما عضو شبكه همجنسبازان لندن هستيم + اسناد)
13-  روزنامه وطن‌امروز، شماره 882، تاریخ 13 اردیبهشت 1391، به قلم وحید اطلس (پشت پرده کانال بهائیت)
14-  مشرق‌نیوز  (http://www.mashreghnews.ir)  كلاهبرداري صادق صبا از بيوه شاه مخلوع



:: موضوعات مرتبط: manoto، دبی، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، من و تو، آکادمی گوگوش
:: برچسب‌ها: آکادمی گوگوش, رها اعتمادی, همجنس بازی, عکس بازیگران ترکیه, انگلیس
تاریخ انتشار : دوشنبه سی ام بهمن 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

چندی است که در سایت شبکه انگلیسی من وتو قسمتی با عنوان گزارشگر اضافه شده است. این برنامه (گزارشگر) همان طرح انگلیسی است که در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 توسط بی بی سی فارسی اجرا شد و سعی داشت اغتشاشات و اعتراضات داخلی را دامن بزند. اما مسئولین انگلیسی شبکه من و تو سعی دارند این قسمت را یک بخش تازه تاسیس معرفی نمایند

.معرفی این برنامه از  زبان مسئولین انگلیسی این شبکه:   

 

 شرایط و ضوابط از زبان مسئولین انگلیسی این شبکه

 

پاسخ به چند سئوال در مورد این بخش توسط مسئولین انگلیسی این شبکه

این بخش (گزارشگر) که به تازگی در برنامه های مدیران انگلیسی شبکه من و تو قرار گرفته است همان اهدافی را دنبال می کند که در انتخابات سال 1388 دنبال شد. مسئولان انگلیسی در حال آماده سازی و مقدمه چینی برای انتخابات آینده ریاست جمهوری هستند. اما باید به آنها بگویم. اشتباه فکر کردید. اینجا خر داغ می کنند.

 در همین راستا برخی از سیاه نمایی هایی که مدیران این شبکه انگلیسی با عنوان این برنامه (گزارشگر) انجام داده اند را خدمت همه مخاطبان ارائه می کنم. (تصاویر خود گویای حقیقت است به همین دلیل نیاز به توضیح مفصل نیست)

هنگام وقوع زلزله آذربایجان که همه مردم ایران را داغدار کرد:

در این تصویر نوشته است: اینم ماشین عموی من در اهر که به همراه خانه اش ویران شده. هنوز خبری از مسئولین نیست.اینجا آخر دنیاست.

جالب است بدانید این تصویر اصلا ربطی به زلزله آذربایجان شرقی و اهر ندارد.

تصاویر واقعی را می توانید مشاهده نمایید. تصویر متعلق به خانه در لرستان است که یک لرستانی عزیز هنگام زلزله لرستان در وب شخصی خود آن را به تصاویر کشیده است.

پلاک ماشین مورد نظر نیز پلاک 41 است که متعلق به لرستان است.

 

تصویر بعدی نیز از همین وبلاگ برداشته شده است که البته نشان از ناشی بودن دشمنان این مرز و بوم است. تصویری که در سایت شبکه انگلیسی من و تو بارگذاری شده است.

 مطلبی که زیر این تصویر نوشته شده به شرح زیر است:آسیب به خانه های شخصی اینجا خانه خاله من است در اهر آذربایجان شرقی. طبق گفته مسئولین جمهوری اسلامی به خانه های شهری هیچ آسیبی وارد نشده است. پس یا اینجا اهر نیست و یا مسئولین جمهوری اسلامی دروغگو هستند. نمی دانم مسئولین جمهوری اسلامی چه اصراری به دروغگویی دارند.

اما تصاویر اصلی.

همان طور که گفتید اینجا اهر نیست. اما دروغگو رویش سیاه است.

 

اما فاجعه زمانی به اوج خود می رسد که مسئولین انگلیسی شبکه من وتو دچار کمبود مواد خام می شوند و برای بحرانی شدن موضوع مجبور می شوند از تصاویر سوریه استفاده کنند.

سیاه نمایی که در این تصویر انجام شده به شرح زیر است:

وقتی امکانات نباشد مردم مجبورند با حداقل امکانات و وسایل موجود مجروحین را مداوا کنند. پول نفت ما را کجا خرج می کنند؟ مردم از گرسنگی مردند.

تصویر سایت اصلی

تصویر اصلی

اما از آن جایی که دشمنان ملت ایران همیشه احمق بوده اند این فاجعه از این هم بدتر می شود و تصویری از تصاویر سوریه پخش می شود که مسئولین انگلیسی این شبکه انگلیسی حتی به لباس آنها نیز توجه نمی کنند و دم خروسشان بیش از پیش بیرون می زند.


 سیاه نمایی که در زیر این تصویر انجام شده است به شرح زیر است: وقتی کسی فریاد رس نیست مردم باید به سرو صورت خود بزنند و خودشان به فکر خودشان باشند. یالغوز آذربایجان (آذربایجان تنهاست)

اما تصویر سایت اصلی

اگر کمترین دقتی به تصویر بیاندازید دم خروس مسئولین انگلیسی شبکه من وتو را خواهید دید (نمی دانم از کی تا حالا مردم آذربایجان عرب شده اند؟)

اما سوتی بعدی متعلق به روز جهانی قدس است که این شبکه انگلیسی مانند سایر شبکه ها نه تنها حضور مردم ایران را در این روز نخواستند ببینند که سعی کردند با سیاه نمایی حضور مردم را دراین روز به شکل های مختلف زیر سئوال ببرند.

 

مسئولین این شبکه انگلیسی در راستای زیر سئوال بردن روز جهانی قدس اعلام کردند مسئولین جمهوری اسلامی در این روز با پخش شربت و شیرینی مردم را به خیابان ها کشانده اند. این خود بزرگترین توهین به فهم وشعور ملت ایران است. اولین سوتی که در این دست و پا زدن های مسئولین انگلیسی من و تو مشاهده می شود این است که روز قدس جمعه آخر ماه مبارک رمضان برگزار می شود و در این روز مردم روزه اند. دوم اینکه این تصاویر ربطی به روز قدس ندارد سند آن به شرح زیر است:

 

تصویر اصلی

در آخر یک نکته را یاد آور می شوم. در بخش پرسش و پاسخ به سئوال های مخاطبین در مورد این برنامه (گزارشگر) که در سایت این شبکه انگلیسی وجود دارد مخاطبین پرسیده بودند آیا گزارشگر تمامی‌ مطالب دریافتی را تایید و پخش می‌کند؟ مسئولین انگلیسی شبکه من و تو پاسخ دادند:

خیر. مطالب دریافتی شما توسط گروه تهیه کنندگی گزارشگرمورد بررسی قرار میگیرند و در صورت تایید به روی صفحه گزارشگر قرار می‌گیرد.

باید به مسئولین انگلیسی بگویم که در مملکت ما به این کار می گویند دروغگویی، شایعه سازی، سیاه نمایی و .... اما نمی دانم حتما در ادبیات شما به این کارها اطلاع رسانی و خبر رسانی می گویند. همان کاری که در شبکه بی بی سی فارسی و من و تو و کلا در شبکه های انگلیسی انجام می شود. در آخر به مسئولین این شبکه انگلیسی باید بگویم وطن فروشی و خیانت هم قانون و قاعده ای دارد اما مثل اینکه پول های حرام انگلیسی حسابی به مذاق شما خوش آمده که حاضرید به خاطر آن دست به هر کاری بزنید. اما از آنجایی که ماه هیچگاه پشت ابر نمی ماند ما نیز نمی گذاریم خیانت های شما بی جواب بماند.

به زودی منتظر افشاگری های بعدی نشان دادن چهره واقعی این افراد باشید.



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، من و تو، پانته آ مدیری، گوگوش
:: برچسب‌ها: آکادمی گوگوش, رها اعتمادی, همجنس بازی, عکس بازیگران ترکیه, انگلیس
تاریخ انتشار : دوشنبه سی ام بهمن 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

رها اعتمادی  یا همان رها بنی اعتماد سیزدهم آبان ۱۳۶۳ در تهران در منطقه نیاوران  و در خانواده بسیار متعصب بهایی متولد شد. نام پدر او سهراب و مادرش سارا نام دارد. پدر او حسابدار بانک و مادرش خانه دار بود.

عموی رها اعتمادی (آرش) از نوکران و خدمتکاران دربار محمد رضا شاه پهلوی بود و به گفته سهراب (عموی رها اعتمادی) روزانه 10 ساعت از زندگی خود را در بهشت روی زمین (کاخ نیاوران) به کار و فعالیت مشغول بود. خانواده رها اعتمادی از اقشار مرفه جامعه به شمار می رفت. علت ثروت نیز وجود عمویی مهربان (آرش) بود که با کمک  های مختلف توانسته بود تقریبا افراد زیادی از اقوام را از فقر نجات داده و به زندگی آنها سر و سامانی بدهد. آرش (عموی رها اعتمادی) از ریخت و پاش های پهلوی کمال بهره را برده و در مدت زمان کوتاهی توانسته بود بار خود و اقوامش را ببندد. کمک های آرش به اقوام و خانواده به اندازه ای بود که با آنکه آرش پسر سوم خاندان بنی اعتماد بود اما همه او را بزرگ خاندان به حساب می آوردند و در همه کارها با او مشورت می کردند.

رها اعتمادی در خاطرات خود می گوید پدر، همیشه عمویم را با عنوان "آرش واسطه" صدا می کرد. وقتی ازش می پرسیدم چرا اینجوری صداش می زنی؟ می گفت: آرش کار زیادی برای ما نکرده فقط پولایی که حقمونه و شاه نمی داده، با زبون خوش ازش گرفته و به دست صاحب اصلیش یعنی ما رسونده.

اما این وضعیت ثبات زیادی پیدا نکرد و بعد از انقلاب 57 و فرار شاه، آرش (عموی رها اعتمادی) مجبور به فرار از ایران شد.

آرش (عموی رها اعتمادی) چند هفته بعد از فرار شاه، تمام اموالش را به حراج گذاشت و با همکاری یکی از سرویس های جاسوسی انگلیس (آلفرد ریچ) به سوئد فرار کرد.

ارتباط عموی رها با خانواده خود همچنان ادامه داشت تا اینکه وضعیت در ایران بالا گرفته و انقلابیون شروع به برخورد با مخالفین نمودند پدر رها اعتمادی (سهراب) طی نامه ای به برادرش از او خواست تا راهی را باز کرده و به آنها کمک کند تا بتوانندایران را ترک کرده و از خطرات احتمالی نجات پیدا کنند.لذا بعد از نامه نگاری ها و پیگیری های مستمر پدر رها در سال 1364 در حالی که رها اعتمادی نه ماه بیشتر نداشت و هنوز با آب و هوای ایران و فضای صمیمی کوچه پس کوچه های ایران آشنا نشده بود مجبور شدند تا ایران را  به مقصد سوئد ترک کرده و زندگی را در جای دیگری از دنیا تجربه کنند.

رها اعتمادی یک خواهر و یک برادر بزرگتر از خود دارد. خواهر او ندا و برادرش بابی است که ریشه در اعتقادات مذهبی پدر خانواده دارد و از کلمه باب گرفته شده است.

خواهر رها 2سال و بردارش 6 سال از او بزرگتر هستند و رها اعتمادی آخرین و کوچکترین فرزند خانواده است. خانواده رها اعتمادی از ابتدای ورود به سوئد، فامیلی خود را از بنی اعتماد به اعتمادی تغییر داد تا هم هویت قبلی خود را تغییر داده و هم از طرفی از ریشه خود فاصله نگیرند.

رها اعتمادی یا همان رها بنی اعتماد سابق، خیلی زود توانست خود را با زندگی در سوئد وفق دهد. خانواده او برای اینکه رها از ایران کاملا جدا نشود سعی کردند در خانه به زبان مادری صحبت کرده تا حال و هوای ایران برای آنها تداعی شود. لذا رها اعتمادی فارسی را بسیار خوب حرف می زند طوری که انگار تمام عمرش را در ایران گذرانده است.

از طرفی حمایت های عموی رها از رها و خانواده اش همچنان ادامه داشت. به شکلی که رها از همان ابتدا با دستگاه های امنیتی و گروه های مخالف و ضد انقلاب و همچنین طرفدار پهلوی آشنا شده و خیلی سریع خود را عضوی از آنها دید.

او از همان ابتدا با نحوه فکری طرفداران پهلوی، سلطنت طلبها، حزب کمونیست کارگری و مجاهدین خلق و ... آشنا شده و در جلسات مختلف با حضور نمایندگان آنها در کنار عمویش حضور فعال داشت.

جلساتی که اعضای آن از جای جای دنیا ماهیانه گرد هم جمع می شدند تا تصمیمات خود را در راستای تاثیر گذاری و  نفوذ در افکار عمومی مردم ایران به روی دایره ریخته و در نهایت تصمیم واحدی اتخاذ کنند.

زمان این جلسات ماهیانه که هر بار در کشور و شهری برگزار می شد 2 ساعت بود و گاهی به 4 ساعت هم کشیده می شد. دفتر اصلی برای هماهنگی جلسات و فعالیت ها در انگلیس بود.

رها اعتمادی بعد مدت ها و به پیشنهاد عموی خود مسئول امور جوانان را دراین گروه ها به عهده گرفت که تا به حال نیز ادامه داشته است.

فصل تازه ای در زندگی رها:

در این جلسات بود که رها اعتمادی با شخصی تحت عنوان کیوان عباسی(از اعضای سرویس اطلاعاتی انگلیس ام آی 6 و همچنین از  دست اندر کاران رادیو و شبکه بی بی سی و عضو انجمن حمایت از جنبش های مدنی در ایران) آشنا شد و ایده شبکه اینترنتی در راستای تخریب دولت و حکومت ایران به فکرشان خطور کرد. شبکه ای که بعد ها "ببین تی وی" نام گذاری شد.

فکر و ایده راه اندازی تلویزیون از کیوان عباسی و در جلسه ای که در راستای حمایت از جنبش های خاموش یا به اصطلاح (جنبش های مدنی) درون ایران تشکیل شده بود به ذهن کیوان عباسی خطور کرد

کیوان عباسی ایده و فکر خود را با رها اعتمادی در میان گذاشت و بعد از هفته ها فکر و جذب حمایت های مالی (که عموی رها اعتمادی نیز یکی از حامیان بود) توانستند در  ماه مارچ  2006  شبکه ببین تی وی را تاسیس کنند.

این اولین گام رسانه ای رها اعتمادی بود و می توانست تجربیات خوبی را برای او به ارمغان بیاورد. کار با ببین تی وی پله پرشی بود که رها اعتمادی از آن بسیار خوب استفاده نمود.

همکاری و آشنایی با تلویزیون های فارسی زبان و شناخت فعالیتهای این بخش از جامعه ایرانی و ارتباط بیشتر با جوانان داخل ایران باعث شد رها اعتمادی با فضای داخل ایران آشنایی بیشتری پیدا کرده و به فکر گسترش فعالیت های خود بیفتد.

رها اعتمادی سعی کرد در ابتدا به عنوان عنصری پشت پرده با شبکه ببین تی وی و تحت عنوان عضوی از  اعضای موسس شبکه باشد و کمتر در اذهان عمومی دیده شود اما  بعد از آشنایی بیشتر در ماه می 2006 و به پیشنهاد کیون عباسی، رها اعتمادی تصمیم گرفت فعالیت رسمی و علنی خود را در این شبکه آغاز نماید.

رها اعتمادی در ماه می 2006 اولین برنامه خود را در شبکه ببین تی وی اجرا کرد و چهره خود را به مخاطبین شبکه نشان داد و معرفی کرد.

فعالیت های شبکه بسیار خوب پیش رفت و  کیوان عباسی با شناسایی و گزینش جوانان مجرب توانست یک گروه 14 نفره و یک دست تشکیل داده و طی مدت زمان کوتاهی نظر مسئولان و سیاستمداران آمریکایی و انگلیسی را به خود جلب نماید.

البته کارهای پروژه ای غیر از فعالیت های  شبکه به افراد دیگری سپرده می شد تا فضای فکری بیشتری برای عوامل اصلی شبکه به وجود آید.

تیم  ثابت ببین تی وی ( امیر شیخ – محمد کازرونی - روشنگ نیاغی – کریس ویلیامز – ادوارد مندوزا – فرناز داوودی – بزل عصفوری - تیام رحیمی – ملیسا شوشاهی – رها اعتمادی – بابک اخوی) بود.

شبکه ببین تی وی با جلب حمایت های مسئولان آمریکایی و انگلیسی خیلی سریع توانست گستره فعالیت خود را بیشتر کند به شکلی که به چند کانال مختلف تبدیل شد.کانال هایی تحت عناوین "ببین", "میوزیک", لایف" و "وی پاد".

رها اعتمادی تا نوزده سالگی در سوئد زندگی کرد و به فعالیت های خود ادامه داد.

آشنایی رها اعتمادی با گروه ها و اشخاص با نفوذ، راه را برای تحصیل او باز کرده و او با استفاده از این نفوذ و همچنین کمک عموی خود توانست بدون هیچ مشکلی خیلی سریع در  رشته های روان شناسی و جامعه شناسی شروع به تحصیل  کرده و سپس  برای ادامه ی تحصیل به آمریکا برود و تا پایان تحصیل (چهار سال)  در آنجا بماند.

رها اعتمادی در آمریکا نیز بیکار ننشست و  تحت پوشش فعالیت های هنری سعی در ارتباط با هم سن و سالان خود و جوانان کرده و از این طریق نیروهای مستعد جهت همکاری با جنبش های ضد ایرانی را گزینش نموده و به مسئولین مربوطه معرفی نماید.

رها دراین کار بسیار موفق ظاهر شد و طی مدت زمان کوتاهی توانست افراد زیادی را از این طریق عضو جنبش های ضد ایرانی نماید.

بعد از گذشت دو سال فعالیت در آمریکا، رها اعتمادی به عنوان مسئول گروه "جوانان بدون مرز" انتخاب شد. این گروه زیر نظر سازمان اطلاعاتی انگلیس کار می کرد و مستقیم از آنها دستور می گیرد.

این گروه با حمایت های سرویس های جاسوسی انگلیس وظیفه تغییر نگرش در افکار و اذهان  جوانان را دارد.

گروه "جوانان بدون مرز" در اصطلاح ماکت یک پروژه بزرگ و ضد ایرانی است که طرح آن از سال 2007 در آمریکا تهیه و تصویب شده و به صورت آرام آغاز به کار کرده است. شعار این گروه همه چیز برای هدف است.

افراد  این گروه بسیار خاص هستند

از همه نوع تفکر و اعتقاداتی (سنی، شیعه، بهائی، کمونیست، لائیک، شیطان پرست، صوفیه و  یهودی) در این گروه ها حضور دارند.  علت استفاده از همه گونه اعتقادات در این گروه "جوانان بدون مرز"، آشنایی با حیطه فکری آنها و استفاده و با نقاط قوت و ضعف آنها آشنا شده تا بتوانند مخاطبین خود را به خوبی شناسایی و آنالیز کنند.

اعضای گروه برای ورود به این سیستم و گروه "جوانان بدون مرز" باید شرایط بسیار سخت و خاصی را طی کرده و در آزمون های مختلف شرکت کنند و نمره قبولی بیاورند. بعد از طی کردن مراحل مختلف و قبولی در آزمون های تئوری و عملی، آنها می توانند به عنوان یکی از اعضای گروه "جوانان بدون مرز" به کار مشغول شوند.

از جمله آزمون های آنها آشنایی با رسانه ها اعم از خبرسازی، گزارشگری، فیلم برداری، تدوینگری و به طور کلی فعالیت های رسانه ای اعم ازتلویزیون، ماهواره و اینترنت است.

مرحله بعد آشنایی کلی با موسیقی و گروه های مختلف آنهاست.

آموزش ادبیات فارسی، انگلیسی به عنوان حداقل ها.

در کنار اینها حضور در آزمون های مختلف و هدفمند  که در راستای  رسیدن به اهداف گروه برنامه ریزی شده و  اجرا می شود. فعالیت هایی مانند لخت شدن در کنار سایر افراد گروه و خوابیدن با آنها بود. روابط آزاد و بی حد و مرز بین اعضای گروه به گونه ای که قبح آن کاملا شکسته شود.

هر یک از اعضای گروه موظف است روزانه حداقل یک ساعت به صورت عریان در کنار سایر اعضای گروه مشغول به فعالیت باشد.

کلیه افراد گروه باید مجرد باشند و حق ازدواج با افراد غیر از گروه را ندارند.

ازدواج با اعضای گروه نیز نباید مانعی برای روابط آزاد با سایر افراد گروه باشد.(هیچ محدودیتی در روابط وجود ندارد)

در صورت تخلف یکی از اعضای گروه هرتصمیمی که توسط مسئول گروه گرفته می شود لازم الاجرا است.

 حیطه فعالیت گروه در ابتدا  تا 3 سال در آمریکا و انگلیس و بعد از سه سال فعالیت و قبولی در آزمون های مختلف هر شخص باید با فعالیت های مختلف اینترنتی و .... سرپرستی یک گروه 50 نفری از ایرانیان داخل کشور را  به عهده بگیرد.

گروه " جوانان بدون مرز" از سال 2007 کار خود را شروع کرده و خیلی سریع توانسته توسعه پیدا کند به شکلی که طی سه سال بیش از 150 گروه مختلف به گروه "جوانان بدون مرز" پیوسته و در حال انجام فعالیت می باشند.

رها اعتمادی بعد از آشنایی ابتدا به عنوان یکی از اعضای گروه "جوانان بدون مرز" کار خود را آغاز کرد و  بعد از مدتی به عنوان ریاست یک گروه انتخاب شده و به فعالیت های خود ادامه داد.

رها اعتمادی بعد از دو سال فعالیت در آمریکا (به عنوان مسئول یکی از گروه های "جوانان بدون مرز") از طرف سرویس اطلاعاتی انگلیس به عنوان مسئول بازرسی و ناظر کل گروه های "جوانان بدون مرز" معرفی و منتصب شد.

هم اکنون گروه "جوانان بدون مرز" شعبه های مختلفی در کشورهای مختلف دنیا دارد که از آن کشورها می  توان به فرانسه، آلمان، سوئد، ایتالیا، عربستان، و برخی کشورهای خاورمیانه از جمله امارات متحده عربی، بحرین و ایران اشاره کرد.

اعضای گروه "جوانان بدون مرز" در ابتدای عضویت تعهد می دهند همه زندگی خود را صرف هدف جمعی گروه کرده و از هیچ کاری دریغ نکنند. هر شخص باید طی سال  حداقل 2 نفر عضو دائم (که به عضویت گروه "جوانان بدون مرز" درآیند)را به گروه معرفی کند. لازم به ذکر است در صورت عدم تایید عضو معرفی شده، باید شخص دیگری را جایگزین نمایند.

جهان آزاد از دیگر شعارهای این گروه است و آنها تخمین می زنند با گسترده کردن فعالیت های این  گونه خیلی سریع می شود به اهداف مورد نظر  رسید و آن اهداف را جامه پوشاند.

رها اعتمادی بعد انتخاب به عنوان مسئول بازرسی و ناظر کل گروه های موجود "جوانان بدون مرز"،  به انگلیس سفر کرده و کارها را از همانجا پیگیری و ادامه داد.

همان طور که قبلا گفته شد یکی از مسائلی که در گروه "جوانان بی مرز" مد نظر مسئولان بوده و هست بحث موسیقی و روابط آزاد است.

به گفته رها اعتمادی، تقریبا همه اعضاء و مسئولین گروه های "جوانان بدون مرز"، با موسیقی آشنایی داشته و خواننده و یا نوازندگی می دانند.

خود رها اعتمادی در این زمینه می گوید من که ناظر و مسئول  هستم می بایست از بقیه اعضاء و نیروها سرتر باشم لذا در مدت کوتاهی سعی کردم تا با کارهای هنری و افراد سرشناس در این زمینه آشنا شده و با آنها رابطه دوستی برقرار کنم.

با آنکه من تا چهارده سالگی به ندرت موسیقی ایرانی گوش کرده ام و حتی نام ترانه سرایان سرشناس ایران را هم نمی دانستم. اما در راستای رسیدن به اهداف گروه، از هیچ چیزی دریغ نکردم  و با خود گفتم هیچ مانعی نباید جلوی ما را بگیرد لذا ما باید به هر طریق موجود به هدفمان برسیم و به طور کلی نه توی کار نداریم.

پشت کار رها اعتمادی و کمک های مختلفی که از گوشه و کنار به او می شد به او کمک کرد تا خیلی زود خود را

به پیش براند تا آنجا که سال گذشته رها اعتمادی با برقراری ارتباط با گوگوش و دادن ترانه ای (که البته سروده خود او نیست) به او توانست نظر این خواننده را به خود جلب کرده و او را قانع کند که این ترانه را اجرا کند.

این ترانه سروده مهران سمیعی است که یک جوان ایرانی با ذوق و با هنر است که شعرهای خود را در اینترنت با عناوین مختلف به فروش می گذارد و از این راه خرج دانشگاه و تحصیل خود را در می آورد. از سرودهای او میتوان از پاکی، نترسیم، من همینم، دلتنگی، برایم بمان و زندگی بی نهایت اشاره کرد.

رها اعتمادی با خرید اینگونه شعرها و معرفی آنها به عنوان شعر خود، توانسته نظر برخی خواننده ها را به جلب کرده و با آنها ارتباط برقرار کند.

این شعرها و همچنین سایر کمک های جانبی  وسیله ای برای ورود رها اعتمادی به کنسرت ها و گروه های موسیقی و آکادمی ها شد.

شرکت در این گونه جلسات زمینه ای بسیار مستعد  برای گروه "جوانان بدون مرز" فراهم می آورد  زیرا جوانان مستعدی در این مکان ها دور هم  جمع شده و زمینه جذب آنها به  گروه "جوانان بدون مرز" بسیار بالاست.

رها اعتمادی در سال 1388 به همراه تعدادی از مسئولین گروه های "جوانان بدون مرز" برای نظارت و گسترش فعالیت ها به ایران سفر کرده و این سفر مصادف بود با جریان ها و اعتراضات داخلی ایران که رها اعتمادی نیز از فرصت استفاده کرد و با بسیج کردن گروه های داخلی همزمان به خیابان ها ریخته و توانستند نقش بسزایی در این جریان بازی کنند.

رها اعتمادی تصویر خود را در فیس بوک در حالی که نقاب به چهره زده و در حال اعتراض است گذاشته و یاد آن روزها را زنده نگه داشته است.

سفر به ایران فصل تازه ای برای رها اعتمادی بود لذا بعد از برگشت از ایران رها تصمیم گرفت تا فعالیت های خود را در جنبه های مختلف برای جوانان داخل ایران گسترش دهد.

همان طور که  قبلا گفته شد این گروه (جوانان بدون مرز) حد و مرزی ندارد لذا فعالیت هایش به یک قسمت مربوط نمی شود. به همین دلیل رها اعتمادی با همکاری کیوان عباسی (که قبلا تجربه کار در ببین تی وی را با وی داشته) صحبت کرد و او را قانع کرد تا با کمک و همفکری همدیگر اقدام به زدن شبکه ای تحت عنوان من و تو نمایند.

ایده این شبکه در جلسات ماهانه احزاب و گروه ها مطرح شد و بعد از تایید به تصویب رسیده و با مسئولین انگلیسی در میان گذاشته شد. قرار شد  این شبکه به مدیریت کیوان و مرجان عباسی و گروهی که قبلا با هم در ببین تی وی کار می کردند تاسیس شود. هزینه های شبکه و جذب نیرو و امکانات هم مشخص شده و قرار شد این شبکه از حمایت های کلیه احزاب و گروه ها و همچین دولت انگلیس  برخوردار شود  لذا از همان ابتدا آرشیو بی بی سی در اختیار کیوان عباسی قرار گرفت تا فیلم ها و فایل هایی که نیاز دارد گزینش کرده و درخواست دهد.

شبکه من و تو به قول رها بعد از یک سال و 6 ماه دوندگی رها اعتمادی، کیوان عباسی و دوستان به نتیجه رسید و در 6 آبان 1389 شروع به فعالیت کرد.

کلیه افرادی که در شبکه من و تو فعالیت می کنند عضو گروه "جوانان بدون مرز" هستند. کیوان عباسی، مرجان عباسی،تیام،سومی، امید و سالومه سید نیا نیز هر کدام مسئول یک گروه "جوانان بدون مرز" در انگلیس هستند که زیر نظر رها اعتمادی در حال فعالیت می باشند. روند گزینش و مشغول به کار شدن افراد مذکور خیلی سریع طی شده و خیلی سریع این افراد  شروع به فعالیت نمودند.

سیر برنامه ها، موضوعات مختلف که در برنامه های شبکه من و تو مطرح می شود، اهداف برنامه ها و حتی نوع پوشش و رفتار مجریان و دست اندر کاران شبکه من و تو حاکی از فعالیت رها اعتمادی و گروه "جوانان بدون مرز" است که در پی رسیدن به اهداف خود می باشند.

یکی از مهمترین روش هایی که در اجرای برنامه ها بسیار به آن تکیه می شود ارتباط صمیمی و عامیانه با مخاطب است.

کیوان عباسی در جلسه معارفه خود (به عنوان مدیر شبکه من و تو ) علت شکست بی بی سی فارسی را در چند جمله بیان کرده و اعلام کرد نقاط ضعفی که در بی بی سی فارسی وجود دارد به هیچ عنوان نباید در من و تو اتفاق بیفتد و من فکر میکنم اگر  به این نکات توجه کنیم بسیار موفق خواهیم بود نقاط ضعف از قرار زیر است:

1-      بی بی سی شبکه ای خبری است و ما نباید خبری باشیم

2-      بی بی سی شبکه ای سیاسی است و ما نباید سیاسی باشیم

3-      بی بی سی شبکه دوران بحران هاست یعنی زمانی که داخل ایران آشوب و اعتراض است مخاطبان بی بی سی افزایش چشم گیری دارند ولی در زمان های عادی میزان مخاطب به حداقل می رسد.

4-      ارتباط مجریان و عوامل بی بی سی با مخاطبین خود بسیار سنگین و سخت است و حتی ممنوع است با مخاطبین خود رابطه برقرار کنند.

کیوان عباسی با ذکر کردن نقاط ضعف بی بی سی فارسی اعلام کرد تمامی نقاط ضعف باید برطرف شود به این گونه که:

1-      من و تو باید برای همه اقشار و سنین برنامه داشته باشد (تنوع برنامه ای با حداکثر برنامه ها)

2-      من و تو باید طوری عمل کند که در اذهان مردم شبکه ای فرهنگی تصور شود.

3-      من و تو باید به گونه ای عمل کند که در زمان های عادی و به قولی وضعیت سفید به جذب مخاطب پرداخته و آنها را پای شبکه نگه دارد تا در زمان بحران ها و با پخش برنامه های هدفمند بیشترین تاثیر را بر روی مخاطب خود بگذارد.

4-      ارتباط عوامل و مجریان شبکه من و تو با مخاطبین باید بیشتر از هر شبکه ای باشد که تا کنون بوده لذا ارتباط از طریق فیس بوک برای برنامه و مجری الزامی خواهد بود.

در ضمن این حالت صمیمیت و نزدیکی بین مجریان و مخاطبین باید در نحوه اجرا و صحبتها و همه چیز حتی در برنامه های  خبری نیز باید دیده شود.

5-      بعد از برقراری ارتباط افراد مستعد از جای جای ایران شناسایی و برای عضویت در گروه "جوانان بدون مرز" معرفی شوند.

6-      مقدمات کار و عضویت نیروی انسانی جدید اعم از تشکیل فرم گزینش تا .... بایستی با تایید و امضای رها اعتمادی باشد.

7-      یکی از اولویت های گزینش افراد به گروه "جوانان بدون مرز"  داشتن  مذهب بهائیت و دین یهودیت است.

رها اعتمادی در جلسه ای تحت عنوان جذب خودی ها در سال گذشته اعلام کرد اولویت در جذب نیرو باید به بهائیان و یهودیان تعلق گیرد زیرا ضریب امنیتی را بالا می برد و از طرفی موجب یک دست شدن خواهد شد.

او در ادامه افزود حتی المقدور سعی شود افرادی که از استعداد بالای برخوردار هستند قبل از گزینش به گونه ای بر روی آنها کار شود تا ابتدا به مذهب بهائیت یا دین یهودیت  ایمان آورده و بعد وارد کار شوند تا در آینده برای مجموعه  مشکلی پیش نیاید.

درحال حاضر رها اعتمادی درکنار شبکه من و تو در پی تاسیس انجمن بهائیان ایران در انگلیس است تا بتواند بهائیان ایرانی را دور هم جمع کرده و به فعالیت های  آنها جهت بدهد.

ترانه من همینم سروده سروده مهران سمیعی که رها اعتمادی آن را به نام خود معرفی نموده نیز. درحال حاضر در حال اجرا توسط خانم گوگوش است که بعدا آلبوم آن بیرون خواهد آمد.

زندگی نامه رها اعتمادی (رها بنی اعتماد) با استناد به زندگی نامه شخصی، خاطرات و دست نوشته های مرتضی صابر از اعضای زاویه گرفته و جدا شده گروه "جوانان بدون مرز" است که چندی پیش در فضای اینترنت پخش شد.



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، سایت شبکه جم، من و تو، پانته آ مدیری، گوگوش
:: برچسب‌ها: آکادمی گوگوش, رها اعتمادی, همجنس بازی, عکس بازیگران ترکیه, انگلیس
تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

گزیده از زندگی نامه پانته آ مدیری مجری اتاق خبر شبکه من و تو

پانته آ مدیری مجری برنامه : اتاق خبر ، تونل تاریخ، سردبیر اتاق خبر در شبکه من و تو

اومتولد 1350 استان کرمانشاه محله فیض آباد است. محلهٔ فیض‌آباد یکی از قدیمی ترین محله های کرمانشاه است  و در نزدیکی یکی از پنج دروازه ورودی به شهر قرار داشته که در میان کرمانشاهیان به دروازهٔ یهودی‌ها معروف بوده ‌است. طایفه مدیری ها از طوایف یهودی در کرمانشاه به حساب می آید و پانته آ نیز یک یهودی زاده است. پدر پانته آ، محسن مدیری از کارمندان ساواک در زمان محمد رضا پهلوی بود که بعد از انقلاب 57 خانه نشین شد. پدر پانته آ (محسن مدیری) از لحاظ رتبه و جایگاه شغلی، شخص چهارم ساواک در کرمانشاه محسوب می شد. او شاگرد و دست پرورده حسین همدانیان به شمار می رفت و کلیه کارهای اجرایی حسین همدانیان به دست پدر پانته آ(محسن مدیری) انجام می گرفت

(.

تقریبا می شود گفت همه کسانی که کارشان به ساواک افتاده محسن مدیری  را به خوبی می شناسند. پدر پانته آ مدیری یکی از بزرگان یهود در کرمانشاه بود. هر ماه بزرگان شهر در خانه آنها جمع می شدند و در مورد فعالیت های قومی و مذهبی در کرمانشاه و حتی استان های دیگر بحث می کردند. در آخر نیز هر شخص به فراخور مسئولیتی که داشت هزینه ای در راستای تقویت قوم یهود در ایران پرداخت می کرد. هزینه های جمع شده در صندوقی که مدیریت آن را محسن مدیری (پدر پانته آ) بر عهده داشت قرار داده می شد تا طبق زمان بندی و اولویت های قوم، خرج و مصرف شود. هزینه های موجود به اضافه کمک هایی که ساواک و ارگان های دیگر به این صندوق می کردند همه و همه در دست پدر پانته آ مدیری بود. نام گروه و جلسه فوقYFK   (مخفف یهودیان فعال کرمانشاه) است. این گروه هم اکنون در شهرستان کرند است ولی از لحاظ  کمیت افراد گروه بسیار کمتر شده و به تبع آن نیز فعالیت ها دیگر حالت سابق را ندارد. علت اصلی کم رنگ شدن فعالیت گروه YFK  (یهودیان فعال کرمانشاه) مهاجرت اکثر این یهودیان در سال های بعد از انقلاب به اسرائیل است. هدف سران صهیونیستی از این مهاجرت تشکیل دولت یهود در سرزمین موعود یهودیان، یعنی همان فلسطین اشغالی است. بعدها محسن مدیری به دلایل مختلف از رهبری گروه YFK   کنار گذاشته شد. محسن مدیری در خاطرات خود، دلایل کنار گذاشته شدنش را به چند امر مهم وابسته دانسته که این امور به قرار زیر هستند: 1-      فعالیت در ساواک شب و روز نداشت و هر موقع نیاز بود باید در محل، حاضر می شدم لذا نمی توانستم به کارها و فعالیت ها نظم درستی بدهم به همین دلیل خودم پیشنهاد دادم که مسئولیت گروهYFK   (یهودیان فعال کرمانشاه) به شخص دیگری واگذار شود. 2-      چون من از لحاظ سیاسی شخص کاملا شناخته شده ای بودم و مردم از سابقه فعالیت و کارهایی که در بازداشتگاه های ساواک انجام داده بودم خبر داشتند، خیلی زود لو می رفتم و احتمال می رفت شاکله گروه به هم بخورد لذا تصمیم گرفته شد که من مسئول نباشم. مسئولیت گروه YFK   بعد از محسن مدیری به شخصی به نام "عزیز شاه دوست" و بعد از آن نیز به "نادر همایونی" واگذار شد. اکثر یهودیان و اعضای این گروه بعد از انقلاب و در پی حمایت های دولت انگلیس و رژیم صهیونیستی به اسرائیل مهاجرت کرده و در آنجا ماندگار شدند. تنها حلقه ای از دوره دیده های کارهای تیمی و تشکیلاتی باقی ماندند تا پلی باشند میان حلقه داخلی ایران و اسرائیل و این گروه هنوز در کرند در حال فعالیت هستند. از گروه های جدید و تاسیس توسط این تشکیلاتYFK    را می شود گروه شیطان پرستان در شهرستان صحنه و کرند نام برد که فعالیت های زیادی نیز تا به حال انجام داده اند. سال 1355 اوج فعالیت های تشکیلاتYFK   بود و تا سال 1357 این فعالیت ها به صورت چشم گیری گسترش یافت اما بعد از سرنگون شدن رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران فعالیت های این گروه نیز با سختی های فراوانی مواجه شد و رفته رفته از این فعالیت ها کاسته شد. زمانی که انقلاب شد پانته آ فقط 7 سال داشت. مادر پانته آ مدیری  به علت مشکلاتی که برای همسرش به وجود آمده بود مجبور شد پرونده دختر خود (پانته آ مدیری) را از دبستان هدف در خیابان وزیری سابق (نواب فعلی) کرمانشاه بیرون آورده و هنوز پانته آ سال اول دبستان را به پایان نرسانده مجبور به ترک تحصیل شد. پدر پانته آ به دلیل سوابق تاریکش در ساواک و تشکیلات YFK   مجبور بود برای اینکه شناسایی نشود به صورت پنهانی از این شهر به آن شهر برود. به همین دلیل برخی او را مشهدی، برخی شمالی و عده ای نیز او را تبریزی می دانند. زیرا او سال اول را در تبریز و سپس یک سال در شمال و در آخر یک سال را در کنار یهودیان مشهد سپری کرد. پانته آ از آن دوران به دوران آوارگی خود یاد می کند و می گوید: «نه درسی نه دوستی نه همسایه ای. تقریبا ارتباطمان با همه کس و همه جا قطع بود. حتی برای خرید از مغازه  بقالی  نیز امنیت نداشتیم. هر آن احتمال می دادیم که به خانه مان بریزند و پدر و مادرم را دستگیر کنند. اصلا اوضاع خوبی نبود. از آن زمان جز ترس و وحشت و افسردگی چیزی خوبی به یاد ندارماین آوارگی 3 سال به طول انجامید و سرانجام پانته آ مدیری به همراه خانواده اش در سن 10 سالگی از ایران خارج و در سال 1360 به صورت قاچاقی به ترکیه فرار کرده و از آنجا به هلند رفته و درخواست پناهندگی نمودند. مادر پانته آ معلم دبیرستان پهلوی سابق (امام فعلی) کرمانشاه واقع در 4 راه دانش سرای سابق (هلال احمر کنونی) بود. عموی پانته آ (خسرو) یکی از تولید کنندگان عمده مشروب در کرمانشاه بود و بیش از 10 مغازه مشروب فروشی در  کرمانشاه داشت. بعد از انقلاب مردم عصبانی با هجوم به مشروب فروشی های او کلیه مغازه های او و هر چه در آن بود را نابود کرده و او را به شدت زخمی کردند. شدت جراحت وی به حدی بود که بعد از سه روز بستری در بیمارستان فوت کرد.

 

پانته آ به علت علاقه زیادی که به عموی خود (خسرو) داشت بعد از کشته شدن عمویش، ضربه روحی سختی خورد. به شکلی که بعد از خروج از ایران به مدت 1 سال زیر نظر روان پزشک مورد معالجه قرار گرفت. بعد از خروج از ایران وضعیت روحی خانواده رو به بهبود نهاد. حمایت های فرح پهلوی و همچنین کمک های مالی ایشان جان تازه ای به خانواده پانته آ مدیری داد. البته دارایی های  پدر پانته آ (محسن مدیری) که در بانک های سوئیس و همچنین انگلیس بود و همچنین حمایت های تشکیلاتYFK   نیز باعث شد تا بتوانند خیلی سریع یک خانه مجلل خریده و زندگی خود را در آمستردام هلند از سر بگیرند. البته سفارش های آقای سرتیپ غلام علی اویسی (مسئول کشتار ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ – جمعه سیاه) نیز در این میان بی تاثیر نبود

 

سرتیپ غلامعلی اویسی بعد ها در ۱۸ بهمن ۱۳۶۲ توسط افراد ناشناس در پاریس به همراه برادرش ترور شد. سابقه کاری پدر پانته آ موجب شد که ابتدا مقدمات پناهندگی  او و خانواده اش بسیار سریع انجام گرفته و پانته آ خیلی زود و بعد از بهبودی تحصیل خود را در مدارس هلند شروع کند. البته برای پانته آ بسیار سخت بود زیرا همزمان هم می بایست زبان یاد بگیرد و هم سر کلاس برود. او خیلی زود مدارج علمی را پشت سر گذاشت و پیشرفت های چشمگیری نیز در زمینه درسی داشت. او همزمان با فضای تشکیلاتی YFK در  هلند آشنا شد. گروهی که بسیار بزرگتر و وسیع تر از تشکیلاتYFK    بود. در واقع تشکیلات YFK  (یهودیان فعال آزاد) یک سرشاخه از تشکیلات گروه های یهودی به شمار می رفت و پانته آ خیلی سریع توانست جای خود را در میان این گروه باز کند. یکی از پروتکل های گروه YFK استفاده از هر وسیله ای برای به نتیجه رساندن تشکیلات بود. زنان بایستی از  تمامی جذابیتهای خود در زمینه نیرو و قدرت و شوکت بخشیدن به تشکیلات استفاده نمایند. زنان و دخترانی که بتوانند بیشترین فعالیت را در این زمینه داشته باشند و در پایان هر 6 ماه بیشترین رای را کسب کنند  می توانند به رده  های بالاتر رفته و مشغول به فعالیت شوند. دختران و زنانی که عضو این تشکیلات می شوند تا 5 سال حق ازدواج و حامله شدن را ندارند. پانته آ مدیری طی مدت دو سال توانست مسئول بخش تبلیغات در این گروه شود.

 

مسئول بخش تبلیغات شدن لازمه اش این است که یک زن یا دختر بتواند حداقل سه مرتبه به صورت متوالی (18 ماه) روابط مختلفی با اعضای جذب شده برقرار کند بدون اینکه از آنها باردار شود و آنها نیز از این رابطه ناراضی باشند. این رضایت طرف های مقابل بایستی تا اندازه ای باشد که از وی درخواست ازدواج کنند. هر چه تعداد درخواست کنندگان برای ازدواج بیشتر باشد امتیاز و رتبه زن و یا دختر بالاتر خواهد رفت. باردار شدن به منزله حذف از گردونه رقابت به شمار می رود. پانته آ مدیری در سن 22 سالگی با پسری به نام  فرزان آشنا شد. او بعد از مدتی فرزان را جذب تشکیلات YFK  (یهودیان فعال آزاد) کرد. فرزان دانشجوی رشته هنر بود و ترم آخر خود را می گذراند. علاقه فرزان به پانته آ طی مدت 6 ماه به حدی رسید که فرزان دست از نامزد خود "شیرین" (دختر خاله خود در ایران) کشید از رسما از پانته آ خواستگاری کرد. اما فرزان بعد از مدتی متوجه شد که این علاقه حالت رسمی به خود گرفته و برخوردهای پانته آ با او بسیار  مصنوعی و محدود شده است. به همین دلیل به پانته آ مشکوک شده و کارهای او را زیر نظر گرفت. این تعقیب و گریزها و شک فرزان به یقین تبدیل شد. یک روز که پانته آ به همراه فرزان به رستوران رفته بودند بعد از خوردن غذا به پارتی رفتند و یک شب را با هم گذراندند، در نیمه های شب پانته آ به خیال اینکه فرزان خوابیده از رختخواب بیرون آمده و به اتاق کناری در همان هتل می رود. بعد از یک ساعت از اتاق مذکور بیرون آمده و به اتاق بعدی و همین طور تا نزدیکی های صبح ادامه پیدا کرد. فرزان که پانته آ را زیر نظر گرفته بود به شدت از دست پانته آ عصبانی شد. پانته آ در ابتدا از پاسخ به پرسش های مکرر فرزان فرار می کرد اما درنهایت مجبور شد حقایق را برای او آشکار کرده و او را با تشکیلات و اهداف و  پروتکل های تشکیلات YFK  (یهودیان فعال آزاد)  آگاه کند. پانته آ در جواب سئوالهای فرزان جواب داد که رابطه او با فرزان یک رابطه صمیمانه و عاشقانه نبوده و در حد جذب و فعالیت سازمانی بوده است. فرزان تازه متوجه شد که رابطه پانته آ با او در طول این مدت مانند رابطه اش با سایر افرادی بوده است که توسط پانته آ به تشکیلات YFK  جذب شده اند و او دراین مدت فقط یک بازیچه بوده است. مسائل پیش آمده یک ضربه شدید روحی به فرزان وارد کرد به حدی که فرزان پانته آ را تهدید  به ضرب و جرح و حتی قتل نمود و از پانته آ و تشکیلات او جدا شدسه ماه بعد از جدا شدن فرزان از پانته آ، وقتی پانته آ مدیری برای قدم زدن بین ایستگاه مرکزی شهر و پارک  Vondalpark   رفته بود مورد تعرض فرزان قرار گرفته و از ناحیه پهلو آسیب دید و چند روزی در بیمارستان بستری شد. مریضی او باعث شد که او نتواند در 6 ماهه چهارم فعالیت خود در تشکیلات امتیاز مناسبی را کسب کند و گوی و میدان را به سایر زنان و دختران تشکیلات واگذار کرد. او درسال 1375در سن 25 سالگی در یک آکادمی موسیقی (Henry Purcell) شرکت کرده و توانست خیلی سریع استعداد خود را دراین زمینه محک بزند.

 

طولی نکشید که خواننده اوپرا شد. صدای او بسیار عالی بود اما بعد از مدتی به گفته خود پانته آ آینده خود را در این زمینه درخشان ندید و احساس کرد که باید در زمینه های دیگری وارد کار بشود. او در این زمینه می گوید: «صدای من واقعا عالی بود. استاد موسیقی و همچنین استاد آواز من بارها می گفت شما اگر دراین زمینه ادامه بدهی حتما به جاهای عالی خواهی رسید اما هر چه فکر کردم و به قولی آینده نگری کردم دیدم که خواننده بودن نمی تواند زندگی مرا در آینده تامین کند و حتما در آینده آن را رها خواهم کرد به همین دلیل با خودم گفتم کاری را که قرار است در آینده رها کنم از همین الان زمین بگذارم و وقت و فرصتم را درجای دیگر خرج کنم بهتر استپانته آ در آکادمی موسیقی (Henry Purcell) با شخصی به نام سیاوش کریمی آشنا شد.  او 3 سال از پانته آ بزرگتر بود و متولد شهرستان بروجرد از توابع استان لرستان  بود. آنها به مدت یک سال با هم دوست بودند و بعد از یک سال از پانته آ خواستگاری کرد اما پانته آ ترجیح داد این رابطه به ازدواج ختم نشود و به صورت یک رابطه دوستانه باقی بماند. این رابطه بعد از آن تا یک سال دیگر  به طول انجامید. با وجود اصرار های سیاوش پانته آ حاضر به ازدواج با سیاوش نشد و سیاوش که نمی توانست به اینگونه روابط ادامه دهد و سخت عاشق فرزند بود در نهایت از  پانته آ جدا شد. و پانته آ هم نتوانست او را جذب تشکیلات کند. پانته آ اما با این موضوع خیلی خوب کنار آمد زیرا هم تفکرات سیاسی سیاوش را خیلی قبول نداشت و هم نمی توانست به این زودی بچه دار شود. پانته آ در این زمینه می گوید: «من و سیاوش در ابتدا رابطه خوبی را با هم شروع کردیم اما رفته رفته کار به جاهای باریک کشیده شد و هر دوی ما به نقطه ای رسیدیم که جز جدایی راهی برایمان نبود به همین دلیل از هم جدا شدیم من خدا را شکر می کنم که جوگیر نشده و از او بچه دار نشدم» پانته آ می گوید: من همیشه شعارم در زندگی این بوده که کار و زندگی باید دارای هدف مشترک باشند یعنی حتی شغل انسان با زندگی اش جور در بیاید» پانته آ مدیری بعد از جدا شدن از سیاوش و در سن 29 سالگی به تحصیل خود ادامه داد و با حمایت های مختلف تشکیلات و همچنین افراد با نفوذ توانست مدرک "فوق لیسانس حقوق بشر" خود را از دانشگاه آمستردام  بگیرد.

 

پانته آ در حین تحصیل به گروه های مختلف سیاسی و فرهنگی همکاری می کرد. در نهایت به علت صدای خوب و همچنین آشنایی کامل با زبان انگلیسی و هلندی  به یکی از مسئولین رادیو زمانه معرفی شد. و به عنوان یکی از گویندگان رادیو زمانه در آمستردام هلند کار خود را آغاز کرد.

 

رادیو زمانه از ۱۳ مرداد ۱۳۸۵ خورشیدی فعالیتِ خود را آغاز کرد. برنامه‌ها از راه ماهواره و اینترنت پخش می‌شوند. برنامه‌ها دربرگیرنده اخبار و گزارش‌های سیاسی، اجتماعی، فلسفی، ادبی و هنری است. رادیو زمانه در حال حاضر روزانه نود دقیقه برنامه پخش می‌کند. سردبیر این رادیو در حال حاضر، فرید حائرِ‌‌ی‌نژاد، از تهیه کنندگان پیشین در تلویزیون سی.بی.سی در کانادا، و مدیر عامل، آرین د ولف است. همزمان با تاسیس رادیو زمانه پانته آ مدیری به عنوان گوینده رادیو زمانه کار خود را آغاز کرد و بعد از یک سال به عنوان مسئول روابط  عمومی رادیو زمانه انتخاب و منسوب شد. می شود گفت حداقل نیمی از کارکنان این رادیو از اعضای تشکیلات YFA(یهودیان فعال آزاد)  هستند و برخی نیز از بهائیان مقیم هلندند که با این گروه همکاری داشته و دارند. پانته آ مدیری که حالا 36 ساله شده بود. او از یک طرف طی چند سال توانست افراد زیادی را به تشکیلات معرفی نماید از این جهت کارنامه بسیار درخشانی داشت و از طرفی از لحاظ ظاهر نمی توانست با دختران جوان در تشکیلات YFA  (یهودیان فعال آزاد)   رقابت کند به همین دلیل درخواست پست نظارت بر فعالیت های زنان در تشکیلات YFA  را به مسئول آن داد که بعد از بررسی مورد تایید قرار گرفت. پست سازمانی جدید به وی این امکان را می داد تا بتواند بار دیگر زندگی جدید را تجربه کند. او با گرفتن پست جدید عملا هم ارتقاء رتبه  و هم مجوز ازدواج را با هم گرفته بود به همین دلیل خیلی خوشحال بود. پانته آ در این زمینه می گوید: «روزی که پست نظارت در تشکیلات به من واگذار شد بسیار  خوشحال بودم و در پوست خودم نمی گنجیدم زیرا این پست را بارها و بارها در خواب دیده بودم و فکرش را نمی کردم که یک روز بتوانم به این جایگاه برسم از طرفی رابطه هایی که با افراد مختلف طی سالیان مختلف داشتم به خاطر مسائل کاری و .... هیچ کدام به ازدواج ختم نشد و سن من هم در حال بالا رفتن بود ونیاز داشتم که به زندگی شخصی خودم هم سر و سامان بدهم بنابراین فکر می کنم الان بهترین موقعی بود که این اتفاق افتاد و من این اتفاق را یک جرقه امید در زندگی ام می دانم». پانته آ بعد از مدتی با مهدی جامی آشنا شد.

 

"مهدی جامی"، زاده سال ۱۳۳۹، روزنامه‌نگار، وبلاگ نویس، عکاس و فیلم‌ساز ایرانی است. او از آغاز کار رادیو زمانه در ژوئن ۲۰۰۶ تا اکتبر ۲۰۰۸ (آبان ۱۳۸۷) مدیر و سردبیر این رادیو بود و این رادیو را بر اساس ایده روزنامه نگاری شهروندی پایه گذاری کرد. جامی از می ۱۹۹۶ تا می ۲۰۰۶ با بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی همکاری داشت. پیش از آن فعالیت عمده او تدریس زبان و ادبیات فارسی و همکاری با دایره المعارف بزرگ اسلامی بوده است. تجربه های پانته آ در رابطه های مختلف به درد او خورد و توانست با "مهدی جامی" رابطه صمیمانه برقرار کند. این در حالی بود که "مهدی جامی" به تازگی با خانم "فرحناز کریمی" یک رابطه عاشقانه برقرار کرده بودند و این رابطه به ازدواج ختم شده بود.

 

فرحناز کریمی زادهٔ ۲۴ آبان ۱۳۳۹ در گروس، کردستان، سیاست‌مدار ایرانی-هلندی عضو حزب سبزهای چپ است که از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۶ عضو مجلس نمایندگان هلند بود. او از سال ۲۰۰۷ مشاور ارشد برنامه عمران ملل متحد در پروژه SEAL۲ است. فرحناز کریمی پس از انقلاب به سازمان مجاهدین خلق پیوست. با سخت شدن شرایط در ایران برای گروه‌های مخالف او به کردستان عراق مهاجرت کرد. مهاجرت بعدی او از عراق به آلمان بود و او پس از اقامت در اروپا، در مرکز مجاهدین خلق در پاریس به فعالیت پرداخت. کریمی در راه‌اندازی نشریه اینترنتی روز آنلاین و رادیو زمانه نقش داشته است. رابطه پانته آ مدیری با مهدی جامی روز به روز گرم تر و گرم تر شد و مهدی جامی بعد از گذشت مدتی برای اینکه بتواند پانته آ  را مدت زمان بیشتری در رادیو نگه دارد و از با او بودن لذت بیشتری ببرد او را مسئول روابط عمومی رادیو زمانه کرد. اما از آنجایی که همیشه ماه پشت ابر نمی ماند، فرحناز کریمی از رابطه پانته آ مدیری با مهدی جامی آگاه شد. فرحناز از پانته آ و همچنین شوهر خود (مهدی جامی) به پدر پانته آ مدیری (محسن مدیری) شکایت کرده و از او خواست تا جلوی دخترش را بگیرد. او همچنین تهدید کرد که در صورت ادامه پیدا کردن این رابطه از پانته آ و جامی به دادگاه شکایت خواهد کرد. پانته آ مدیری که اوضاع را خراب دید رابطه خود را با مهدی جامی به هم زد. دو ماه بعد پانته آ مدیری متوجه شد که از مهدی جامی حامله است. موضوع را با جامی و پدرش در میان گذاشت اما جامی که حسابی از فرحناز ترسیده بود منکر این بچه شد و ادعا کرد که رابطه او با پانته آ در آن حدی نبوده که منجر به بوجود آمدن بچه بشود. پانته آ جریان را به گوش فرحناز رساند. فرحناز در جلسه ای که پانته آ مدیری و پدرش و همچنین مهدی جامی در آن حضور داشتند به توافق رسیدند که در صورتی که پانته آ بچه را سقط کند او نیز همه چیز را نادیده بگیرد. پانته آ مجبور شد که بچه دو ماهه خود را که هنوز معلوم نشده بود که دختر است یا پسر سقط کند. بعد از آن فرحناز از مهدی جامی طلاق گرفته و با رایزنی هایی که با مسئولین مربوطه انجام داد توانست حکم مدیریت مهدی جامی را در سال 1388 به تعلیق در آورده و او را برکنار کند. جامی در سال ۲۰۱۰ با همکاری جمعی از روزنامه نگاران، روشنفکران و هنرمندان اقدام به راه اندازی بنیاد ایران ندا کرد که هدف اصلی آن راه اندازی تلویزیون مشارکتی ایران ندا است. پانته آ بعد از اینکه رابطه اش با مهدی جامی به هم خورد و بچه خود را سقط کرد دست از پا درازتر و به دستور پدر از آمستردام به لندن برگشت و با سفارش های  پدر در رشته حقوق حقوق اطلاعات و ارتباطات دردانشگاه لندن کارشناسی ارشد خود را گرفت و از منتخبین ممتاز مسابقه دانشگاه آکسفرد انگلیس در رشته "مقایسه ای در سیاست رسانه های جهان " شد.

او همچنین در کنار ادامه تحصیل اجرای برنامه های ادبی هنری و میزبانی سیاستمداران متعددی در میزگردهای بین المللی و چند زبانی در انگلیس را عهده دار شد. بعد از تمام شدن کالج او به سفارش عده ای از یهودیان لندن که به همراه  بهائیان مسئولیت هدایت و ساپورت تلویزیون بی بی سی را داشتند کار دوبله را در این بخش شروع کرداو در کنار این کار عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا)  نیز بود. شورای اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) شاخه ای از تشکیلات YFA بود که مسئول و لیدر آن محسن مدیری (پدر پانته آ) بود. این شورا با کمک های فرح پهلوی و  جمعیت یهودیان و بهائیان ایرانی مقیم لندن تاسیس شد.

 

پدر پانته آ مدیری (محسن مدیری) اگر چه به ظاهر اسمش در لیست هیئت رئیسه وجود ندارد اما مهمترین شخص که به دستور فرح پهلوی این شورا را مدیریت و هدایت می کند محسن مدیری است. پانته آ مدیری نیز به همراه پدر در قسمت های مختلف این شورا همکاری می کند وی به همراه مهران براتي، حميد گنه، مريم سطوت، عباس شيرازي، فرزانه عظيمي، رضا فاني يزدي، مهدي فتاپور، مسعود فتحي، عضو هیئت اجرایی شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) است. شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) طبق مصوبه ای که در جلسه 22 فوریه گرفته شد به سه بخش تقسیم شد. هيئت رئيسه شورا : رضا سياوشي، كبري قاسمي، مهرداد مشايخي هيئت اجرايي : مهران براتي، حميد گنه، مريم سطوت، عباس شيرازي، فرزانه عظيمي، رضا فاني يزدي، مهدي فتاپور، مسعود فتحي، پانته آ مديری. شوراي سياسي : جمشيد اسدي، مريم انصاري، سهيلا بنا، بهروز خليق، حسن شريعتمداري، كاظم علمداري، حسين علوي، مصطفي مدني، پروين همتي. در همان جلسه متن استعفاي آقايان بهزاد کريمي و عدلان پارسا مطرح گرديد و با تشکر از حسن نيت اين دوستان پذيرفته شد. سپس شوراي هماهنگي (اجا) از دو نفر بعدي يعني گودرز اقتداري و تهماسب وزيري براي پيوستن به شورا دعوت بعمل آورد. شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) بود درظاهر به مبارزه با جمهوری اسلامی می پرداخت اما پشت پرده مسائل دیگری رقم می خورد. مسائلی چون:   1-      تقویت و حمایت از گروه یهودیان و بهائیان درهمه جای دنیا(به همین دلیل در اساسنامه عضو اتحاد آمده است که هر شهروند ايرانی که اصول مندرج در بیانیه اتحاد جمهوری خواهان ایران  را بپذيرد و مایل به همکاری با اتحاد جمهوری خواهان ایران باشد و حداقل ماهانه ده یورو به عنوان حق عضویت بپردازد، عضو اجا است.   تبصره ـ میزان حق عضویت می تواند برحسب نیاز با تصمیم شورای هماهنگی تغییر نماید. 2-      هر عضو قبل از ورود باید یا یهودی زاده و یا بهائی زاده باشد و درصورتی که شخصی این شرایط را نداشته باشد و بعدها به آیین بهائیت در آمده باشد می بایست 5 برابر حق عضو معمولی را پرداخت نماید و به شورا وکالت دهد که در صورت خروج و یا خیانت به گروه بتواند تمامی اموال و دارایی های او را به اختیار خود خرج کند. 3-      هر  عضو می تواند در هر همایشی که شورا برگزار می کند شرکت کند. 4-      هر  عضو بایستی ماهانه 1 نفر را به شورا معرفی نماید. 5-       همایش سراسری حداکثر دو سال یکبار، با شرکت اعضای«اجا» تشکیل می شود. همایش سراسری عادی و یا فوق العاده به دعوت شورای هماهنگی تشکیل می شود. 6-      کسانی درهمایش حق رای دارند که عضویت آن ها قبل از رسمیت یافتن همایش مورد تائید قرارگرفته باشد. 7-      کلیه کارها  و مسئولیت ها در جامعه امروز و فردای ایران به این اشخاص سپرده خواهد شد. 8-      هر نوع امکانات و به هر اندازه ای در اختیار افراد متخصص از این شورا برای کار و فعالیت در زمینه های مختلف قرار خواهد گرفت تا جامعه یهودیان و بهائیان به راحتی بتوانند گسترده فعالیت های خود را زیاد کرده و دنیا را به تسخیر خود در بیاورند. 9-      این شورا شاخه ای از تشکیلات YFAاست و تمامی اهداف و فعالیت ها بایستی در راستای تقویت این تشکیلات صورت پذیرد. 10-   و .... گستره این تشکیلات به اندازه ای است که توانسته مدیریت برخی شبکه های مختلف ماهواره ای و حتی رادیو ها را در خارج از ایران در اختیار خود گیرد.در همین راستا دو نفر از اعضای فعال تشکیلات که البته سابقه کار و فعالیت رسانه ای داشته اند به نام های کیوان عباسی و مرجان عباسی برای تاسیس شبکه ای مستقل انتخاب شدند. نحوه فعالیت و کار این شبکه می بایست با سایر شبکه های هم طراز متفاوت می بود لذا بعد از جلسات مختلف ایده تاسیس شبکه من و تو مطرح شد و در 6 آبان 1389 این شبکه بر روی آنتن رفت.

 

تشکیلات مقدمات کار را اعم از هزینه ها،برنامه ها، بخش آرشیو،مکان و ساختمان، تجهیزات و حتی انتخاب مجریان و عوامل و دست اندر کاران را فراهم کرد و شبکه من و تو بعد از 6 ماه تاسیس شد. تمامی گردانندگان شبکه من و تو یا بهائی و یا یهودی هستند. آنها اعلام کردند که امتیاز برنامه بفرمایید شما را  از شرکت انگلیسی خریده اند و کوچکترین اشاره ای به مذهب و عقیده آنها نکردند در حالی که شرکت سازنده این برنامه یهودی بوده و  تشکیلات YFA با یک رایزنی بسیارساده امتیاز آن در اختیار این شبکه قرار داد بدون اینکه کوچکترین هزینه ای خرج شود. خانم گوگوش نیز که مدت هاست که توسط تشکیلات YFA  تطمیع شده بود و خواننده این تشکیلات به حساب می رود به طور رسمی به این تشکیلات و شبکه پیوست. اگر چه خوانندگان دیگری نیز در این گروه کار می کنند و نامشان تا کنون فاش نشده است. طریقه فعالیت این گروه به این شبکه است که در ابتدا با ظاهر عوام فریبانه افراد سیاسی و فرهنگی را جذب کرده و سپس بعد از گذشت مدتی آنها را با شرایط گروه آشنا کرده و در ابتدا آنها را با وعده های مسئولیت های چنین و  چنانی در آینده ایران فریب داده و سپس آنها را به عضویت تشکیلات در آورده و به مرور هر چه دارند و ندارند را به صورت ماهیانه از آنها می گیرند. آقاي عدلان پارسا یکی از جدا اعضایی است که از کارهای خیانتکارانه تشکیلات و زیر شاخه آن یعنی شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) مطلع شد و از همکاری با آنها سر باز زد. او همچنین به این کار اکتفا نکرده و یک هفته بعد از استعفا دست به افشاگری علیه تشکیلات مذکور زد. او خیانت هایی که شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) به ملت و مردم ایران انجام داده را به صورت تیتر وار در 20 صفحه A4  منتشر کرده و در اختیار ایرانیان مقیم قرار داد. شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) نیز که از جریان با خبر شده با دست پاچگی نامه استعفای چند خطی آقای عدلان پارسا را به صورت تایپ شده و کاملا جعلی منتشر کرد. و مدعی شد آقاي پارسا متن را با حروف لاتين ايميل نوشته و شورا به جهت سهولت درخواندن برای مقیم به فارسی آن را منتشر كرده است. متن استعفا نامه جعلی اقای عدلان پارسا که توسط شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران منتشر شده به شرح زیر است: «من به دلايل خاصي فعاليت عملي سياسي خودم را كنار ميگذارم و شايد گاهگاهي فقط قلم بزنم، اما بنا به تصميم قطعي عرصه فعاليت سياسي را ترك مي كنم، به همين دليل از تمامي فعاليت هاي سياسي كه در آنها قرار داشتم خارج شدم و به شما اعلام مي كنم كه خروج من را به دليل "ترك فعاليت عملي سياسي" به اطلاع دوستان برسانيد. چون دليل خروج من دليلي خاص نسبت به اتحاد نيست. بنابراين توضيح آن در جلسه اي اضطراري ضرورت ندارد. همكاري با دوستان تجارب ارزنده بسياري داشتموفق و سربلند باشيد. ارادتمند شما عدلان پارسا کار اصلی پانته آ مدیری در این شورا فعالیت زنان و هماهنگی آنها در زمینه های مختلف است. جذب و گزینش دختران جوان و نیروهای کار آمد به شورا، دیگر مسئولیت پانته آ مدیری در این شوراست. مرحله بعد تقسیم کار بین افراد گروه و در آخر گزارش گیری به صورت هر 15 روز یکبار از مجموعه فعالیت ها و هزینه های مالی و ... در حال حاضر پانته آ مدیری در شبکه تازه تاسیس من وتو در برنامه های تونل زمان  و اتاق خبر در حال فعالیت است. او در ابتدای تاسیس به شبکه با حسن یا همان سهراب اعتمادی رابطه برقرار کرده و در حال حاضر با او نامزد است. البته رابطه پانته آ مدیری از نوع تشکیلاتی نیست زیرا حسن یا همان سهراب اعتمادی با اینکه یهودی نیست ولی از افرادی است که به صورت غیر مستقیم به تشکیلات کمک می کند و پانته آ اجازه ازدواج با او را به صورت رسمی از تشکیلات گرفته است. علت حضور پانته آ مدیری در برنامه اتاق خبر و اینکه در اکثر اوقات سردبیری و گزینش اخبار به دست او سپرده می شود رابطه او با حسن اعتمادی است. رها اعتمادی از نامزدی پانته آ و پدرش اصلا راضی نیست و میانه خوبی با پانته آ مدیری ندارد به همین دلیل با اینکه مجرد است اما از  پدرش جدا شده و یک زندگی مستقلی را شروع کرده است. پانته آ مدیری اگر چه به ظاهر سردبیری و مجری گری برنامه  اتاق خبر را به عهده دارد اما در باطن کلیه فعالیت های زنان و دختران در شبکه من و تو (که از اعضای شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) هستند) به عهده پانته آ مدیری است و البته این قسمتی از فعالیت های او به شمار می رود.

خوانندگان عزیز می توانند از طریق نظر دهی در وبلاگ اسامی برخی افراد و گروه های وابسته به این شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران (اجا) را که شاخه ای از تشکیلات YFA است درخواست دهند تا اسامی در اختیار آنها قرار داده شود.



:: موضوعات مرتبط: gem tv، manoto، بازیگران ترکیه، حریم سلطان، دبی، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، سالی تاک
:: برچسب‌ها: آکادمی گوگوش, رها اعتمادی, همجنس بازی, عکس بازیگران ترکیه, انگلیس
تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

شبکه های ماهواره ای سیاسی فارسی زبان

اگر جمهوری اسلامی از بین برود چه خاکی به سرمان کنیم؟

همان طور که می دانید هر حکومت و تفکری موافق و مخالف خودش را دارد و جمهوری اسلامی ایران نیز از این امر استثنا نیست.

قدرت های مختلف دنیا از آمریکا و انگلیس گرفته تا ایتالیا و فرانسه و آلمان که در زمان حکومت پهلوی از منابع و منافع ملی ایران نهایت استفاده را می بردند بعد از انقلاب وقتی منافعشان را در خطر دیدند شروع به مخالفت با این حکومت کردند.

بلوکه کردن اموال و دارایی های ایران، تحمیل جنگ 8 ساله، زدن هواپیمای ایرباس و به خاک و خون کشیدن زنان و کودکان بی گناه ایرانی، 30 سال تحریم علیه مردم ایران، ترور شخصیت های مختلف سیاسی و علمی (آخرین آن ترور دانشمند هسته ای)، نمونه هایی از تلاش های این کشورها برای مقابله با جمهوری اسلامی بوده است.

این کشورها برای رسیدن به اهداف خود دست به هر کاری زدند و هر کسی را که می خواستند خریدند و با خود همراه کردند تا بتوانند به اهداف خود برسند.

در این میان برخی از مخالفین جمهوری اسلامی از طرفداران سلطنت پهلوی گرفته تا کمونیست ها و مجاهدین خلق نیز از این فرصت استفاده کرده و  تا توانستند  کشورهای فوق را به اصطلاح تیغ زده و با گرفتن پول ها کلان و امکانات زیاد برای خودشان زندگی درست کرده و به نوایی رسیدند.

شبکه های ماهواره ای، رادیوها و سایت های مختلف، در همین راستا تاسیس شد و جمعیت کثیری از ایرانیان مقیم آمریکا و انگلیس و ... تحت عنوان کارشناس علوم سیاسی، بدون اینکه کمترین تخصص و آگاهی داشته باشند در این شبکه ها و رسانه ها مشغول به کار شدند.

هر کس خود را عضو گروه و یا تشکلی معرفی نمود. یکی کمونیست و دیگری دموکرات و مجاهد و ...

اما همه این گروه ها و تفکرات و احزاب و .... همه بر سر یک موضوع اشتراک داشتند و آن مبارزه با جمهوری اسلامی بود. به همین دلیل تغییر موضع و حزب و ... اصلا مهم نبود فقط چیزی که اهمیت داشت مبارزه با جمهوری اسلامی بود.

مبارزه ای که در آن زمان به خاطرش پول می دادند (الان هم می دهند).

این شد که حتی کسانی که رشته شان کشاورزی و صنعت و مکانیکی و ... بود و در طول زندگی شان حتی یک شعار سیاسی هم نداده بودند و اصلا نمی دانستند سیاست با چه سینی نوشته می شود، کارشناس علوم سیاسی و منطقه ای و حتی کارشناس امور خاور میانه و ایران شدند.

طبیعی بود چون رهبران کشورهای مخالف جمهوری اسلامی حاضر بودند برای این مبارزه پول خرج کنند.

این شد که مردم ایران به یکباره با افراد زیادی مواجه شدند که یک شبه ره صد ساله را طی کرده و تحت عنوان کارشناس و ... برای آنها نسخه می پیچیدند و در امور مهم زندگی و سیاسی و ... تصمیم گیری می گرفتند.

این به اصطلاح کارشناسان نیز توانسته بودند هزینه و مخارج زندگی خود و زن و بچه شان را از این راه تامین کنند.

ملاک این افراد در مبارزه، مخالفت با جمهوری اسلامی بود نه چیز دیگری. به همین دلیل گاهی تجزیه طلب می شدند و گاهی طرفدار مجاهد و گاهی هم توده ای و البته گاهی هم مسلمان

این افراد در منطق ما ایرانی ها، وطن فروش و نان به نرخ روز خور معرفی می شوند. اما در منطق آنها اینگونه انسان ها آزاد اندیش و مبارز معرفی می شوند.

آنها می گویند نظر هر کس برای خودش محترم است. دنبال حق و باطل هم نیستند. اصلا مهم نیست چه کسی حق می گوید و چه کسی باطل. می گویند هر کس نظری دارد.

اما در منطق ما ایرانی ها یک حقیقتی وجود دارد و باطلی.  و هر حرکتی، باید بر اساس حق و باطل سنجیده شود.

گاهی سکوت لازم است و گاهی فریاد. گاهی سکوت بد است و گاهی خوب. ملاک این خوب و یا بد بودن هم حق و باطل تعیین می کند.

در منطق ما پایبندی به اصول منطقی و صحیح و یک رنگ بودن از مهمترین امور است. اما در منطق اینها نه تنها هزار چهره بودن اشکالی ندارد بلکه از مهمترین اصول، تامین زندگی  شخصی و گذراندن زندگی خود است.

مردم عزیز ایران ما در  8 سال دفاع مقدس از مال و جان و زن و بچه شان گذشتند تا دیگران بمانند. تا یک وجب از خاک ایران عزیز ما به دست دشمن نیفتد.تا دشمن رو سیاه شود و تا....  اما اینها حاضرند برای تامین زندگی خود دشمن این مرز و بوم را شاد کنند. قید مردم و هم وطن های خود را بزنند و این مردم را به خاک و خون بکشند.

آری آنها هر کاری می کنند و به هر رنگی در می آیند.

برای تغییر چهره و رنگ این افراد شاهد مثال هایی برای شما عرض می کنم که در خور توجه است.

کیوان  عباسی به همراه همسرش مرجان عباسی

تفکرات قبلی ایشان: سلطنت طلب و مخالف سر سخت دولت و کشور انگلیس. آنها همیشه انگلیس را روباه پیر معرفی می کردند.

تفکرات فعلی ایشان: طرفدار و حامی دولت و کشور انگلیس به شکلی که به این کشور سفر کرده و در آنجا زندگی می کنند و حتی کار به جایی رسیده که حاضر شدند مدیریت شبکه من و تو را که بودجه آن توسط دولت انگلیس تامین می شود، بپزیند. جالب است بدانید این شبکه معترضین دولت انگلیس را یک مشت جانی و آشوبگر معرفی کرد.

حسین فرجی

تفکرات قبلی ایشان: روحانیون حاکم بر ایران توسط انگلیس و بی بی سی روی کار آمدند و هرکس با انگلیس همکاری کند خائن به ملت است. کشور انگلیس خائن ترین کشور دنیاست و مردم ایران ازهیچ کشوری به اندازه انگلیس تنفر نخواهند داشت.

تکفرات فعلی ایشان: حامی دولت و کشور انگلیس. وی در حال حاضر یکی از دوبلر های شبکه من و تو است که بودجه آن توسط دولت انگلیس تامین می شود.

حسن اعتمادی (سهراب اعتمادی سابق)

تفکرات قبلی ایشان: کارشناس شبکه تجزیه طلب کرد زبان آسوست. وی سالیان سال سنگ تجزیه کردها و آذری ها از ایران را به سینه می زد و یکی از طرفداران حمله نظامی آمریکا علیه ایران

تفکرات فعلی ایشان: آزاد اندیش طرفدار جنبش سبز و آقای موسوی و به دنبال اتحاد بین اپوزیسیون خارج نشین است.وی درحال حاضر سردبیری اتاق خبر شبکه من و تو را بر عهده دارد.

نسرین احمدیان

تفکرات قبلی ایشان: وی روان پزشک و از مجریان شبکه پن تی وی بود.

تفکرات فعلی ایشان: حامی کمپین های برابری حقوق زن و مرد و مبارزه با به اصطلاح مرد سالاری در ایران است. وی در حال حاضر هم در شبکه پن برنامه اجرا می کند و  هم دوبلر مستندهای من و تو را بر عهده دارد.

امید خلیلی تجریشی

تفکرات قبلی ایشان: مسلمان و طرفدار مجاهدین خلق. شاخه فدائیان مسعود و از دوستان صمیمی امیر  عباس فخر آور .

تکفرات فعلی ایشان: جدا شده از سازمان و مخالف مجاهدین خلق است. وی در حال حاضر مجری چند برنامه در شبکه من و تو است. جالب توجه اینکه شبکه من و تو با مجاهدین خلق به شدت کارد و پنیر هستند.

شهرام همایون

تفکرات قبلی ایشان: سلطنت طلب و حامی رضا پهلوی و حکومت پادشاهی و از حامیان و طرفداران مجاهدین خلق در آمریکا (اولین شخصی که برای مجاهدین در لس آنجلس همایش برگزار کرد شهرام همایون بود)

تفکرات  فعلی ایشان: مخالف شدید مجاهدین خلق و حکومت پادشاهی و موسس جنبش ما هستیم

و .....

حال سئوال اینجاست اگر روزی کشورهایی که دشمن جمهوری اسلامی هستند به خواسته خود برسند و جمهوری اسلامی را برکنار کنند چه اتفاقی رخ خواهد داد؟

آیا به همان اندازه ای که رهبران این کشورها شاد می شوند، مدیران، مجریان و کارشناسان این شبکه ها، رادیوها و سایت های مخالف جمهوری اسلامی هم شاد می شوند؟

اگر روزی جمهوری اسلامی نباشد چه اتفاقی می افتد؟

زندگی این افراد چگونه تامین خواهد شد؟

شما خودتان را جای این افراد بگذارید. این افراد یک عمر به بهانه مخالفت با جمهوری اسلامی زندگی خود را سر و سامان داده و به نوایی رسیده اند.

یک عمر برچسب کارشناس و دکتر و ... به خود زده و برای ایرانیان نسخه پیچیده اند. حالا اگر جمهوری اسلامی بر کنار شود چکار خواهند کرد؟

اولین چیزی که به ذهن خطور می کند این است: اینها که هیچ تخصصی ندارند پس زندگی شان چگونه تامین کنند؟

حال با این توصیف به نظر شما این افرادی که زندگیشان وابسته به این شبکه هاست، دوست دارند یک روزی جمهوری اسلامی نباشد؟

از طرف دیگر در صورتی که جمهوری اسلامی برکنار شود رهبران کشورهای مخالف با این افراد چگونه برخورد خواهند کرد؟

شما فکر می کنید رهبران این کشورها به کسانی که برای تامین زندگی شخصی خود حاضر شده اند به مردم کشور خود خیانت کنند مدال افتخار خواهند داد؟

چه تضمینی وجود خواهد داشت که این افراد به رهبران این کشورها نیز خیانت نکنند؟

حال سئوال اساسی اینجاست که رهبران کشورهای مخالف طبق چه تفکر و منطقی به این افراد اطمینان می کنند؟ و از طرفی فکر می کنید این افراد با چه منطق و تفکری به مردم ایران خیانت می کنند؟



:: موضوعات مرتبط: manoto، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، عکس لو رفته، من و تو، پانته آ مدیری، گوگوش
:: برچسب‌ها: آکادمی گوگوش, رها اعتمادی, همجنس بازی, عکس بازیگران ترکیه, انگلیس
تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

فرار شبکه های ماهواره ای از مخاطبین

چرا شبکه ای مانند من و تو در برنامه های خودش تماس تلفنی مستقیم نمی گذارد؟

سالهای سال است به شکل های مختلف، از احزاب، گروه ها، شبکه ها و برنامه های مختلف شنیده و دیده ایم که همه ادعا می کنند  اکثر یا تمامی مردم ایران حامی و طرفدار شبکه، حزب و گروه آنها هستند.

شبکه های سیاسی و فرهنگی و ....  هر کدام به نوعی ادعا می کنند که اکثر یا تمامی مردم ایران طرفدار آنها هستند.

اما نمی دانم این شبکه ها که ادعای آزادی دارند چرا صدای مخاطبین (مردم ایران) یا همان به اصطلاح طرفداران خود را سانسور می کنند یا حاضر به شنیدن صدای آنها نیستند. چرا در هنگام تماس زنده تلفنی صدای آنها قطع می شود.

فقط زمانی به آنها اجازه صحبت داده می شود که در راستای اهداف خودشان صحبت شود در غیر این صورت تماس گیرنده طرفدار حکومت (اطلاعاتی، بسیجی یا مزدور) خوانده شده و صدایش قطع خواهد شد.

این روند همان دکترین آقای بوش است که چند سال پیش در مجامع عمومی اعلام کرد هرکس با ما نباشد علیه ماست.

شبکه های ماهواره ای سالیان سال ادعا می کردند که فرقشان با صدا و سیمای جمهوری اسلامی این است که  با مردم ارتباط زنده برقرار می کنند و صدای آنها را به گوش کرده و به گوش جهانیان می رسانند.

بگذریم از اینکه هر زمان بر علیه آنها بود صدای مخالف به بهانه های مختلف (ببخشید اشتباهی دستم رفت روی دکمه و قطع شد، این صحبت ربطی به موضوع برنامه ندارد، من نمی گذارم صدای طرفداران جمهوری اسلامی از تریبن ما پخش شود، وقت کم است ، شما مزدور هستید، شما از نظام پول می گیرید و .... که خودتا بهتر می دانید) قطع شد.

اما با این حال هر چند گاهی تماسی از زیر فیلترینگ شدید و سیستم های پیشرفته قطع صدا و یا پخش صدا با تاخیر فرار می کرد و صدای مخالفین هم به گوش مخاطبین می رسید.

این شد که سردمداران شبکه های ماهواره ای تصمیم گرفته اند تماس تلفنی را از شبکه های خود بردارند.

علت چه چیزی ممکن است باشد؟

1-                 احتمالا آنها تحمل شنیدن صدای مخالفین خود (جوانان و مردم ایران) را ندارند.

2-                 اربابان آنها تاب شنیدن صدای حق را ندارند

3-                 تماس و برنامه زنده تلفنی جز رسوایی چیزی برای آنها ندارد

4-                 و ....

لذا تاکتیک عوض می شود و شبکه هایی مانند فارسی 1 و من و تو روی کار می آید.

شبکه هایی که فقط از طریق ایمیل و یا پیامگیر با مخاطبین خود در ارتباطند یا بهتر بگویم اصلا در ارتباط نیستند.



:: موضوعات مرتبط: gem tv، manoto، حریم سلطان، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، عکس لو رفته، من و تو، آکادمی گوگوش
:: برچسب‌ها: آکادمی گوگوش, رها اعتمادی, همجنس بازی, عکس بازیگران ترکیه, انگلیس
تاریخ انتشار : یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391 |
نوشته شده توسط : LONDON EYE

'بفرمایید شام' یا بفرمایید 'گسترو دیپلماسی'؟

 برنامه "بفرمایید شام" برنامه ای است که در شبکه ماهواره ای "من و تو 1" ساخته و پخش می شود. این برنامه در ابتدا توسط یکی از استودیوهای رسانه ای انگلیس به نام آی تی وی (ITV) " و تحت عنوان "Come Dine With Me"(به معنای بیا با من شام بخور) تولید و پخش می شد. اما شبکه من و تو 1 که تحت حمایت دستگاه دیپلماسی عمومی لندن است، برای اجرایِ بهتر ماموریت خود، حق ساخت و پخش این برنامه را دریافت کرد

در این برنامه، 4 شرکت کننده که هرگز یکدیگر را ندیده اند، باهم رقابت می کنند و هر شب یک نفر از شرکت کنندگان در خانه ی خود به صرف شام و پذیرایی، میزبان 3 نفر دیگر خواهد شد. آنها در هنگام بازگشت به خانه خود به میزبان و با توجه به دست پخت و میهمان نوازی وی امتیاز می دهند و کسی که امتیاز بیشتری را دریافت کند در شب آخر 1 هزار پوند جایزه خواهد برد.

اما این تمام ماجرا نیست و تنها ظاهر مسابقه است. آنچه که باعث شد شبکه" آی تی وی (ITV) " بابت طراحی و ساخت و تولید چنین برنامه ای، جایزه 2009 جامعه تلویزیونی رویال انگلیس و همچنین جایزه ویژه 2011 باشگاه صنایع رادیو و تلویزیون انگلیس را از آن خود کند ترویج "لایف استایل" و همچنین استفاده از "گسترو دیپلماسی" یا همان "دیپلماسی غذا" است که در این خصوص توضیح داده خواد شد.
شبکه" آی تی وی (ITV)که طراح اصلی این برنامه است در سایت خود اذعان می کند که برای ترویج سبک زندگی (لایف استایل) به تولید برنامه مبادرت می ورزد.

شبکه ماهواره ای "من و تو 1" نیز با بهره گرفتن از قالبِ برنامه "Come Dine With Me" برای انتقال محتوای مورد نظر خود اقدام به ساخت و پخش برنامه ای شبیه این برنامه نموده است تا تاثیر گذاری بیشتری بر مخاطب خود نموده و به اهداف شوم خود برسد.

 

بفرمایید شام و ترویج سبک زندگی غربی

بدون تردید دستگاه دیپلماسی لندن قصد ندارد با صرف هزینه هنگفت و جایزه میلیونی، صرفا دستپخت ایرانیان را ارتقا دهد و نسبت به اولویت های دیپلماسی انگلیسی خود علیه ایران بی اعتنا باشد.
قهرمان اصلی بفرمایید شام، که در واقع بخشی از مخاطبان شبکه من و تو 1 هستند؛ برای حضور در مسابقه لازم است که به منزل میزبان آن شب بروند؛ لذا طبق گزاره های سبک زندگی غربی، همراه خود یک بطری مشروب الکلی به خانه میزبانی که اولین بار در خانه او میهمان می شوند می برند. از آنجا که مخاطب این برنامه فارسی زبان، مسلمان و ایرانی است و حدود شرعی اسلام را برمی تابد؛ در گام نخست، خطوط قرمز شرعی مخاطب را در می نوردد و شرب خمر را عادی سازی و قبح زدایی نموده و به امری متعارف و مقبول بدل می کند.

پس از ورود به منزل میزبان، از آنجا که شرکت کنندگان عموما 2 زن و 2 مرد هستند که تاکنون همدیگر را هرگز ندیده اند، پس از اولین دیدار با هم دست داده و جنس های مخالف صورت یکدیگر را می بوسند، که این امر به طور مشخص از سوی تهیه کنندگان برنامه توصیه می شود.

نوع دکوراسیون منزل میزبان، نوع پوشش افراد، طرز رفتار و معاشرت شرکت کنندگان و همچنین اصطلاحات غیر فارسی که در کلام آنها به طور ناخودآگاه به کار برده می شود عموما بر اساس سبک زندگی غربی است.

نوع پیش‌غذاها ، غذاها و دسرها نیز نیت این برنامه را برای تغییر ذائقه مخاطب ایرانی به ذائقه غربی، فاش می کند.

مراوده ای که میان زنان و مردان در این برنامه صورت می گیرد، مروج روابطِ باز میان زن و مرد مسلمان ایرانی است.

برخلاف اینکه عموم زنان جامعه انگلیس بسیار کم آرایش می کنند؛ آرایش زنان شرکت کننده در این برنامه غلیظ و زننده است و صرفا برای مخاطب ایرانی در نظر گرفته می شود.

شرکت کنندگان در برنامه بفرمایید شام، ساکن لندن هستند و این برنامه زندگی ایرانیان مهاجری را به تصویر می کشد که چگونه در فرهنگ غرب استحاله شده و فرهنگ ایرانی اسلامی خود را به سکولاریسم و لیبرالیسم غرب واگذار کرده اند و در مواجهه با غرب غافیه را باخته اند و سکولار شده اند. بفرمایید شام، هرگز از ایرانیان مسلمانی که در انگلیس بقای معنوی خود را حفظ کرده اند؛ مثل زنان محجبه ایرانی ساکن لندن، استفاده نمی کند.

در واقع بفرمایید شام، طعم "سبک زندگی غربی" ایرانیان ذوب شده در فرهنگ غرب را به مخاطب ایرانی می چشاند

بفرمایید شام و استفاده از "گسترو دیپلماسی"

"گسترو دیپلماسی" یا همان "دیپلماسی غذا" نوعی از دیپلماسی عمومی است که در آن، کشوری برای دستیابی به چهره ای موجه در بین جهانیان غذاهای کشور خود را به رخ آنها می کشد و ضمن نفوذ در ذهن و قلب مردم جهان، آنها را به سمت فرهنگ خود جذب می‌کند.

"دیپلماسی غذا" به ساده‌ترین بیان، بدست آوردن ذهن و قلب مردم از طریق اشتها و علاقه آن‌ها به غذا است.
گفتنی است، کشورهای کُره و تایوان در حال حاضر پیشتازان "گسترو دیپلماسی" هستند و برای این کار هزینه های گزافی پرداخت کرده اند. برای نمونه سریال جواهری در قصر(یانگوم) به منظور معرفی غذاهای کره ای به مردم نقاط مختلف دنیا و پیشبرد "گسترو دیپلماسی" خود، ساخته و در کشورهای متعددی به نمایش در آمد.

یک مثل قدیمی در دیپلماسی عمومی آمریکا می‌گوید "با شناختن ما، ما را دوست خواهید داشت". اما دیپلماسی غذای کره‌ای‌ها و تایوانی‌ها کمی متفاوت است و می‌گوید، "با چشیدن ما، ما را دوست خواهید داشت ".
برنامه بفرمایید شام، در قالب مسابقه جذاب آشپزی، مخاطب ایرانی را ابتدا با ادبیات آشپزی غربی و نام غذاهای آنها و استارتر(پیش غذا)، مین کورس(غذای اصلی) و دسر آشنا می کند؛ نحوه طبخ غذاهای غربی را در خلال برنامه به او می آموزد و نهایتا چهره ی غرب را از طریق گسترو دیپلماسی به روی این مخاطب ایرانی می گشاید. البته گاهی هم که غذای ایرانی طبخ می شود آن را با ملقمه ای از غذای غربی در هم می آمیزند و مثلا قورمه سبزی را با مشروب الکلی می خورند

:: موضوعات مرتبط: manoto، دبی، رها اعتمادی، سالومه سیدنیا، سالی تاک، عکس لو رفته، من و تو
:: برچسب‌ها: آکادمی گوگوش, رها اعتمادی, همجنس بازی, عکس بازیگران ترکیه, انگلیس
تاریخ انتشار : شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 |